• صفحه اول
  • مجموعه خبري
    • اخبار اشرف
    • اخبار قيام
    • فعاليت هاي بين المللي شورا
    • تروريسم و بنيادگرايي
    • در آينه رسانه ها
    • اخبار رژيم
    • خبرهاي جهان
    • حقوق بشر
    • فعاليتهاي بينالمللي
      • صفحه ويژه عليه سفر احمدي نژاد به نيويورك
        • واكنشهاي آخوندهاي حاكم بر ايران عليه تظاهرات نيويورك
        • حمايتها و پيامها و سخنرانيها
    • اخبار اجتماعي و اقتصادي
      • خبرهاي كارگري
    • اتمي
    • اخبار ورزشي
    • كل اخبار
    • تحريمها عليه رژيم
  • نگاه ها و نظرها
    • فرهنگ و هنر
    • دادگاه عوامل وزارت اطلاعات
    • از درون رژيم
    • آن روزهاي ”طلايي”!
  • فيلم و عكس
    • فيـلم
    • گالري هاي عكس
  • زنان
  • اطلاعيهها
    • شوراي ملي مقاومت
    • سازمان ها
    • انجمن ها
  • كتابخانه
    • كتاب ها
    • نشريات
    • قتل عام زندانيان سياسي در سال 67
  • ارتباط با ما
    • ضوابط
    • فيلتر شكن
  • درباره همبستگي


قسمت ششم - قیام و انقلاب

فهرست مطلب
قسمت ششم - قیام و انقلاب
خمينى و مجاهدين هركدام با انقلاب ضدسلطنتى چه كردند؟
عهد مجاهدين و مقاومت ايران براى آزادى خلق و ميهن
اپورتونيسم، عارضه قيام
قيام و اپورتونيسم چپ و راست
تهديد اصلى
نكته يى درباره سلسه مراتب تضادها
تمامی صفحات
صفحه 1 از 7
پنج‌شنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ / ۰۴ فوریه ۲۰۱۰
AddThis Social Bookmark Button

 استراتژى قیام و سرنگونى
سلسله آموزش براى نسل جوان در داخل کشور (قسمت ششم)
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
اشرف کانون استراتژیکى نبرد
نقدینه بزرگ ملت درمبارزه آزادىبخش با رژیم ولایت
پیام به رزمندگان ارتش آزادى
و نیروهاى انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوى -۳۰دى ۱۳۸۸
قسمت ششم

فصل ششم- قیام و انقلاب

 ”قیام“ را خروج جمعى توده مردم براى انهدام دستگاههاى حاکمیت در شرایطى که دیگر حاضر به تحمل ظلم و ستم نیستند، تعریف مى‌کنند. خصوصیت ویژه قیام حالت شورش و عصیان است. دراین حالت توده ها حداکثر تفوق روحى را با حداکثر تهور و آمادگى در هم میآمیزند. براى دادن همه‌گونه قربانى بدون هراس از مرگ آماده اند و تا از بین بردن شبکه پلیسى و نظامى دشمن از پا نمینشیند. طبق تجربه هاى تاریخى، قیامهاى تودهاى در قله و نوک پیکان خود با شعار ”مرگ یا پیروزى“ به حسابرسى بلاواسطه از جنایتکاران و عناصر خائن روى مى‌آورند. اگر شرایط عینى براى انقلاب مهیا باشد، قیام مى‌تواند بسته به هدفها و ماهیت دستگاه و عنصر رهبرى کنندهاش به انقلاب اجتماعى بالغ شود. هم‌چنان‌که مى‌تواند، در یک مسیر خود‌به‌خودى شیب نزولى طى کند یا حتى مهار و سرکوب و خاموش شود. هر قیامى الزاماً استمرار ندارد و الزاماً به انقلاب منجر نمى‌‌شود، اما هر انقلاب واقعى، قیام یا سلسله یى از قیامها را در خود دارد.


- ”انقلاب“ به‌طور خیلى خلاصه ”دگرگونى جهش‌وار و تکاملى جامعه از طریق سقوط طبقه حاکم و انهدام نهادها و روابط مربوط به آن توسط توده‌هاى مردم“ تعریف مى‌‌شود. حکومت کننده دیگر نمى‌تواند مثل سابق حکومت کند، طلسم حاکمیت درهم شکسته و با انحلال و ریزش و گسستگى شتابان مواجه است. از طرف دیگر تنگدستى و نارضایتى و بدبختیهاى جامعه به آن‌جا رسیده است که دیگر تحمل پذیر نیست و حکومت شوندگان براى تغییرات بنیادین به میدان میایند. این‌جاست که حداکثر پیوستگى در صفوف مردم ایجاد مى‌‌شود و پیشروترین قشرها و طبقات مردم در صف مقدم قرار مى‌گیرند.
وقتى چنین شرایطى آماده باشد ما با یک وضعیت عینى انقلابى رو‌به‌رو هستیم که خصوصیت ویژه آن، بحرانهاى فراگیر و پایان ناپذیر در هیئت حاکمه است.
اما از این پس، دیگر همه چیز بسته به عامل ذهنى، یعنى عنصر هدایت کننده و دستگاه و تشکیلات رهبرى کننده است که سیل خروشان را چگونه و به کجا مى‌برد؟ این‌جا دیگر سؤال اینست که راننده کیست و به کجا مى‌برد؟ سمتگیرى او به کدام جانب است؟
بلادرنگ باید توجه بدهم که منظور از عنصر جهت یاب و هدایت کننده و دستگاه و تشکیلات رهبرى کننده، اسم و نام نیست، بلکه راه و رسم است. صورت ظاهر نیست، بلکه خط مشى عملى و واقعى است.
به عنوان مثال: ما با عبا و عمامه و شخص خمینى، دعوا نداشتیم. دعواى ما با خط ارتجاعى حاکمیت آخوند تحت عنوان ”ولایت فقیه“ ، به جاى حاکمیت مردم است.
با کت و کلاه و کراوات شاه و فرد او هم دعوا نداشتیم، دعواى ما با خط دیکتاتورى و وابستگى بود.
حالا هم که به بحث قیام اشتغال داریم، با هیچ‌کس در داخل یا خارج رژیم ولایت فقیه، دعوایمان فردى و شخصى و شکلى و ظاهرى نیست.
صورت مسأله اینست که کدام عنصر و خط مشى هدایت کننده مى‌تواند، شرّ رژیم ولایتفقیه را از سر مردم ایران کم کند.
هم‌چنان‌که در بحثهاى قبلى گفتیم، سرنگونى دیکتاتورى ولایت فقیه، اصول خود را دارد. از یکطرف باید مشى و روش لازم براى این کار را دریافت که همان استراتژى و تاکتیکى است که باید متناسب و مبتنى بر قانونمندیهاى این رژیم باشد و خصایص ویژه رژیم ولایت فقیه و ”رابطه“ هاى ضرورى ناشى از ماهیت آن را در نظر بگیرد. از طرف دیگر مشروط به وحدت و همبستگى نیروها و ارائه آلترناتیو دموکراتیک است.
اما قبل از این‌که استراتژى سرنگونى را موضوع بحث و سؤال و جواب قرار بدهیم من مى‌خواهم روشن کنم و با صراحت بگویم که اگر موسوى و امثال او بتوانند قیام را بجانب سرنگونى این رژیم یا اصلاح آن هدایت کنند، که لازمه اش با همان شاخصهایى که در مورد اصلاح طلبان واقعى گفتیم نفى ولایت فقیه است، البته که باید هژمونى و رهبرى سیاسى آنها را با حفظ مواضع و نقطه نظرهاى خودمان بپذیریم. این وظیفه ماست و از آن به هیچ وجه رویگردان نیستیم و خجالت هم نمى‌کشیم و با صداى بلند هم مى‌گوییم.
آن چه خجالت دارد این است که آنها اهل این کار نباشند و ما با دنباله روى از ”موسویان“ و هرکس که به ولایت فقیه پایبند است، خاک در چشم قیام و قیام آفرینان بپاشیم و قیام، سرد و بى‌روح و خاموش شود.
در زمان شاه هم، خجالت از آن اپورتونیستهایى بود که در یک مقطع، مجاهدین را با چپ نمایى‌هاى میان تهى به سود خمینى متلاشى کردند و الا تا سال ۵۴، همین رفسنجانى، میگفت: خمینى بدون مجاهدین آب هم نمى‌تواند بخورد!


قبلی - بعدی >>

< قبلی   بعدی >
 

Copyright © 2004 - 2010. All Rights Reserved.

Hambastegi Meli - همبستگي ملي - اخبار ايران .