قسمت نهم -بازرگان و سخنرانی او در مجلس ارتجاع پس از ۵ مهر
استراتژى قیام و سرنگونى
سلسله آموزش براى نسل جوان در داخل کشور (قسمت نهم)
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
اشرف کانون استراتژیکى نبرد
نقدینه بزرگ ملت
درمبارزه آزادىبخش با رژیم ولایت
پیام به رزمندگان ارتش آزادى
و نیروهاى انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوى -۳۰دى ۱۳۸۸
سخنرانى بازرگان در مجلس ارتجاع پس از ۵مهر
«با کمال تأثر و با توسل به درگاه ذوالجلال باید اقرارکنیم که آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعله کشیده، خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده، کمتر کسى است که درصدد خاموش کردن آن برآید… همچنین نونهالان دختر و پسر وکسان وابسته و هوادار یا برکنار که در درگیریهاى خیابانى و دادگاههاى انقلابى، قربانى التقاط و انحراف یا انتقام مىگردند، نونهالانى که هرچه باشد جگرگوشگان و پرورش یافتگان امید این مملکت بوده عاشقوار یا دیوانهوار، فداکار یا گناهکار، درطاس لغزندهیى افتادهاند. درحالى که هر طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضداسلام و عامل امپریالیسم مىخواند. نه روحانیان ارجمند و مکتبیهاى غیرتمندمان از آمریکا واردشدهاند و نه جوانان جانباز در خانوادههاى آمریکایى زاییده و بزرگ گشتهاند، که بتوان مزدورشان خواند».
به اشاره خامنهاى که در آن زمان در مجلس خمینى، لیدر فراکسیون اکثریت یعنى حزب جمهورى اسلامى بود، نمایندگان دستنشانده ارتجاع همانجا تا حد کتک زدن مهندس بازرگان «نخست وزیر دولت امام زمان» (عین عبارت خمینى را در بهمن ۵۷ مىگویم) در مجلس پیش رفتند. حتى حکم دستگیرى او را لاجوردى بهخاطر این سخنرانى صادر کرد اما بعداً رژیم از آن کوتاه آمد.
***
یکى از دوستان بازرگان که بیوگرافى و سوابق سیاسى بازرگان را بعد از درگذشت او منتشر کرده در این باره مىنویسد:
«… شاید مهمترین سخن بازرگان در این مورد، نطق ایشان در ۱۵مهرماه ۱۳۶۰ مجلس باشد که البته بر اثرجنجال عدهیى از نمایندگان، سخن قطع شد و کلام به پایان نرسید… این سخنان در فضاى پاییز سال۱۳۶۰ بسیارشجاعانه و مهم و قابل توجه بود. در واقع مىتوان گفت این سخنان فقط از شخصى و شخصیتى چون مهندس بازرگان، انتظار بود. در عین حال چنان جنجال و سر و صدایى در مجلس برخاست و چنان تهاجمى به مهندس بازرگان، صورت گرفت که نطق وى نیمه تمام قطع شد و بهویژه رئیس مجلس نیز دستور قطع بلندگو داد و بازرگان ناچار در محاصره انبوه مهاجمان از جایگاه نطق به زیر آمد و ناراحت، اما آرام سرجایش نشست. باز مهاجمان رهایش نکرده، دور او را گرفته و با سر و صدا و گاه با توهین و الفاظ رکیک با او بحث و گفتگو مىکردند. هرچند که او غالباً ساکت بود و عملاً نیز نمىتوانست با دهها تن پرخاشگر، هم زمان بحث کند… پس از آن طبق معمول، سخنان بازرگان درخارج از مجلس درجامعه و مطبوعات ونمازهاى جمعه ومحافل مذهبى وسیاسى، انعکاس وسیع پیدا کرد و در همه جا نویسندگان و گویندگان با شدت تمام برضدبازرگان، و نطق وعقاید او سخنپراکنى کردند. حتى عدهیى در بیرون مجلس علیه بازرگان دست به تظاهرات زدند. در خود مجلس نیز تا مدتها، برخى نمایندگان در نطقهاى پیش از دستور و یامناسبتهاى دیگر، به بازرگان و نطق ۱۵مهرماه ۱۳۶۰ او اشاره کرده، او و همفکرانش و دولت موقتش را زیر ضربات انتقاد و حمله خود گرفتند. البته امکان پاسخگویى براى او اصلاً وجود نداشت و اگر گاه اعتراضیهاى کتبى به رئیس مجلس داده مىشد، قرائت نمىشد و لذا در صورت مذاکرات مجلس یا در مطبوعات و خارج از مجلس، انعکاسى پیدا نمىکرد. در مطبوعات هم ماجرا کم و بیش از همین قرار بود. از جمله در کیهان و جمهورى اسلامى، مقالهها و مطالبى بر ضد بازرگان، نوشته مىشد ولى پاسخهاى وى را هرگز چاپ نمىکردند.
ظاهراً فقط یک مورد بود که روزنامه کیهان، پاسخ بازرگان را چاپ کرد. البته طبق معمول، در کنار متن نطق و جوابیه بازرگان، مطالب دیگرى به قلم آقاى سیدمحمد خاتمى، سرپرست کیهان، در نقد مطالب مهندس بازرگان، درج شده بود» (یوسفى اشکورى- در تکاپوى آزادى، جلد دوم ص ۵۰۳ و ۵۰۷ ۵۰۸).
