روند رو به گسترش قیامها و اعتراضات مستمر مردمی و حضور چشمگیر عنصر ذهنی انقلابی در کسوت کانون های شورشی مجاهد خلق در داخل کشور، رژیم آخوندی را چنان دچار سراسیمگی و وحشت کرده که ناگزیر از اعتراف به آن گردیده است.


اگر تا دیروز این مردم و مقاومت ایران بودند که بر وضعیت بحرانی در دیکتاتوری خامنه‌ای، از هم پاشیدگی و جنگ باندها در درون نظام شقه شقه شده انگشت می‌گذاشتند، اما اکنون تازه‌ترین جملات ولی‌فقیه زهر خورده و طلسم شکسته مهر تائید و اعترافی ناخواسته بر این واقعیت می‌باشد.


هر سال با هم و همراه هم می آیند. همیشه سر وقت و درست همان لحظه ای که باید باشند، حضور سبز و شورانگیزشان را اعلام می کنند. یکی از آنها بلافاصله دست به کار می شود و بساط زمستان را برمی چیند و نجاتمان می دهد از شرِّ سرما و روزهای تاریک.


در عهد پر هرج و مرج و شیر تو شیر کهن که دنیا نه سازمان ملل داشت نه انواع کمسیون و نهادهای حقوق بشری و نه دیوان کیفری و جنایی بین المللی و نه کسی از کرامت انسانی و اینگونه حرف های دهان پر کن یامفت می زد و همه چیز بر محور زور و سود و دروغ در گردش بود در شهر بلخ بیگناهی که تنها گناهش سینه سپر کردن جلو زورگوی بود، به دیوان عدالت بردند.

صفحه2 از786