(نامه ماكسيم گوركي به رومن رولان)

 

«نه هر درخت تحمّل كند جفاي خزان

                      غلام همّت سروم كه اين قدم دارد» (حافظ)

   كليله و دمنه از كتابهاي بسيار كهن و معروف ايران است. اصل آن هندي و به زبان سانسكريت بود كه در زمان انوشيروان، از پادشاهان مشهور ساساني، به‌ زبان پهلوي برگردانده شد. در قرن دوم هجري، عبدالله بن مقفع آن‌ را از پهلوي به عربي ترجمه كرد و ابوالمعالي نصرالله، در زمان بهرامشاه غزنوي، متن عربي كليله و دمنه را به‌ پارسي درآورد.
 از آن‌زمان تاكنون، طي 900‌سال، اين ترجمه همواره مورد اقبال ايرانيان بوده و به زبانهاي معتبر دنيا نيز ترجمه شده است. محمد عوفي، نويسنده و دانشمند معروف ايراني، كه با ابوالمعالي نصرالله همزمان بود، در كتاب «لُباب‌ الالباب» دربارهٌ استقبال مردم آن دوران از كليله و دمنه مي ‌نويسد: «از مُنشآت (=نوشته ها) پارسيان هيچ تأليف، آن اقبال نديده است و آن قبول نيافته است».

در سال 1312شمسي فيلم «دختر لُر»، ساختۀ اردشير ايراني و عبدالحسين سپنتا، در تهران به نمايش درآمد. هنرپيشه زن اين فيلم صديقه سامي نژاد (روح انگيز)، كه نقش «گلنار» را در اين فيلم بازي مي كرد، اولين زني بود كه بر پردۀ سينماي فارسي ظاهر شد.

   

سُرایندۀ قصۀ «موش و گربه»، عبید زاکانی، شاعر همزمان با حافظ شیرازی است. در زمان حکومت ابواسحاق اینجو، حاکم شیراز، در آن شهر می زیست و ستایشگر ابواسحاق بود.