قسمت چهارم-اصلاحات و سوابق آن در رژیم ولایت فقیه

فهرست مطلب
قسمت چهارم-اصلاحات و سوابق آن در رژیم ولایت فقیه
اصلاحات خمينى و حكم هشت ماده اى
موضع مجاهدين
اصلاحات خاتمى
بالاترين دستاورد آخوند خاتمى براى رژيم
آرمان و اسلوب خاتمى
تعريف استحاله و الزام رفرم در رژيم ولايت فقيه
تعريف و معيار تشخيص اصلاحطلبان واقعى
اگر خاتمى در برابر ولىفقيه مي ايستاد
يك يادآورى تاريخى
يادآورى ضرورى ديگر
تمامی صفحات
سه‌شنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ / ۰۲ فوریه ۲۰۱۰
AddThis Social Bookmark Button

استراتژى قیام و سرنگونى
سلسله آموزش براى نسل جوان در داخل کشور (قسمت چهارم)
مسعود رجوی - رهبر مقاومت ایران
اشرف کانون استراتژیکى نبرد
نقدینه بزرگ ملت درمبارزه آزادىبخش با رژیم ولایت
پیام به رزمندگان ارتش آزادى
و نیروهاى انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوى -۳۰دى ۱۳۸۸

  فصل سوم –اصلاحات و سوابق آن در رژیم ولایت فقیه
چه خوب بود اگر خمینى پدر طالقانى را پس نمىزد و ریاست جمهورى ایشان را مىپذیرفت. اما حتى ما به‌درستى نفهمیدیم که چه شد که آقاى طالقانى سه ماهونیم پس از این‌که ما او را نامزد ریاست جمهورى کردیم، به‌طور ناگهانى درگذشت. من دلیلى ندارم که بگویم این درگذشت مشکوک است. اما توده مردم در آنزمان شعار مى‌دادند «بهشتى، بهشتى، طالقانى را تو کشتى».
در هر حال، پدر طالقانى که در آبان ۵۷ از زندان آزاد شده بود، در بیرون زندان فقط ۱۰ماه و نیم به‌سر برد و هر روز هم از جانب دار و دسته خمینى تحت فشار و در معرض جنگ اعصاب و بحران قرار داشت.
رفتار خمینى با آیتالله طالقانى، مفسر بزرگ قرآن، که دیگر نمى‌شد به او هم برچسب التقاطى و منافق زد، نشان داد که رژیم خمینى ظرفیت اصلاح شدن ندارد. هر کس اندک آشنایى با قران و تفسیر داشته باشد، مى‌داند که خمینى در تفسیر قران نه فقط به گردپاى پدر طالقانى هم نمى‌رسید، بلکه سراپا غرق در منطق صورى و اسلوب اسکولاستیکى و جهان‌بینى قرون وسطائى بود. تنها نقطه قوت خمینى مبارزه جویى او در زمان شاه البته از موضع مادون سرمایهدارى بود. مطلعین مى‌دانند که خمینى بعد از کودتاى ننگین سال۱۳۳۲، هم کاسه کاشانى و سپهبد زاهدى بود که اعدام مصدق را مى‌خواستند. خمینى تا زمان فوت آقاى بروجردى بزرگ در ابتداى ۱۳۴۰، «حاج آقا روح الله» نامیده مى‌شد. سپس در جریان ”انقلاب سفید“ که شاه براى حفظ رژیمش به اصلاحات ارضى و شرکت زنان در انتخابات روى آورد، به مخالفت برخاست. قد علم کردن او در برابر کاپیتولاسیون بودکه شهرت و مقبولیت او را به اوج رساند. پس از ۱۵خرداد ۱۳۴۲ شاه قصد دستگیرى و زندانى کردن او را داشت. اما سه تن از مراجع شناخته شده آن زمان (شریعتمدارى و میلانى و مرعشى) به اتفاق گروه دیگرى از روحانیان شناخته شده از تبریز و سایر نقاط در شهر رى در جوار حرم شاه عبدالعظیم جمع شدند و گویا اعلامیهیى صادر کردند که مضمون آن ارتقاى ”حاج آقا روح الله“ به رتبه آیتاللهى و مرجعیت بود تا خمینى بدینوسیله از پیگیرد و دستگیرى مصونیت پیدا کند. هر چند که خمینى در منتهاى ناجوانمردى حتى شریعتمدارى را هم که باعث نجات او شده بود، تحمل نکرد و به رذیلانهترین صورت، کارى را که شاه نکرده بود انجام داد و آیتالله شریعتمدارى را در عین کهولت و بیمارى و کبر سن، حبس خانگى کرد و به تلویزیون کشاند.
***
راستى که خمینى به هیچ‌کس وفا نکرد. حتى از اعدام قطبزاده هم که در هواپیمایى که از فرانسه به تهران آمد در کنارش نشسته بود، صرفنظر نکرد. یکى از زندانیان دهه ۶۰ نقل مى‌کرد که وقتى قطبزاده را نیمهشب براى اعدام مى‌بردند، چندین بار شعار درود بر مجاهدین داده بود… .
عزل بازرگان اولین نخستوزیر خمینى که خودش دولت و نخست وزیرى او را به امام زمان منسوب مىکرد، عزل بنى صدر اولین رئیسجمهور رژیم که خودش مى‌گفت نویسنده اصل ولایتفقیه در خبرگان بوده، و سپس عزل منتظرى جانشین اعلام شده خمینى، جاى تردید باقى نگذاشت که رژیم ولایتفقیه هیچ‌گونه قابلیت استحاله و اصلاح ندارد. گفته بودیم که افعى هرگز کبوتر نمىزاید.
 
یکسال و نیم پس از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ که سرکوب و شکنجه و اعدام (گاه صدها اعدام و تیر خلاص فقط در یک شب) آبرو و حیثیتى براى رژیم باقى نگذاشته بود و برخى دستجات درونى رژیم و حتى منتظرى جانشین رسمى خمینى هم به‌ستوه آمده بودند، خمینى در ۲۴آذر ۱۳۶۱ یک حکم ۸ مادهیى خطاب به قوهقضائیه و تمام ارگانهاى رژیم صادر کرد. این حرکت در آن زمان سرو صداى زیادى به‌پا کرد و به آغاز رفرم و اصلاحات در رژیم خمینى تعبیر شد، هرچند که خمینى، در سراپاى همین حکم، مجاهدین و هر فرد و گروه برانداز را مستثنى کرده بود.