هفته گذشته یک گردهمایی درپاریس توسط مقاومت ایران برگزار گردید. این گرد همایی از نظر نگارنده دو پیام اصلی داشت.

پیام اول -
  حضور مجدد  و پیوند پیشینه دار زندانیان سیاسی با جنبش انقلابی بود، که درگردوخاک به پا كردن ارتجاع و استعمار در قالب مماشات بارژیم از یک سو و خيانت، وادادگى و مزدوری ازسوی دیگر، سعی نافرجام در لاپوشانی آن میشود، حضور فرزندان و نمایندگان پیشتاز نسل آینده ایران زمین در دامان مقاومت انقلابی در مقابل ایلغار «مثلث شوم»، این دو حضور که با فرزاد مددزاده به عنوان زندانی سیاسی از بند رسته از بطن زندانهای رژیم  و پریا کهندل فرزند یک زندانی سیاسی دربند به عنوان فرزند انقلاب، در آغوش مقاومت سرفراز صورت گرفت، و به همین دلیل چند بُعدی بودن، خانم رجوی بدرستی اين پيام را «شلیک سنگین به قلب خلیفه ارتجاع» نامیدند.
«پریا» و«فرزاد» درسخنان کوتاه ، ساده ، صمیمی وتکاندهنده خودشان بر یک اصل نشانه رفتند، «انتخاب»،  انتخاب مردم ایران برای مقاومت برای آزادی علیه رژیم تا سرنگونی تام وتمام این جرثومه ضدبشری، این اصل همان اصل طلایی و رمز و راز پویایی این مقاومت در پنجاه سال حیات پر فراز و نشیب و خونچکانش بوده که رژیم و آلت فعلهایش هریک به روشی قصد ازبین بردن آنرا داشته و دارند و باز هم تکیه برهمین اصل است که پایه های ولایت فقیه را به لرزه درآورده  وسی وپنج سال است که به هر طرفند وخدعه و سرکوبی متوصل شده تا این مقاومت را نابود کنند اما مایوس و وامانده موفق نشده اند.
پیام دوم
 در این گردهمایی لغو مجازات ضدانسانی اعدام در روز جهانی نه به اعدام بود که توسط بالاترین نقطه سیاسی و سنگینترین ثقل مقاومت ایران، خانم رجوی اعلام شد.
اهمیت این دوپیام آنگاه بسیار دقیق روشن میشود که عناصرعامل درمثلث شوم «ارتجاع واستعمار وخیانت» هریک درحد و قواره خویش تمام هَمُ وغَم و استعداد و ظرفیت و توانایی و امکانات عریض و طویل خودشان را بکار گرفته اند تا جا بیاندازند که درسپهر سیاسی ایران و آینده سرزمین ما، مدار جامعه و صحنه سیاسی درمبارزه بارژیم، بین رژیم ارتجاعی ولایت فقیه و دستگاه مماشات بسته میشود وهیچ اثری از هیچ عنصر و پارامتر دیگری در آن وجود ندارد و درست درهمین نقطه است که پیام گردهمایی پاریس از اهمیت بسیار بالایی برخوردار میشود و همچون سه دهه گذشته مقاومت سرفراز حضورسنگین مقاومت مردم ایران را از بطن مردم و جامعه با متن «انتخابِ» مقاومت وایستادگی برجسته میکند و با ارایه راه حل در این مصاف بی فترت «منم» میزند وشگفت انگیز اینکه همزمان از لغو حکم اعدام نیز ندا سرمیدهد، نمودی که درسالهای اخیر از سوی مردم ایران حتی آنان که رژیم با تکیه به قوانین ارتجاعی خواهان اعدام و قصاص قاتلین عزیزانشان بوده مورد اعتراض و بخشش قرار داده اند.
برای مقاومتی که بالاترین اعضا وهوادارانش بیشترین تعداد اعدامی درایران تحت حاکمیت آخوندی را با نثار شریفترین انسانها داشته  اینگونه  موضعگیری درمقابل حکم اعدام، نشان ازظرفیتی محیرالعقول و شگفت دارد ودرتاریخ مبارزاتی معاصر درسطح جهان بی نظیر بوده، امری که به نوبه خود بسیاری از دستهای پنهان وآشکار حامی رژیم را هم قفل میکند زیرا نفی حکم اعدام ازسوی مقاومت خونفشان نه یک موضع سیاسی صرف بلکه اعتقادی آرمانی و انسانی ازکنه یک نگرش پویا و زنده در مورد انسان،تاریخ، هستی و جامعه میباشد.
یکی ازاصلیترین اقدامات مقاومت ایران همیشه این بوده و هست که سطح مطالبات اجتماعی مردم را تا حدى بالا ببرد و ارتقا دهد که هیچ مدعی متقلب و وابسته ای نتواند ابراز وجود کند.