Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

السلامُن علیک، عاقا جان
می رسم بنده باز خدمتتان

یادتان باشه بنده محمودم
یک زمانی ملیجکت بودم

من که محمود احمدی هستم
کج نبوده به جان تو دستم

نرسی گر به داد محمودت
می رود چشم مجتبا دودت

این محمد جواد و مَم صادق
هردوتا ناکسند و نالایق

در حقیقت برادرن این دو
جُو فروشند و بُزخرند این دو

توی سر فکر کودتا دارن
زیر عمامه نقشه ها دارن

سر به بالین اگر که بگذاری
نکنند این دوتا عزاداری

خویشتن را خلیفه می دانند
روضه هم بهر تو نمی خوانند

نقشه دارن که جانشین بشوند
صاحب خانه و زمین بشوند

غیر از اینها بقیه هم هستن
بهر حذف شما کمر بستن

شیخ حسن ظاهرش فریدون است
مثل روباه زرد سگ جون است

قصد دارد اگر شما مردی
جام زهر دوباره را خوردی

بشود او ولی و رهبر ما
صاحب نفت و گاز و کشور ما

لیک بنده که احمدی هستم
توی جیب شما بود دستم

دور سر هاله داشتم به خداه!
پنچرش کرد بی پدر مصباح

لاکن عاقا اگر کنی همت
قسمت بنده می شود قدرت

من اگر جای تو خلیفه شوم
صاحب حوله و قطیفه شوم

پسرت را رئیس خواهم کرد
خانه را هم تمیس خواهم کرد

مملکت را دوباره می سازم
بهر جن ها اداره می سازم

مسکن مهر و بانک اسلامی
گاز و برق از تاپاله ی دامی

دکل نفت و دوستان سپاه
بابک و دیگران همه همراه

پس دوباره بکن به من رحمت
سهم من را بده تو از قدرت