"ساعتها به دنبال هلال ماه گشتم. همانطور که روی زمین افتاده ام گوشه ای از آسمان را می بینم. ستاره ای در افق شعله می کشد، می خواهم برخیزم و کنار پنجره بروم. تا برمی خیزم درباز می شود، دژخیم ها به داخل سلول می ریزند و با ورق آهنى پنجره را می پوشانند. پنجره سلولم را بسته اند اما پنجره اندیشه ام باز است" (١)

توضیحی ضروری:
نوشته ی مستند زیر با همین عنوان و به همین قلم، بتاریخ دوم شهریورماه ۱۳۷۸، همراه با عکسی در رابطه با تیتر مقاله از کتاب قتل عام زندانیان سیاسی، در نشریه مجاهد چاپ شد که البته همان موقع هم ـ چنانکه در نوشته نیز خواناست ـ زمان وقوع آن قبل از قتل عام و نگارش آن نیز سالها پس از قتل عام بوده که اینک دوچندان زمان دیگر هم از آن گذشته است. با این وجود به علت مجموع شرایط جاری، تکرار عین همان نوشته را ـ بدون تغییر زمان متن ـ چندان بی مناسبت ندانستم بخصوص که با وجود گذشت سالهای بسیار از آن نوشته و زمان آن، اما ابعاد جنون و جنایت عاملان نیز از حدود تصور انسان فراتر رفته است.

صفحه7 از686