طبل ها براي كه مي كوبند؟

ناهيد همت آيادي

پس از اين همه سال هنوز نمي دانم چگونه خود را از شرمي كه بي هيچ اتهام دربرابرواژه ها احساس مي كنم رها سازم و بي احساس هيچ گناه در معاني آنها دقيق شوم وقتي كه قلب حقايق تا مرز ذبح رذيلانه الفاظ رسيده و هر واژه تهي شده از مفهوم و معناي راستين مثل يك پرنده زخمي اسير، ميان دستهاي زمخت و بيرحم پير صيادان هرزه گرد پرو بال مي زند و از روح تهي مي گردد . حال اگرمثل خيلي از وقتها كسي از سر دلداري يا انصاف بگويد كه من در اين ميان هيچ سهمي از گناه در خيانت به واژه ها مرتكب نشده و در بيان يا نگارش گاه به گاه آنها نيزهيچ كوتاهي در حق شان روا نداشته ام، در اين صورت فقط اميد و يقين به اين كه بهر حال فرزانه اي از تبارايزدان زميني كه زخم و رنج مردم سرزمين اسيرم راهزاران هزار بار بر روح و جان خويش لمس كرده، با خلق فرهنگ و فرهنگنامه اي نمونه و دگرگونه، اين همه مصيبت و افسوس را از همه قلبها خواهد زدود، تسكينم مي دهد تا در حد توان خود - اگرچه بسيار كم- دوباره گاهي قلم بدست بگيرم و تراز سرنوشت ايران را ناگزير در مقايسه دو مقوله، دو پديده، دو باور(هريك درتعريف خود شگفت وحيرت آور) و دو عملكرد اصلا متفاوت، در دو سرطيف بسنجم، دو سر طيف، دو گانه و در تضاد و تخاصم مطلق با يكديگر، چنگ در چنگ در اصل و فرهنگ، انديشه و آرمان، مذهب و ايمان، انجام و فرجام .

«سکوت سبز» درهندسه نظام ولایت  

عزیز پاک نژاد

جشن سرخ و آتشین چهارشنبه آخر امسال بدلایل مختلف دستگاه ولایت و طرفدارانش را به هراس و وحشت انداخته است. ولی فقیه برای مقابله با خشم شعله ور و سوزان جوانان و زنان ایران، یکبار دیگر «بسیج» را به میدان فراخوانده است. سرکوبگران، بازار تهدید و تطمیع تا بند و زندان و اعدام و خط و نشان کشیدن، را از همه طرف براه انداخته اند. این تهدیدات ظاهرا توان مقابله با رژیم ولایت در این شب و روز خاص را در جوانان ایران که از آن پیام ضعف رژیم را میفهمند بسیار بالا برده است.

شـش کـوتاه نثــرعهــد فجیــع ولایـت اوباشــگران فقــاهتــی

  رحمان کریمی

 چـه بیهــوده پرسـشـــی !

هنوز برنیامده ، به خاکساری فرو نشست .
پرسید : تو را چه می شود ؟
گفت : خطا از من بود ، که پیچک پُر پیچ و ناز همین تلخ بُن درخت پوسیده کهنسالم
و نه بیشتر .  

رساله آيت الله بروجردی در رد ولايت فقيه(بخش دوم)

عصاره ماهیت حكومت فقها و ولایت فقیه
با تكیه بر "خیر الكلام، ما دلّ و قلّ" می توان گفت: ولایت فقیه، شرعا، عقلا و عرفا، بدعتی بیش نیست كه با سفسطه بازی و مغلطه كاری در اسناد دینی به خورد مردم داده شد. به دنبال آن، "من لم یحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون" مصداق عینی یافت كه احكام الهی جعل گردید و مستكبرین دینی خود را ظالمانه صاحب اختیار ملت دانستند.