***
در آن روزگار همین آخوند خاتمى بهجاى دژخیم حسین شریعتمدارى بهعنوان نماینده ولىفقیه موسسه کیهان را اشغال کرده بود. خاتمى که یک خط امامى «هفت خط» دو آتشه بود، سه روز پیاپى در روزهاى ۱۶و۱۷و۱۸مهر در سرمقاله کیهان به قلم خودش بازرگان را شلاقکش کرد که چرا از مجاهدین دفاع کرده است. خاتمى نوشت که بازرگان بهخاطر ترور (انور) سادات ناراحت بوده همچنین ادعا کرد مسعود رجوى براى هماهنگى تظاهرات ۵مهر سفرى از پاریس به آمریکا داشته و با اشاره به اینکه مجاهدین بازرگان را نماینده بورژوازى و در نتیجه آمریکایى مىدانند، بر آن بود که بازرگان را علیه مجاهدین تحریک کند و ندامت نامه بگیرد.
رفسنجانى در خاطراتش درباره سخنرانى بازرگان و آنچه رژیم یک هفته بعد از سخنرانى بازرگان براى قطع حملههاى به نهضت آزادى و «بهتر» شدن وضع، به آنها پیشنهاد مىداد، به اجمال اشاره کرده است. گوش کنید:
۱۹مهر: «امروز طومارهای پنجاه متری در سالن مجلس آوردهاند که مردم به دنبال سخنان آقای بازرگان، خواستار اخراج لیبرالها از مجلس شدهاند و اینها خیلی ناراحتند و از من گله دارند که چرا کاملاً ازآنها حمایت نمیکنم»
۲۳مهر ۶۰: «اول شب، جلسهیی طولانی با سران نهضت آزادی، آقایان بازرگان، سحابی، یزدی، صدر و صباغیان داشتیم. از اینکه از سوی حزباللهىها و رسانههای جمعی تحت فشارند، شکایت داشتند و چاره جویی میکردند. گفتم، اگر موضع صریح در مقابل ضدانقلاب بگیرند، وضع ممکن است بهتر شود» (خاطرات رفسنجانى- جلد اول، ص۳۲۳و ۳۲۹)
***
این هم قسمتى از جواب خاتمى به بازرگان در سرمقاله کیهان:
«آقاى بازرگان، آنجا که از انتساب آشوبگران به آمریکا برمى آشوبند، خود حکایتگر نوعى نگرش آمریکایى به مسائل است… بدین ترتیب تشخیص درست امام و امت را که دشمنان داخلى… را آمریکایى مىخوانند و اعمال و مواضع آنان را به نفع آمریکا مىدانند، به تمسخر مىگیرند… آیا شاه مخلوع که گوى سبقت را از همه حکمرانان جهان سوم در سوق دادن کشور به سوى وابستگى تام به غرب وخصوصاً آمریکا… ربوده بود، درخانواده آمریکایىزاده شده یا از آمریکا برگشته بود؟ … .
آیا آقاى بنى صدر که… آمریکا همه امیدهایش را براى بازگشت به ایران، به وى بسته بود، ازخانواده آمریکایى بود؟ …
آیا آقاى رجوى که روز و روزگارى، آقاى بازرگان را نماینده بورژوازى که طبق تحلیلهاى ماتریالیستى حضرات ماهیتاً آمریکایى است مىدانست، و امروز که به منظور رهبرى مقاومت ضدامپریالیستى در ایران به دامن فرانسه آویخته است! و براى تکمیل مبارزات ضدآمریکایى، این اواخر سفرى به آمریکا کرده است، باکمال شهامت! به تمجید از بورژوازى ملى برخاسته و براى سرنگونى جمهورى اسلامى پیشنهاد اتحاد با بورژواها را مىدهد… و ”جرج بال“ به سیاستمداران آمریکا اکیداً توصیه مىکند که مجاهدین خلق! را بهعنوان جناح نیرومند مخالف با رژیم ارتجاعى! ایران موردحمایت و تقویت قرار دهند و بالاخره مورد تمجید و ستایش فراوان رادیوها و سخن پراکنیهاى آمریکا و اسرائیل و بى.بى.سى است، آیا آقاى مسعود رجوى ازخانواده آمریکایى است؟ …
و امروزهمان جوانان پاکباز! که شما به دفاع از آنان برخاسته اید، چشم و گوش بسته به فرمان آقاى رجوى وهمپالگیهاشان و به کمک بازماندههاى رژیم شاه، و هنگامى که نیروهاى رزمنده جمهورى اسلامى درگیر دفن تجاوز رژیم آمریکایى صدام هستند، به کشتار و تخریب دست مىزنند.
مراد از آمریکایى بودن، نحوهیى ازدید و بینش است که به سادگى، ابزار دست سیاستهاى توسعه طلبانه آمریکا مىشود، و بهخاطر برخوردارى از همین دید و بینش، جریانى که شما در رأس آن قرار دارید همواره از مواضع ضدآمریکایى جمهورى اسلامى البته با توجیهات گوناگون اظهارنارضایتى و حتى مخالفت قولى و عملى کرده است…
امروز این آمریکاست که پندارگرایانه براى سرنگونى جمهورى اسلامى به مجاهدین خلق! دل بسته است و از آنان حمایت مىکند» (کیهان ۱۸مهر ۱۳۶۰-یادداشت روز خاتمى).
| < قبلی | بعدی > |
|---|
