Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

محمد/علی/مختاری/قتل های زنجیره ای

محمد مختاری (زادۀ اول اردیبهشت 1321)، تحصیلاتش را در دورۀ لیسانس، در سال 1348، در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی دانشکده فردوسی مشهد به پایان برد. از سال 1355 تا 1358 چهار مجموعه شعر به نامهای «در وهم سندباد», «قصیده های هاویه», «بر شانۀ فلات» و «شعر 57» منتشرکرد.

در سال تحصیلی59/1358 (تا «کودتای فرهنگی» روزهای پایانی فروردین وآغاز اردیبهشت59) در دانشکده هنرهای دراماتیک به تدریس پرداخت.
در سالهای 59 و 60 دبیر «کانون نویسندگان ایران» بود و با «کتاب جمعه» به سردبیری احمد شاملو همکاری داشت.
در آذرماه 61 دستگیر و زندانی شد و به مدت دو سال در زندان بود.
در سال 1368 مجموعه شعر «خیابان بزرگ»را فراهم آورد, که شامل سه بخش است:
 1ـ شعرهای سالهای 58تا 61 که به طور عمده در نشریات همان زمان منتشر شده بود؛
 2ـ شعرهای سالهای 61 تا 64 که بخشی از آن از سروده های دوران زندان اوست و بخشی دیگر از سروده های مربوط به جنگ؛
 3ـ مجموعه شعر «سحابی خاکستری» شعرهای سالهای 1365تا 1370 اوست.
از سال 1365تا 1368 عضو شورای نویسندگان مجلۀ «دنیای سخن» بود.
ـ سال 1368: انتشار دفترهای شعر «منظومه ایرانی» و «حماسه در رمز و راز ملی».
ـ سال 1369: انتشار کتاب «اسطوره زوال» (تبلور تضاد و وحدت در حماسه ملی).
ـ 1371: انتشار کتاب «زادۀ اضطراب جهان» (ترجمه 150شعر از 12شاعر اروپایی) و انتشار کتاب «هفتاد سال عاشقانه» («آنتولوژی شعر عاشقانه معاصر ایران, از سال 1300تا 1370»).
ـ 1372: انتشار کتاب «انسان در شعر معاصر» (نقد و تحلیل ادبی).
ـ 1373: انتشار ترجمۀ زندگینامۀ مارینا «تسوتایوا».
 (ـ خانم مارینا تسوتایوا ـ زادۀ 8اکتبر1892، شاعر و نویسندۀ روسی که در سوربن فرانسه تحصیل کرد و در 31اوت 1941، پس از آن که همسرش به جرم خیانت تیرباران شد، با حلق آویزکردن خود از یک درخت، خودکشی کرد).
ـ 1374: انتشار کتاب «برگ گفت و شنید» (مجموعه سخنرانیها دربارۀ شعر و ادبیات و فرهنگ) در کانادا.
ـ 1375: انتشار زندگینامۀ خانم آنا «آخماتووا»، از شاعران معروف شوروی در دورۀ استالین.
ـ 1376: انتشار ترجمه زندگینامه های «مایاکوفسکی» و «ماندلستام».
ـ 1377: انتشار کتاب «تمرین مدارا» (مجموعه مقالات فرهنگی, اجتماعی و سیاسی).
در مهرماه سال 1377 به همراه پنج نویسندۀ دیگر عضو «کمیته تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران» به «دادسرای انقلاب» احضار شدند.
در بعد از ظهر روز 12آذرماه 1377 توسط عوامل سعید امامی, معاون علی فلاحیان, وزیر اطلاعات رژیم آخوندی دستگیر شد و اندکی بعد به قتل رسید. او از شمار چند ده نویسنده و فعال سیاسی است که در سال 1377 توسط عمّال علی فلاحیان و سعید امامی در وزارت اطلاعات به قتل رسیدند و آن قتلها به «قتلهای زنجیره یی» معروف است.
