Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

بحران معیشتی در میان کارگران میهن امان که به یقین نمایی از حاکمیت فاسد آخوندی است، هر روز ابعاد تازه تری بخود می گیرد. وضعیت در میان این قشر بشدت ضربه پذیر بحدی وخیم است که بسیاری از کارگران اکنون در نبود حمایت های دولتی و استثمار مضاعف از سوی کارفرمایان رژیم بناچار در ساعات فراغت به مشاغل کاذب دوم و سوم مانند «رانندگی، دستفروشی، آشغال جمع کنی، سرایداری و یا باغبانی» روی آورده اند.

با نگاهی به هزینه سبد خانوار در میان قشر کارگری و با نیم نگاهی به آمار های حکومتی، اکنون می توان بخوبی به مجموعه فشارهای مالی و اقتصادی که روزانه بر شانه های کارگران استوار شده اند، پی برد. برای نمونه در حالیکه دولت آخوند روحانی خط فقر در بزرگ شهر تهران را معادل ۳ میلیون و دویست هزار تومان در ماه تعریف کرده، اما اکنون شاهد هستیم که حداقل دستمزد کارگران برای سال جاری تنها ۸۱۲ هزار تومان به تصویب رسیده، امری که در منطق خود به بحران فقر و تهی دستی کارگران ضربات جبران ناپذیری را وارد نموده است.
همچنین بحران در طیف طبقه کارگردر ایران بحدی است که اکنون کمتر روزی شاهد حرکات اعتراضی کارگران بجان آمده عیله ظلم و ستم رژیم آخوندی نباشیم. سخن از ستمی سازمان داده شده از سوی متولیان فاسد آخوندی است که در ادامه خود به صنعتی بنام «اخراج بی رویه» کارگران از واحد های تولیدی و صنعتی راه برده است. به موازات تمامی این واقعیات نیز باید به عدم پرداخت دستمزدها و معوقات، نبود بیمه های درمانی و حقوق از کار افتادگی، عدم پرداخت پاداش و عیدی و یا قراردادهای سفید و بدون امضاء اشاره نمود، بطوریکه معیشت بیش از 13 میلیون کارگر به انضمام خانواده های آنان را با خطرات جدی روبرو ساخته است. برای نمونه «در کارخانه ذوب آهن اردبیل بیش از ۴۰۰ نفر کارگر رسمی و قرار دادی فعالیت دارند که ۱۳ ماه حقوق آنها پرداخت نشده است». ( خبرگزاری حکومتی ایلنا ۲۸ بهمن ۱۳۹۵)
و یا در تازه ترین نمونه باید به تعطیلی کارخانه بزرگ سیمان کارون در مسجد سلیمان که پس از صنعت نفت در این استان دارای مهم ترین جایگاه بوده، اشاره نمود. با وجود تمام تلاش و فداکاری های کارگران که حتی حاضر به صرفنظر کردن از حقوق و مزایای خود برای جلوگیری از تعطیلی این واحد تولیدی شده بودند، سرانجام قریب ۴۸۰ کارگر محروم این واحد تولیدی و پس از ۳۸ روز اعتصاب از کار بیکار شدند.
به یقین درصورت وجود سیاست های عادلانه کارگری، جلوگیری از تعطیلی این واحد بزرگ امکان پذیر می بود، زیرا کارگران سیمان کارون حتی پیشنهاد داده بودند که به جای دستمزد، «فروشگاه های شهر به آنها مواد غذایی» تحویل بدهند. امری که نه تنها از سوی رژیم و کارگزاران آن مورد موافقت قرار نگرفت، بلکه فراتر از آن به دستگیری چند کارگر محروم نیز انجامید.
 خبرگزاری حکومتی ایلنا ( ۲۵ بهمن ۱۳۹۵) ضمن اعتراف به این واقعیات از جمله می نویسد: “به دنبال تصمیمی که کارفرمای این واحد تولیدی از روزهای گذشته گرفته بود، فعالیت کارخانه از امروز (دوشنبه ۲۵ بهمن ماه) متوقف شده است. بر پایه این اظهارات هرکدام از کارگران سیمان مسجد سلیمان براساس نوع کار و قرارداد استخدامی بین 5 تا 16 ماه دستمزد معوقه طلبکارند».

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter