بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

    دکتر کاظم رجوی در نیمروز سه شنبه 4اردیبهشت 1369 (24 آوریل 1990) توسط مزدوران تروریست رژیم آخوندی در حومه ژنو به شهادت رسید. «گناه» دکتر کاظم را از زبان همرزم پاکبازش ـ محمدحسین نقدی، نماینده شورای ملی مقاومت در ایتالیا ـ بشنویم که او نیز کمتر از دو سال بعد، در 25 اسفند1371 (16مارس1992)، به دست تروریستهای اعزامی رژیم تروریست پرور آخوندی در رم به شهادت رسید:
     «کاظم علاوه بر این که یک عاشق؛ عاشق زندگی و مردم بود، یک رجوی هم بود. این "رجوی بودن" از دیدگاه خمینی همیشه گناهی نابخشودنی بود... کاظم برادر مسعود رجوی است... از نظر دشمنان خُرد و درشت آزادی و استقلال ایران، کاظم، "گناهی نابخشودنی تر هم از قدیم برعهده داشت، زیرا هم او بود که با تکاپوی شگفت و طاقت فرسای فوق  العاده اش... مانع از اعدام مسعود رجوی به دست شاه شده بود. و مسعود رجوی از فردای انقلاب ضدسلطنتی، نه، که از سالها پیش از آن، تنها دلیل جدّی نگرانیها و رسواشدنهای دجّال و پیروانش بود. خمینی خود  گفته بود که دشمن او نه آمریکاست و نه شوروی؛ دشمن او، به گفته خودش، آن "جوان یکدنده" (مسعود) بود که حاضر به پذیرش رهبری او نبود...


     آخرین "گناه" از سری "گناهان" کاظم هم، [که] البته می توانست خود به تنهایی لاشخورهای پس مانده از خمینی را آن قدر به دستپاچگی و وحشت اندازد که ترور او را در سرلوحه آخرین دست و پازدنهای مذبوحانه شان قراردهند، [این بود که] کاظم با استفاده از تمامی تجربیات مبارزاتی، به نمایندگی از سوی مسعود رجوی، در این آخرین مأموریت بزرگش، همه صحنه سازیهای مربوط به معامله ملیجک (=رفسنجانی) با شیاطین را، که به دلّالی گالیندوپل [نماینده ویژه کمیسیون حقوق بشر ملل متّحد] درحال اجرا بود، برهم زده بود؛ معامله یی که می باید حاصلش کارت ورود رفسنجانی به بازار بورس جهانی برای چوب حراج زدن به ایران، باشد. کاظم موفق شده بود هم "رئیس جمهور مُدره" این رژیم صاحب مرده و  هم آن دلّال ظاهرالصّلاح را در افکار عمومی جهان سکّه یک پول کند...


      حاصل دور اول زندگی مبارزاتی و سیاسی شهید بزرگ حقوق بشر، حفظ مسعود برای جنبش انقلابی و مردم ایران بود. آن فرزانه فروتن در دور آخر، با شهادتش بی پایگی دروغ ترین دروغها؛ ادّعای اعتدال و ثبات بقایای رژیم خمینی را شهادت داد. زندگی و شهادت کاظم رجوی  شاهکار عشق و راستی بود» (راه آزادی، دور دوم، شماره 5، خرداد1369، ص40).
     دكتر كاظم رجوي در آذرماه سال 1362 به عنوان فرستاده ويژه مسئول شوراي ملي مقاومت براي بررسي درمورد طرح قطعنامه يي در مجمع عمومي ملل متّحد به نيويورك اعزام شد. در نتيجه تلاشهاي او در مجمع عمومي ملل متحد, موضوع تعيين يك نماينده ويژه براي پيگيري مساٌله نقض حقوق بشر در ايران مطرح گرديد و مجمع عمومي, كميسيون حقوق بشر را موظّف نمود كه به نماينده خود ماٌموريت بدهد كه منتظر اجلاس سالانه كميسيون نشود و گزارش موقّت خود را به مجمع عمومي ارسال كند. اين امر پايه گذار بسياري از محكوميتهاي رژيم خميني توسط ارگانهاي مختلف ملل متّحد گرديد.
      ـ در ديماه سال 1363 دکتر کاظم در راٌس هياٌتي در سي و نهمين اجلاس مجمع عمومي ملل متحد در نيويورك شركت كرد. در جريان اين اجلاس نمايندگان كشورهاي مختلف در جريان ديدار هياٌت  مقاومت ايران با آنان, آمادگي شان را براي دادن راٌي مثبت به قطعنامه محكوميت رژيم خميني, به خاطر نقض ابتدايي ترين حقوق بشر در ايران, اعلام كردند.
      ـ در بهمن 63, به همراه هياٌتي از مقاومت, در چهل و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر ملل متحد, كه از تاريخ 15بهمن تا 24 اسفند همان سال در ژنو برگزار گرديد, شركت نمود. هياٌت نمايندگي شوراي ملي مقاومت ضمن شركت در جلسات متعدّد كميسيون, با رئيس كميسيون حقوق بشر و نمايندگان كشورهاي مختلف ملاقات نمود و نقض آشكار حقوق بشر در ايران را براي آنان تشريح كرد. دكتر رجوي در ملاقات با رئيس كميسيون, خواستِ هياٌت مقاومت ايران داير بر تصويب قطعنامه يي در محكوميت رژيم خميني و ارجاع مساٌله نقض حقوق بشر در ايران به مجمع عمومي ملل متحد را به اطلاع وي رساند. در اثر فعاليتهاي هياٌت, چهل و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر ملل متحد با صدور قطعنامه يي نقض حقوق بشر در ايران را محكوم كرد.
    ـ در دوم ارديبهشت 1364, با دبير كل سازمان ملل متحد, كه براي شركت در يك كنفرانس به ژنو مسافرت كرده بود, ملاقات و گفتگو كرد. او, در اين ديدار, ليست شهيدان مقاومت را به دبير كل ملل متّحد داد و ادامه نقض وحشتناك حقوق بشر در ايران را به وي يادآوري كرد.
      كميسيون سوّم مجمع عمومي ملل متحد براي نخستين بار, در اولين هفته ماه دسامبر 1985 (10 تا 17 آذر 64), در چهلمين اجلاس خود براي اولين بار به بحث و بررسي پيرامون نقض حقوق بشر توسط رژيم خميني پرداخت. اين بررسي براساس گزارش نماينده ويژه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد, آقاي آندرياس آگيلار, صورت گرفت.
   همزمان با ارائه گزارش نماينده ويژه كميسيون حقوق بشر به كميسيون سوم مجمع عمومي سازمان ملل, و در ادامه كوششها و اقدامات چهارساله يي كه از طرف شوراي ملي مقاومت, براي افشاي جنايات رژيم خميني در محافل بين المللي صورت گرفته بود, دكتر كاظم رجوي, فرستاده ويژه مسئول شوراي ملي مقاومت, به نيويورك رفت و در اجلاس كميسيون سوم مجمع عمومي شركت كرد. او طي ملاقات با 93 هياٌت نمايندگي, ازجمله 73تن از سفيران كشورهاي عضو سازمان ملل پيرامون جنايات رژيم خميني با آنان گفتگو كرد و اسناد و مداركي از جزئيات نقض آشكار حقوق بشر در ايران را در اختيار آنان قرار داد.
   دو روز قبل از بررسي قطعنامه مربوط به نقض حقوق بشر در ايران, خانمها مژگان همايونفر و نرگس شايسته و آقاي حسين دادخواه, از  اسيران شكنجه شده و از بندرسته رژيم خميني, كه به نيويورك اعزام شده بودند, در يك كنفرانس مطبوعاتي در محل سازمان ملل, چگونگي دستگيري و شكنجه هاي خود را براي بيش از 50خبرنگار تشريح كردند. اين شاهدان هم چنين با بيش از 40 هياٌت نمايندگي ديدار كرده و آنان را از وضع دستگيري خود و شكنجه هاي متحمّل شده, آگاه كردند.
      سرانجام قطعنامه يي در محكوم شناختن نقض آشكار حقوق بشر در ايران, در نيمه شب جمعه 6دسامبر 1985 (15آذر 1364) با اكثريت 53 راٌي موافق به تصويب رسيد و بدين سان مقاومت عادلانه ايران به پيروزي بزرگي دست يافت . در پي تصويب اين قطعنامه, دکتر کاظم طي مصاحبه يي با روزنامه نيويوك تايمز, ازجمله گفت: «ما تاريخ حقوق بشر را با خونهايمان مي نويسيم».
        تلاشهای روشنگر دکتر کاظم در زمینه افشای نقض گسترده حقوق بشر در ایران از آن پس نیز ادامه یافت. تا زمانی که کارنامۀ درخشان روشنگریهای حقوق بشریش با جوشش خون همواره ماندگار خودش مُهر پایان نهاد.

       ترور دكتر كاظم رجوي
     در نيمروز سه شنبه 4 ارديبهشت 1369 (24 آوريل 1990), دفتر مجاهدين خلق در اطلاعيه يي اعلام كرد: «دكتر كاظم رجوي, برادر رهبر مقاومت ايران آقاي مسعود رجوي و نماينده مقاومت ايران در سوييس, توسط مزدوران تروريست رژيم خميني به شهادت رسيد... آقاي رجوي ترور برادر خود را كه سالهاي متمادي در مجامع مختلف بين المللي به افشا و محكوم كردن جنايات رژيم خميني عليه حقوق بشر اشتغال داشت, آن روي سكۀ گزارش منفور و پرغَدر و خيانت گاليندوپل راجع به حقوق بشر در ايران توصيف نمود... (و) سفارت رژيم خميني در سوييس را, كه مستقيماً به دستور شخص رفسنجاني مرتكب اين جنايت شده, مسئول معرفي نمود و از دولت سوييس خواستار گرديد تا بدون كمترين چشمپوشي و اِهمال, عاملان اين جنايت را دستگير و معرفي كند و به كيفر برساند...»


      دفتر مجاهدين خلق در اطلاعيۀ ديگري اعلام كرد: «در پي سوء قصد جنايتكارانة تروريستهاي رژيم ملايان به آقاي دكتر كاظم رجوي, نماينده مقاومت ايران در سوييس, آقاي مسعود

رجوي... اعلام كرد: ”سيروس ناصري, سفير رفسنجاني در ژنو, شخصاً هماهنگ كنندۀ عمليات ترور دكتر كاظم رجوي است و دولت سوييس مي بايد مانع فرار نامبرده از چنگ عدالت شود. سيروس ناصري و تروريستهاي همراه او در كميسيون حقوق بشر, كه اجلاس آن در فوريه در ژنو برگزار گرديد, دكتر رجوي را كه به دفاع از حقوق بشر در ايران و افشاي گزارش ننگين گاليندوپل اشتغال داشت, مكرّراً به ترور تهديد كرده بودند...
   دكتر كاظم رجوي از 9 سال پيش در مجامع مختلف بين المللي, از كميسيون حقوق بشر گرفته تا مجمع عمومي ملل متحد, به افشاي جنايات رژيم خميني و نقض وحشتناك حقوق بشر در ايران اشتغال داشت و به عنوان يك چهرۀ شناخته شدۀ مقاومت ايران در سطح بين المللي, بارها و بارها از سوي ديپلومات ـ تروريستهاي رژيم خميني و مشخّصاً فرستادگان رفسنجاني, تهديد به قتل شده بود. سردمداران رژيم خميني كه سالهاي پياپي در مجامع بين المللي با تلاش دكتر رجوي محكوم گرديده بودند, كينۀ او را به دل گرفته و براي او توطئه چيدند...»
    در روز 5 ارديبهشت 69  (25 آوريل 1990), آقاي مسعود رجوي در تلگرامي به «رئيس فدراسيون سوييس» چند تن از ديپلومات ـ تروريستهاي رژيم را با ذكر نام به عنوان گردانندگان اين جنايت معرفي كرد. بنا به اين تلگرام, «هادي نجفآبادي, سفير ايران در امارات متحدۀ عربي و آخوندزاده بسطي, كاردار سابق ايران در بريتانيا, براي اين ماٌموريت خاص به ژنو آمدند كه با سيروس ناصري, رئيس هياٌت نمايندگي ايران در سازمان ملل متحد, سوء قصد عليه دكتر كاظم رجوي را سازمان دهند...»
      به گزارش خبرگزاري فرانسه در روز اول تير 69 (22 ژوئن 1990), آقاي رولان شاتلن, قاضي تحقيق پرونده قتل دكتر كاظم رجوي, اظهار داشت «يك يا چند نهاد رسمي ايران در قتل آقاي كاظم رجوي, نمايندۀ مقاومت ايران در اروپا, كه در 24 آوريل گذشته در كوپه (در نزديكي ژنو) به وقوع پيوست, به طور مستقيم سهيم بوده اند». به گفتۀ وي, تحقيقات انجام شده مشخص كرد سيزده نفر «كه همه داراي گذرنامۀ ايراني با عنوان "ماٌمور به خدمت" بودند, از نزديك در اين ماجرا دست داشته اند». دو ديپلوماتي كه از طرف آقاي مسعود رجوي, برادر مقتول, متّهم شده بودند  كه بر اجراي اين قتل نظارت داشته اند, «در دورۀ يادشده در ژنو بودند» و سوييس را «همان روزِ قتل با پرواز مستقيم ايران اير, به قصد تهران ترك كردند». «آقاي مسعود رجوي دو ديپلومات ـ آخوندزادۀ بسطي, كاردار سابق ايران در لندن, و محمدهادي نجف آبادي, سفير ايران در ابوظبي, را  به نام, متّهم كرده بود كه براي هماهنگ كردن عمليات سوء قصد به سوييس رفته اند... قاضي تحقيق تاٌييد كرد كه يدالله صمدي و محمد رضواني, دو ايراني كه از روز 3مه از طرف پليس "وو" به عنوان مظنون نام برده شده بودند, در قتل آقاي كاظم رجوي ... واقعاً دست داشته اند...»
   بعدها دستهای پنهان و خونین سران تروریست و تروریست پرور رژیم آخوندی در این جنایت آشکارتر شد.
    روزنامۀ سوييسي «تريبون دو ژنو»در شمارۀ 17 ژوئن 2004 نوشت: «يك حساب بانكي به مبلغ دويست ميليون دلار افشاشد كه ممكن است هزينۀ 400 عمليات تروريستي در اروپا را تاٌمين كرده باشد... اين حساب بانكي كه چند تن از سران رژيم ايران حق برداشت از آن را دارند, با كارلوس مِنم, رئيس جمهور پيشين آرژانتين, هم ارتباط پيدا مي كند. تحقيقات نشان مي دهد كه از اين حساب دويست ميليون دلاري براي تاٌمين چهارصد عمليات تروريستي در اروپا استفاده شده است. سرويسهاي مخفي رژيم ايران فرمان اين عمليات را صادر  كرده اند.... از اين حساب ده ميليون دلار به حساب كارلوس منم, رئيس جمهور پيشين آرژانتين, واريز شده تا او در برابر آن, از ادامۀ تحقيقات پيرامون انفجار بوينس آيرس كه در آن 86 تن كشته و 200 تن مجروح شدند, جلوگيري كند. اين حساب بانكي براي تاٌمين هزينۀ تيم 13 نفري كه براي ترور كاظم رجوي به سوييس اعزام شده بودند, مورد استفاده قرارگرفته است... از  اين حساب كه در بانك لوكزامبورك سوييس در دويست متري هتل "رنه ژنو" گشوده شده, رفسنجاني, احمد خميني و علي فلاحيان حق برداشت داشتند...»


     گزارش پلیس سوییس
     پليس سوييس در گزارش دقيق و مفصّلي دربارۀ ترور دكتر كاظم رجوي, اقداماتي را كه عاملان جنايتكار آن در امر تدارك اين ترور در سوييس انجام داده اند, به طور موشكافانه يي شرح داده است. در قسمتي از اين گزارش چنين مي خوانيم:  «... ورود به ژنو با پرواز مستقيم ايران اير تهران ـ ژنو در روز 10 آوريل شامل افراد زير: محمد سعيد رضواني... محسن پورشفيعي... عليرضا بياني همداني... يدالله صمدي. در پرواز بعدي و مستقيم ايران اير از تهران به ژنو در روز سه شنبه 17 آوريل 1990 اين افراد به ژنو وارد شدند: ناصر پورميرزايي... سعيد دانش ... بليتهاي هر شش نفر داراي شمارۀ پياپي بودند و گذرنامه هاي خدمت رضواني, بياني, ناصر پورميرزايي و دانش, همگي, در روز 9 آوريل 90 از تهران صادر شده اند...
   در فرودگاه ژنو... كشف كرديم كه روز 31 ژانويه 1990 نيز شش نفر, با همان پرواز مستقيم ايران اير تهران ـ ژنو به ژنو آمده بودند. آنها عبارت بودند از: يدالله صمدي... سعيد همتي... صادق بابايي... محمود سجّاديان... محمدرضا جزايري... علي هادوي... در اينجا نيز مشاهده مي كنيم كه بليتهاي اين گروه نيز مانند گروه شش نفره يي كه با پروازهاي 10 و 17 آوريل 1990 به ژنو آمده بودند, شماره هاي پياپي دارند...  