***
 با تشکّر بسیار از دوست شاعر و نویسندۀ نیک اندیش و بزرگوارم، آقای رحمان کریمی ـ که به درخواست اینجانب، مقالۀ جانباختۀ راه آزادی، محمد مختاری، زیر عنوان «نگاهی به "از صبا تا نیما"» را، که در فصلنامۀ «صدا» (شمارۀ دوم، زمستان 1352) که «زیر نظر و مسئولیت» ایشان منتشر می شد، به چاپ رسیده بود ـ به همراه توضیح زیر برایم ارسال کردند:
 ـ «رابط آشنایی نزدیک من با محمد مختاری (سیاوش روزبهان)، هرمز ریاحی (هوتن راد) بود که "فصلهای سبز" را بیرون می داد. مخلص، در شمارۀ دوم آن فصلنامه شعری داشتم با عنوان "دریغ شرق عزیز". شمارۀ سوم این فصلنامه که شعری به نام "باران بلند شبانه" در آن داشتم، توسط ساواک توقیف شد و در اواخر سال 1357، تنها نسخۀ مانده در ادارۀ نگارش، به دست آمد و با مقدمه یی در این باره به صورت قطع جیبی چاپ و منتشر شد.
 زنده یاد محمد مختاری در آن زمان زیردست دکتر پرویز ناتل خانلری در "بنیاد فرهنگ ایران" کار می کرد و بنابراین از مخلص خواست که نقدش را با نام مستعار "سیاوش روزبهان" چاپ کنم».
 گزیده کوتاهی از مقاله «نگاهی به "از صبا تا نیما"» را در زیر می خوانید:
«... "از صبا تا نیما" تاریخ صد و پنجاه سال ادب پارسی است، از بازگشت تا آستانه پیروزی شعر نو، در دو جلد و در چهار کتاب: بازگشت، بیداری، آزادی، تجدّد، از یحیی آرین پور، طبع شرکت کتابهای جیبی، با همکاری مؤسسه فرانکلین...
 کتاب... نه "تذکرۀ شعرا"ست نه منتخبات آثار، و نه چیزی از قبیل تاریخ ادبیات به معنی اخصّ کلمه... بلکه تحقیق ادبی یک دورۀ تاریخی است؛ از بازگشت تا آستانۀ شعر نو... و به واسطه نزدیکی به روزگار ما و به جهت وقایع شگرفی که در آن رخ داده است، قهراً در رویدادهای ادبی آینده نیز تأثیر فراوان خواهد داشت، اهمیت اجتماعی و ادبی فوق العاده دارد.
 هنگامی که در موضوع کتابی، بر "اهمیت اجتماعی" تکیه می شود، جای آن دارد که مفهوم و معنی متبادر به ذهن از این اصطلاح روشن گردد و در متن تحقیق نیز همواره مبنا قرارگیرد.
 مؤلف از همین آغاز توقعی در خواننده ایجاد می کند که قبلاً نیز انتظار می رفت. زیرا چنان که می دانیم، آرین پور با نوع تحقیقات دانشمندان شوروی آشناست و برگردان "ناصرخسرو و اسماعیلیان" اثر برتلس به فارسی، نشانه یی از این رابطه است که تا حدی می تواند توجه او را به روالی مشخص در تحقیق بنمایاند. این خود نویدی است برای خواننده تا از آغاز "نقطه نظری" بجوید و متوقع باشد. لیکن آنچه اساسی است، دریافت این نظرگاه از متن کتاب است.
 دوره صد و پنجاه ساله اخیر ادب پارسی دوره یی است پیچیده که در آن دگرگونی و تحولی در جنبه هایی از زندگی این خطه صورت گرفته است و در این میان وضع ادبیات از همه متحول تر بوده. همراه با این تحول، گسترش حوزه ها و تنوّع انتظارهای ادبی بر مشکلات تحقیقی می افزاید. از این رو پیداست که مؤلف کاری بس خطیر را تعهد کرده است و در حوزه یی بسیار وسیع یا بهتر بگوییم حوزه های مختلف و گسترده به تحقیق درایستاده، تا آنجا که آغاز کتاب را الزاماً پایان "صفویه" قرارداده است.
 سرآغاز، اشاره یی است به تاریخ ایران، از صفویه تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه. و بسیار خلاصه. و نیز شِمّه یی از شیوه شعری دوره صفوی...
