در شرایط انزوای بیش از پیش رژیم و استقبال سیاسی از قرار دادن سپاه تروریستی پاسداران در لیست سیاه، شرایط موجود در طرد حکومت فاشیستی ملایان از منطقه و به ویژه جامعه مسلمانان و اقدامات انجام شده در اینباره، البته برای رژیم جلاد صفتی هم که طی نزدیک چهل سال جز با اتکا به سرکوب و تیرک دار ساعتی هم نتوانسته و نمی‌تواند بدون جنایت و غارت مردم حکومت کند و در دروغ‌بافی و شارلاتانیزم سیاسی نیز اسلاف تاریخی را بسیار روسفید کرده، نه شرم و رودربایستی می‌ماند از کسی نه هراس بخصوص که طی همه سالهایی هم که بنام دین اسلام اما بر پایه‌های فقاهت جهل و جنون و جنایت در مثله کردن زندانیان سیاسی، کشیشان بی‌گناه و کشتار زائران اماکن مقدس مذهبی در ایران و کشورهای مسلمان و صدور جنگ و بنیادگرایی به اقصی نقاط جهان دست داشته، اساساً خود را پاسخگوی هیچ مرجع معتبر جهانی هم ندانسته زیرا به اسف کسی هم به خاطر اینهمه او را به بگونه ای جدی بازخواست و تنبیه نکرده است.

نمایش انتخابات رژیم به پایان رسید و نتیجه این نمایش چیزی جز بی آبرویی برای رژیم نبود. "تنور گرم انتخابات" این بار هم ریش ولی فقیه را سوزاند و هم ماسک "اصلاح طلبی" و "اعتدال گرایی" مزدوران رژیم در داخل و خارج از کشور را آتش زد و از بین برد.

رسم گزیده و آشنای مجاهدین البته زیستن در بی نام و نشانیست حتی برای هنرمندانش؛ اما شاعران و ترانه سرایان مجاهد صفت در لابیرنت مقاومت بگمانم بیش از همه با این آئین اخت و عجین هستند (مگر ناچار و بطور استثنا) حتی اگر کوله باری از ترانه و سرود بر دوششان باشد و از آن جمله ترانه ی زیبای ” پرنده “ که با لطیف ترین واژه ها اما شاعر، ترانه سرا یا ـ شاید هم شاعرانش ـ اگرچه آنرا مثل همیشه بی ذکر نامی از خود خواسته و میخواهند اما نشان یگانه شان که به هر حال پنهان شدنی نبوده و نیست و اینکه ”مجاهد “ اگر حتی بخواهد بی شهرت و بی نام و نشان باشد و بماند اما تار و پود روح و تنش را که تنیده شده با آرمان آزادی ایران ـ و نه هیچ چیز دیگر جز آن ـ که نه منکر میتوان شد نه نادیده انگاشت.

گفته می‌شود سردمداران رژیم آخوندی و نزدیکان خمینی مدفون، مصرانه از او خواسته بودند تا قبل از سر بر خاک نهادنش سه مقوله اساسی بقایای خودش را تعیین تکلیف کند. پرونده جنگ ضد میهنی را ببندد، زندان‌ها را از مخالفین و بخصوص مجاهدین پاک‌سازی نماید و جانشین خودش را تعیین کند.

صفحه22 از677