فردوسی نظم و شعر را به یک معنی به کار می برد. آنجا که می گوید: «پی افکندم از نظم، کاخی بلند».
امّا در شعر معاصر ایران، گاه نظم و شعر، درست در نقطه مقابل هم قرار می گیرند و شاعرانی را می یابیم که این دو را کاملاً از هم متمایز و متفاوت می بیند مانند ملک الشعرای بهار که می گوید: «ای بسا ناظم که اندر عمر خود شعری نگفت».

داستان رستم و سهراب

داستان رستم و سهراب ـ شاهنامۀ فردوسی

«جُردَن»، «طبیب درد نادانی»!

«جُردَن»، «طبیب درد نادانی»!

«خر اَر جُلِّ اطلس بپوشد، خر است»!

«خر اَر جُلِّ اطلس بپوشد، خر است»!

ـ «بوستان» سعدی

 (=خر اگر پالان ابریشمی هم بپوشد، باز خر است!)

حکایت

محمد/علی/مختاری/قتل های زنجیره ای

محمد مختاری (زادۀ اول اردیبهشت 1321)، تحصیلاتش را در دورۀ لیسانس، در سال 1348، در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی دانشکده فردوسی مشهد به پایان برد. از سال 1355 تا 1358 چهار مجموعه شعر به نامهای «در وهم سندباد», «قصیده های هاویه», «بر شانۀ فلات» و «شعر 57» منتشرکرد.