آشوب زدگی زندگی فکری و شعری این دوره بازتابی از نا به سامانی روابطی بود که صفویان در قلّۀ هِرم آن قرارداشتند. دوره صفوی در حقیقت چیزی جز ادامه مناسبات دوره های گذشته خود نبود و همه عواملی که در قرن نهم [هجری ـ دوران قبل از روی کارآمدن حکومت صفوی] موجبات فقر شعری و ادبی و فرهنگی را فراهم آورده بود بر جای بود. در عهد صفویان "آنچه به طور کلی و اصلی تغییریافته همانا ترکیب گروه رهبری سیاسی طبقه فئودال، یعنی بزرگان لشکری، بوده است" (اسلام در ایران، پطروشفسکی، ترجمه کریم کشاورز، ص394). همچنان که در "دوره به اصطلاح فترت" و عهد قاجار نیز همین شکل تعویض مصداق دارد و حاصل مناسبات پرهرج و مرج قرن نهم در محیط امن آنان نیز همچنان پایدار مانده و "بر روی هم اساس مال و خراج و عوارض و تحمیلات فئودالی به صورت سابق محفوظ مانده بود (همان کتاب، ص394) و اساساً "چون مذهب شیعه امامیه در ایران مذهب دولتی شد، صورت پیشین خویش، یعنی "عقیده توده های مردم بودن" را از دست داده به تکیه گاه فئودالیسم مبدّل گشت" (همان کتاب، ص396).
 به هرحال اوضاع و احوال اجتماعی زمان صفویان نه تنها در حوزه شعر که در فرهنگ این مُلک نیز تهی دستی شگرفی ایجادکرد و آثاری که برجای مانده نمودار آن است...
 دوره "بازگشت"، ادامه دوره طولانی فئودالیته این ملک است و همچنان اندیشه یی ویژه بر آن سلطه دارد. لذا ادبیات ایستای قاجاری، بنا به معروف، تنها "به تقلید از دوره غزنویان" پیدایی نیافته است اگر هم "فترتی" پیش از آن چشمگیر است از آن روست که در دوره های تاریخی ایران، هرگاه گسستهایی در مسیر تکامل تولیدی به وجودآمده، توقفها و گسستگیهایی نیز در مسیر ادب و اندیشه و فرهنگ حاصل شده است و در این مورد، به ویژه باید از یورشها و هجومهای اقوام مختلف به این خِطّه یادکرد...
 "از صبا تا نیما" به واسطه توالی سندی و انبوه مدارک لازم برای تحقیق ادب این دوره تاریخی [=دورۀ "بازگشت"]، دارای ارزش بسیاری است و ماده یی ارزنده است برای تحلیل فرهنگ این سامان... از خلال همین اسناد و مدارک است که می توان دریافت که چرا تنها جنبش مشروطه می تواند نقاب این ادب هزارساله را بدرد و سلیقه عام را، هرچند شتابزده و بی پشتوانه و آگاهی درست، در آن اعمال کند...
***
 در کتاب دوم [از صبا تا نیما] که به حق نام "بیداری" گرفته، با درخششی بیشتر از کتاب اول آغاز می گردد و از یک دوره بی خبری حکایت دارد که به گفتۀ مؤلف "به اصطلاح در امن و امان و در حقیقت، مانند قرون وسطای اروپا، در خواب و خیال و بی خبری گذشت. در این مدت سخنی از سیاست نمی رفت و صحبتها غالباً پیرامون شعر و عرفان و ادیان دور می زد". آن هم در زمانی که "تقریباً در سراسر کشورهای اروپایی انقلابات بزرگی رخ داد ... و کارل مارکس مانیفست حزب کمونیست را انتشار داد" (ص223ج1).
در همین دوره رقابتهای دو قدرت بزرگ روس و انگلیس و تحصیل امتیازات و دلالی برخی به اصطلاح روشنفکران، مثل میرزا ملکم خان و... و تضعیف دولت ایران و هرج و مرج مالی و روابط شخصیتهای گروه حاکم، از بخشهای خواندنی کتاب است و گرچه به ناگزیر، به اختصار گراییده، این ادراک را به خواننده می دهد که چگونه وامخواهی دولتی ورشکسته از دولتهای هوشیار، تا بدان حد اوضاع را به وخامت می کشاند که به گفتۀ حضرت شاه شهید [=ناصرالدین شاه قاجار]، "پس یکمرتبه روس و انگلیس بیایند و بگویند دولت ایران دولت مستقل نیست!"...
در این دوره... از "شورش بابیه" که بگذریم... تا نهضت سیدجمال الدین، خبری دیگری نیست؛ خواب است و خرابی و بی عدالتی و استثمار. تا آن که اقدام جسورانه مردی که می گفت: "چنین شجر را باید قطع کرد که دیگر ثمر ندهد" مرزی از اگاهی و روشنگری را مشخص داشت...
