گستردگی، ویرانگری و استمرار سیل اخیر در تاریخ معاصر ایران بی سابقه است.

شاهدان صحنه و کارشناسان در این زمینه، دلایل فاجعه دهشتناک سیل را نه بارش شدید باران که حاکمیت غارتگر و اشغالگر آخوندی میدانند. نه تنها مردم ایران و قربانیان سیل که دشمن ترین دشمنان این مرزوبوم یعنی ولایت جور و جهل و جنون خامنه ای هم بر درستی این دیدگاه صحه میگذارد.

آیندگان و تاریخ، صحنه های تکان دهنده این حادثه هولناک را هرگز فراموش نخواهند کرد. صدای آن کودک معصوم که مصرانه و ملتمسانه از مادرش میپرسید: مامان، مامان، خونه ما کدومه؟
لرزش شانه های مرد لرستانی که هست و نیستش را سیل برده و بعضش ترکیده وآه واویلا که ما گدانیستیم...
بیوه زنانی که داروندارشان در چشم برهم زدنی مدفون گشته و کودکان تشنه و گرسنه چشم براه امداد رسانهای دولتی که هرگز پیدایشان نخواهد شد.
در نقطه مقابل این صحنه های دلخراش، تابلوهای شکوهمند و ماندگار بسیار. همبستگی انگیزاننده و تحسین برانگیز مردم ایران درسها دارد. درود بر جوانمردانی که با کوله پشتی و با پای پیاده ساعتها کوه و درودشت را پشت سرگذاشتند برای شادی کودکان، با شعار اگر بالگردی در دسترس نیست پای اراده و فدا که داریم. درود برجوانان کوت عبدله اهواز که در مقابل سیل خروشان، سپری از تنهای رنجور خویش ساختند. درود بر شرف راننده بلوچ تانکر که آب را به تشنه لبان سیلزده رساند و تحسین مردم را برانگیخت. درود بر روستانیان محروم و زحمتکشی که یک هفته تمام بدون خواب و استراحت برای جلوگیری از صدمات و تلفات سیل بر وظیفه خویش قیام کردند. سلام بر شیرزن هموطن عرب زبان که علیه بی عملی مقامهای حکومتی خروشید و گفت: ما هیچی نمیخایم فقط خاک به ما بدین ما خودمون سیلبند میزنیم. ما هیچ جا نمیریم همین جا هستیم. وی خطاب به جوانان میگه یا شباب آب‌هم از سرتان بالا بره باید بمونین هیچ کس نباید بره همه برادران شمایند.
سیل ویرانگر استانهای مختلف ایران یکبار دیگربه مردم ما یادآوری کرد که نباید از حاکمان تهران انتظار مددرسانی داشت.
برای مردم ایران بیش ازپیش اصالت این ضرب المثل قدیمی برای چندمین بار به اثبات رسید، کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما.
ولایتمداران، قاتلان حرث و نسل مردم ایران همچون مغولان، بر سر مردم آوار شده اند تا بزنند، غارت کنند و بسوزانند...
زبانه های آتشفشان خشم فرو خورده سالیان را میشود در آه بیوه زنان، در برق مظلومیت کودکان و فریاد مردان به ستوه آمده باگوش جان و چشم دل، ازهم اکنون شنید ودید.
خشماگین مرد ساکن پل دخترگفت: بخدا اگر حسن روحانی بیاد اینجا میزنمش، اگر استاندار و نماینده بیاید اینجا من آنها را کتک خواهم زد.
لرستانی های داغدیده وهمه چیز از دست داده، سبزعلی رضایی را زیر ضرب فحش و ناسزا گرفتند و او را بی شرف خطاب کردند.
پل دختریها خطاب به سرکرده بسیج، نقدی را تهدید کردند که تنها اتحاد پل دختر و معمولان برای تمام ایران کافی است و از این طریق پیامشان را به ولی فقیه پوشالی رساندند. مردم خشمگین و به ستوه آمده خرمشهر، راه بر کاروان نمایشی هلال احمر بستند و آنها را مجبور به بازگشت نمودند. مردم ایران در طی چهاردهه حکومت ستمگرانه رژیم آخوندی به اشراف رسیده اند که راهی به جز سرنگونی تام و تمام حاکمیت ولایت قتل عام باقی نمانده است.