   يدالله صمدي... از دهم تا 24 آوريل 1990 در هتل "لونشان" اقامت داشت... محمدسعيد رضواني هم در همين تاريخ همراه او در اين هتل اقامت داشت. روز 23 آوريل 90, يك ايراني ديگر به نام علي مصلحي عراقي به آنها پيوست...  صمدي همان كسي بود كه ماشينی را, كه به هنگام ترور كاظم رجوي در محل شناسايي شده بود, كرايه كرده بود. او به هنگام كرايه ماشين اصرار داشت كه اتومبيل بايد حتماً داراي چهار در باشد. اين ماشين, به طور معمول پس داده نشد, بلكه در حدود ساعت هفده و نيم روز 24 آوريل, به صورت رهاشده در پاركينك زيرزميني سوپرماركت جمبو كشف گرديد. در اين اتومبيل مواد غذايي و نوشابه هاي مختلفي پيدا شد كه نشان مي داد سرنشينانش مدتي طولاني در آن مانده اند, بدون آن كه بتوانند موضع خود را ترك كنند...  در اين ماشين كاسكت آبي لبه بلندي كشف شد كه يكي از قاتلان به هنگام قتل كاظم رجوي به سرداشت. در تحقيقات بعدي مشخّص شد كه اين كاسكت مشابه كاسكتي است كه در محل ترور سه تن از مخالفان ايراني در اتريش (قاسملو و دو تن از همراهانش) كشف شد. مسلّماً اين, نوعي "امضا" است كه عاملان قتل براي اعضاي ديگر گروههايي كه قربانيان به آنها تعلق داشتند, به جاي گذاشته اند تا به آنها بفهمانند كه اين عمليات منشاٌ واحدي دارند...
    سپس سعي كرديم تاريخ خروج اين افراد را از سوييس, بلافاصله بعد از قتل "كوپه" مشخص كنيم... محمد رضواني, عليرضا همداني بياني, علي مصلحي عراق و ناصر ميرزايي, كشور ما را با پرواز 434 سوييس اير در ساعت سيزده و نيم, يعني در كمتر از دو ساعت پس از قتل, از فرودگاه ژنو... به قصد وين ترك كرده اند. سعيد دانش نيز در همين هواپيما جا رزرو كرده بود, ولي نهايتاٌ از آن صرف¬نظر كرد و ترجيح داد كشور ما را با پرواز 734 ايران اير, در ساعت هفده و چهل و پنج دقيقۀ همان روز به قصد تهران ترك كند... به ياد داريم كه مسعود رجوي در فرداي قتل برادرش, دو ديپلومات, هادي نجف آبادي و آخوندزاده, را به عنوان رهبري كنندۀ عمليات, به كمك سيروس ناصري, رئيس هياٌت نمايندگي ايران در ژنو, و محمد ملائك, سفير ايران در سوييس, افشا كرده بود. رسيدگي در اين جهت نيز انجام گرفت. به اين ترتيب توانستيم معلوم كنيم كه محمدعلي هادي نجف آبادي... سفير, داراي گذرنامۀ ديپلوماتيك ايراني... ساكن ابوظبي, كه از ابوظبي به سوييس آمده بود... از تاريخ 20 آوريل 90 در هتل انتركنتينانتال ژنو... اقامت گزيده بود. هيچ شكي دربارۀ هويّت اين فرد نيست, چرا كه در تلگرام يادشده, او به عنوان سفير ايران در امارات عربي معرفي گرديده و در بولتن هتل نيز تصريح شده بود: محل اقامت سفارت ايران در ابوظبي... در مورد محمد مهدي آخوندزادۀ بسطي, توانستيم ورود او را به سوييس... در روز 17 آوريل 1990 با پرواز ايران اير... مشخص كنيم... اين شخص در روز 17 آوريل 90 با همان هواپيمايي كه ناصر پورميرزايي و سعيد دانش هم در آن بوده اند, به ژنو آمده است. هم چنين ملاحظه مي كنيم كه در روز 24 آوريل, يعني روز قتل كاظم رجوي, در ليست پرواز مشهور 734 ايران اير ... نامهاي "آخوندزاده" و "هادي" هم ـ كه به دلايل فني مخفّف شده اند ـ وجود دارد... به علاوه, از  منابع محرمانه اطلاع يافتيم كه آنها روزهاي 23 و 24 آوريل 1990 در ژنو بوده اند... ما كاملاً يقين داريم كه يك يا چند سرويس رسمي ايران, مستقيماً, در قتل آقاي كاظم رجوي دخالت داشتهاند...» (گزارش پليس سوييس, ماهنامۀ شورا, دورۀ دوم, شمارۀ صفر, ديماه 1370).