***
جنبش مشروطه همچنان که مؤلف دریافته، حرکتی است روشنفکرانه، درجهت تنویر افکار و بازجست آرزوهایی که تا اندازه یی مبهمند و چهره شان به درستی روشن نیست. از همین رو، یک تحول مکانیکی و انتقالی است. واگیره یی است از تمدن بورژوایی غرب، و با آن که در شهرهایی آغاز به حرکت می کند که سوداگری و بازرگانی در آنها رایج تر است نمی توان انگ "بورژوا دموکراتیک" بدان نهاد...
 در مطالعۀ کتای هیچ دانسته نمی شود که چگونه صدراعظم دوره استبداد، صدراعظم دوره مشروطه می شود و سپهدار اعظم ها و سرداراسعد ها پیشرو آزادیخواهان پس از استبداد صغیرند؟
 دانسته نمی شود پیشروان و آزادیخواهان پس از یک دورۀ استقرار و رسیدن به مشروطه، حتی روال روزنامه و مجله و کار و کردارشان را از حوزه های سیاسی بیرون می کشانند و یکسره به اصطلاح "مجله کاوه" و "نوبهار" ادبی می شوند؟...
***
کتاب سوم، درخششهای نظری و اجتهادی مؤلف را بهتر و بیشتر دربردارد. حتی قاطعیت هایی در برداشت و نقد ادبی به چشم می خورد که متأسفانه "کتاب اول" و "کتاب دوم" تا حدودی فاقد آنها بود. در این کتاب از "صفای اصفهانی" تا آغاز "نیما" مورد تحلیل قرار می گیرد. جراید همچنان رو به گسترش اند و اشعار مطبوعاتی و غیر مطبوعاتی جدالها و درگیریهای نظمی و نثری و سیای توأم اند. از شعر رسمی تا شعر "مقاوم" ؛ از شکست استبداد و تلاشهای گوناگونش برای بازگرداندن سلطه از دست رفته؛ از حوادث تاریخی آشفته و آزادی خواهیهای گاه ولنگار و یا بسته از مشروعه و مشروطه و همه پدیده های این دور "سخن" به میان می آید که در رابطه و کشمکش با یکدیگرند. به ویژه در همین دوره است که یکی از جنبه های بسیار ظریف و پراهمیت هنر، یعنی "طنز"، به معنی دقیق تر و پرمفهوم تری نسبت به گذشته رخ می نماید و بخشی که دربرگیرندۀ این جنبه فعالیتهای ادبی است از قسمتهای ارزندۀ کتاب است...
 باری بدین گونه است که از نقش روزنامه هایی مثل ملانصرالدین و نسیم شمال و صوراسرافیل و... و نویسندگان و شعرایی مثل دهخدا و قلی زاده و صابر و سیداشرف و ... سخن به میان می آید و سرآغاز مشروطه را با افروختگی بیشتری رنگ می زند و رابط و تأثیر و تأثر اینان را در مسیر جنبش آزادیخواهی بازمی نماید. به ویژه هنگامی که به تأثیرپذیری سید اشرف از صابر و صوراسرافیل از ملانصرالدین می پردازد، وقوف نویسنده به زبان آذری، شرح نمونه ها و جنبه های گیرا وزنده و محرّک این بخش را موجب می گردد و لبۀ تیز و برّای انتقادهای اجتماعی ـ سیاسی و توجه عموم و میزان نفوذ در خلق را نشان می دهد که می تواند ارزیابیهای برجسته یی برای هنر و هنرمند و تحلیل و جهتگیری هنری باشد...
 بخشهای آخر کتاب که به جدال میان "کهنه" و "نو" پرداخته، نشان می دهد که طرفین این دعوا چگونه از همان بنیادهای اساسی که مورد توجه "نیما" بود، به دور مانده اند و میزان دلبستگی شان را از "تحوّل" و "دگرگونی" بازگو می کند...
***
 نکتۀ آخرین اشاره به سهمی است که "فرانکلین" و ادیتوری فاضل، اما گاه ساده گذر، در طبع این چنین کتاب داشته اند... در نفاست و ویراستگی و صفحه بندی و تا حد امکان بی غلط بودن کتاب، خود، نموداری گویاست و به ویژه فهرستهای گوناگون آن کلیدی شایسته در مطالعه و مراجعه بدان است... (فروردین1351)».