Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

ناهید همت آبادی:  شهد و شوکران "شیرینی خوران"

پس از سی سال که اصحاب صادق استعمار و ارتجاع با انواع اسباب سیاسی، نظامی، دسیسه و دروغپردازی سودای "سر مقاومت را زیرآب کردن" داشتند و نشد و باقی قضایا...! و مستر اوباما پرنده ی بی همتا، دمکراسی؟! (از نوع بوشها) مستقر در عراق توسط آنها را با آرمان و ارمغان نه جنگ ؟! (جز از نوع داعش) و صلح ؟! (از نوع جاری در تمام منطقه) تکمیل کرد و رفت و ماجرای پر هیجان سی و سه بار مناسک صرف "چای و شربت و شیرینی" در همان کاخ در تضاد با صورت و سیرت ایشان در راستای تروریزم زدایی از ملایان برملا گردیده و اسباب مختصر روسیاهی ایشان!!، سرخوردگی میهمانان و حسرت جلادان شد، اصحاب بی صاحب یادشده محض راهگشایی به حریم کاخ سفید و تجدید مراسم "شیرینی خوران" هوس افتاد دوباره توی دلشان ـ البته طبق روال با لابیگری مفرط بی لوطی گری اندک ـ که با دمیدن در اقسام بوق و کرنا و انواع رسانه های سنتی "ایران فروش" بی همتا و "همیشه خائن" به مردم تحت ستم و سرکوب، جنجالی بپا کنند و"هیاهوی بسیار برای هیچ" که یعنی زمین و زمان، ایهاالناس، ساکنان دیار همه ادیان و کفار و بخصوص رئیس جمهورجدید امریکا ـ با بیانات تاکنون غیر مماشات و نوازشگرانه شان نسبت به ملایان ـ حسابی حواسشان جمع باشد که جماعت مجاهدان ایرانی نه فقط دین باوران مسلمان بلکه بسا بدتر از این، دشمنان سمج و قسم خورده ی ملایانند و از آنجا که اینک مراسم "شیرینی خوران" در کاخ سفید "سیاه مالی" و اسباب تلخکامی شده و بطور خاص غول خونخوار آخوندی با انبوه جرم و جنایت، دزدی و فساد، در چنبره ی آتش خشم و غریو خروش مردم نیز نفسهایش به شمارش افتاده و در حال تجزیه و نابودیست، پس ضروریست تا محض حفظ گردنهای " تبرنشان" جلادان از هجوم کینه ی مردم، گستردگی آن تا حد قیام و افتادن طناب دار برگلویشان، " گیت " لابی و لاتی گری سیاسی اگر شده تا حد "اسکار بازی" و البته دلاری دوباره بازگشایی و فعال شود و به ویژه دولتها با گسیل تجار سیاسی اسلحه ـ خون به خدمت خونخواران، تبلیغ و تشویق شوند تا بر کانون اصلی جنگ و خونریزی داعش گونه ملایان و صدور بنیادگرایی و تروریزم آنان به سرتاسر منطقه و جهان چشم ببندند. در حاشیه اما همچنان مثل همیشه با لابیگری ذاتی ـ حرفه ای، گوش به زنگ هم میباید بود تا هرگاه کسی اگر حتی رییس جمهور امریکا باشد یا هر فرد صاحب مقام دیگری اما چنانچه واژه ی اسلام را بر زبان جاری کرد، این لغت را باید فورا قاپیده و اذهان عمومی را از جلب توجه به فاجعه ی مبتلابه دوران و زمان جاری یعنی بنیادگرایی دینی آخوندی و یگانه پادزهر موجود آن مجاهدین و متحدانشان منحرف ساخته و به سوی تفسیرهای فرقه گرایانه ی سنی ـ شیعی سوق و جهت داد. در همین راستا نیز برای اینکه خشم سخت سران ایران احتمالا با گاهی نگاهی یا نشان دادن چشم و چراغی و حتی ابراز کلامی از سرعدم دشمنی با مردم ایران و آلترناتیو آن "برخلاف مستر اوباما که با ملایان بود نه با ما"، سرریز نشده یا "سنگ سرتر" نشوند!! و نسل سنتی "ایران فروشان" اجنبی ـ وطنی نیز بی مقام و منال نماند یا مثل "نرم تنان رده ی ملایان" ظاهرا تاریخ مصرف گذشته و بی مصرف نشوند، باید مثل همیشه و دوباره آنچنان لابی صفت سخن گفت، لابی گونه "شیرینی خورد" و لابی وار "دلالی" کرد تا شاید کمی اسباب امید عمال استعمار و بخصوص خونخواران عمامه دار گردد که حالا حتی پیش از اجرای حکم عدالت درباره آنها و در دادگاهی چون دادگاه نورنبرگ، همگیشان از وحشت غلتیدن در گور تاریخی محتوم، یکسر مشغول دریدن و درو کردن یکدیگر شده اند.

