کاظم مصطفوی: غزل ستارة بی غروب


                                                                               کاظم مصطفوی: غزل ستارة بی غروب
وقتی تو را می بینم
به پر زوری ورزایی دیوانه ام
که شاخ می زند به زمین
و بر می کند درختی گشن را.

وقتی که تو در مخمل ابرها غوطه می خوری
پلنگ شبم
چندک زده بر بالاترین صخرة فتح ناشده
در کمین ماه بلند آسمان.

نه  ورزایی پر زور،
نه پلنگی مغرور،
و نه هرآن چه که
بی تو زیباست و رنگارنگ...

من ستارة بی غروب خیابانم که وقتی تو را می بینم،
چریکی جسورم
که می شکند حلقة محاصره را
در شبهای بی خانمانی.
۹ فروردین ۹۶

جمشید پیمان: کار عطش، تمام به یک جرعه نور نیست


 کار عطش، تمام به یک جرعه نور نیست



از هر گروه و قوم و ز هر دین و دسته ایم
عاشق ترینِ دلبر خوبِ خجسته ایم

یک سینه اشتیاق و شب اول قرار
بی صبر و منتظر به روز قرارت نشسته ایم

حسین پویا: خامنه ای و سندِ لعنتیِ! بیست – سی!

خبرگزاری فارس: رهبر معظم .....با بیان اینکه جمهوری اسلامی تسلیم سندهایی مانند سند ۲۰۳۰ یونسکو نخواهد شد، فرمودند: به چه مناسبت یک مجموعه‌ به‌ اصطلاح بین‌المللی تحت نفوذ قدرت‌های دنیا، برای ملت‌ها تکلیف مشخص کند؟
ایشان ضمنا فرمودن:
این سندِ بیست – سی، کرده مرا بی قرار
یو _ اِن بی معرفت، حال مرا کرده زار

صفحه16 از188