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

مهرداد هرسینی: قربون سنبه پرزور است!

اکنون دیگر کمتر روزی است که شاهد خیزش و اعتراضات مردمی علیه کلیت نظام آخوندی نباشیم. سخن از وضعیت انفجاری جامعه‌ای است که در آن به گفته پاسدار اشتری، سرکرده نیروی سرکوبگر انتظامی «به‌طور میانگین در برخی روزها ۲۰ تا ۳۰ تجمع اعتراضی در سراسر کشور داریم».

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

زینت میرهاشمی: قبرستان کردن مراکز علمی و تاریخی در ستیز با مردم

پس از سه دهه از پایان جنگ ۸ ساله، رژیم ولایت فقیه می خواهد با استفاده ابزاری از استخوانهای قربانیان، با شبح جنگ جامعه را به بند کشد. پاسداران و بسیجیها هر چند گاه و در فرصتهای مختلف تابوتها را به میدان می آورند و بر روی استخوانها رقص مرگ و نیستی انجام می دهند.

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

عبدالعلی معصومی: مصدّق همیشه ماندگار است!

امروز ـ 14 اسفند ـ سالروز درگذشت دکتر محمد مصدّق، پرچمدار مبارزۀ آزادیخواهانه و استقلال طلبانۀ مردم ایران است. 50 سال از روز 14 اسفند1345 گذشت، اما در این 50 سال نه تنها بر یاد و نام دکتر مصدق گردی از فراموشی ننشست، بلکه هر چه گذشت نام و یاد او دلهای بیشتری را به راه خود کشاند و نامش زنده تر شد. آن بزرگوار در آبان 1341 در زیر یک عکس اهدایی نوشت: «به کسانی که وقتی پای مصالح عموم به‌میان آید از مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرفنظر می‌کنند؛ به‌ کسانی که در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آن‌جا که موفق شوند مرد و مردانه می‌ایستند و یکدندگی به‌خرج می‌دهند؛ و به‌ کسانی که در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه‌چیز خود می‌گذرند، این عکس ناقابل اهدا می‌شود».

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

هوشنگ اسدیان:‌ "خمینی پلید و شکست غرور ملی"

بهار خرامان‌خرامان در اسپانیا از راه می‌رسید و هوا بسیار مطبوع و دلپذیر بود. آفتابی نیمه گرم و دلنشین به جان و تنت می‌نشست و نوازشت می‌داد. دوستی را ملاقات کردم که خیال داشت در شهر مادرید یک شمارۀ حساب باز کند، شیک‌ترین لباس‌هایمان را پوشیده و حسابی به خودمان رسیده بودیم. خیابان‌های زیبا را یکی پس از دیگری قدم زده و لذتی عجیب زیاد، از این‌همه زیباییِ گل‌های رنگارنگ می‌بردیم و چشم‌هایمان پُر از نگاه به قشنگی‌های اطراف بود. از روزگار و  زندگی می‌گفتیم و دل به روی‌ها سپرده بودیم. ناگهان دوستم با شوق و اشتیاقی وافر گفت: نگاه کن چه بانک بزرگی، برویم داخل تا شماره‌حسابی بازکنم. بدون درنگ وارد بانک شدیم، یکی از کارمندان به طرف ما آمد و ما را که شیک پوشیده بودیم تحویل گرفت تا یک‌سوم کمرش را خم کرد و خوش‌آمد گفت؛ خوشحال از این‌که با مهر تحویل گرفته شدیم. دوستم که زبان اسپانیایی را در ایران یاد گرفته بود، گفت: می‌خواهد یک شماره‌حساب باز کند و کم‌کم با توجه به تخصصی که دارد تقاضای کار از شرکتی نماید که به مدرک و تخصص ایشان نیازمند است. آقای کارمند چند سؤال کرد و سپس پاسپورت را خواست که نگاه کند. همین‌که چشمش به پاسپورت افتاد، گفت: کمی صبر کنید و به طرف رئیس بانک رفت و بعد از مشورتی کوتاه به طرف ما آمد و گفت: چون ملیت شما ایرانی است، متأسفانه برای شما حساب باز نمی‌کنیم. دوستم درجا خشکش زد و نفس در سینه‌اش حبس شد و گفت شما با دولت ایران مشکل دارید یا با شهروندان ایرانی؟ پس چرا دولتمردان دزد و میلیاردر ایرانی در اینجا انواع و اقسام سرمایه‌گذاری‌ها را دارند؟ کارمند جواب داد که ما طبق قانون عمل می‌کنیم!!

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

صفحه22 از660