آخوند روحانی در سفری به استان سیلزده لرستان عمق کین و غیض ضد ملی خود را از بروز این فاجعه ملی به بیرون ساطع نمود.

وی که در جمع مشتی منتخبان حکومتی سخنرانی می کرد، ضمن ابراز شادمانی از بروز سیل در بیش از ۲۷ استان کشور، این فاجعه را «برای برخی استان ها پر زحمت»، اما برای دیکتاتوری ولایت فقیه «پر نعمت» خواند.

ترجمان این سخنان همان واقعیتی بنام سوء استفاده حکومت از بحران سیل و به تبع آن زیر فشار رفتن قریب ۱۲ میلیون نفر از هموطنان امان می باشد. سخن از جنگی ناعادلانه با بلایای طبیعی است که در وهله نخست حاکمیت مسئول تبعات آن بوده و رد ثانی در آن مردم نه سرمایه ای برای تقابل با آن دارند و نیرو و امکاناتی. هرآنچه هست دستان خالی، خانه های ویران شده، زمین های کشاورزی و مزارع و دام های نابود شده، انواع بیماری های مسری و حساب های خالی است.

مضافا براین وضعیت نیز باید به هجوم ملخ ها یا گسیل مزدوران خامنه ای از خارج از مرزها به مناطق سیلزده اشاره نمود که صد البته بر خشم، تنفر و اعتراضات مردم ضریب دوچندان زده است.

آخوند روحانی در این سخنان ضمن ریختن اشک شوق، طینت ضد ایرانی خود و شادی حکومت برای «قفل نگداشتن» جامعه را بخوبی بیان کرد. وی می داند که یکی از تبعات سیل ویرانگر، نه خرابی های اقتصادی و زیربناهای کشور است، بلکه بهترین «سد» برای سرگرم نگهداشتن جامعه بارای ترمیم خسارات، انهم برای مدت زمان های طولانی است.

حکومت با این تاکتیک تلاش دارد تا با اهرم فشارهای اقتصادی و مالی بر مردم و با این جملات که «عمده بازسازی ها برعده مردم» می باشد، برای بازسازی مناطق سیلزده هرچه بیشتر زمان بخرد و مردم را همچنان درگیر این خرابی ها نماید و بدین سان صورت مسئله اصلی جامعه یعنی «سرنگونی» را به موضوعی فرعی تبدیل نماید.

همچنین این آخوند شیاد که از عمق تنفر و انزجار جامعه از نیروهای سرکوبگر رژیم مانند سپاه و یا بسیج ضد مردمی اطلاع دارد، تلاش نمود تا ضمن نعل ارونه، این واقعیت را منکر شود.
وی در این رابطه به دروغ می گوید: «پیوستگی و محبت بین مردم، ارتش، سپاه و بسیج وجود دارد. همانند سال‌های دفاع مقدس همه در این حادثه اخیر کنار هم قرار داشتند و در هر ساعت و روزی که با استانداران در تماس بودم در محل کار و پست خدمتی خود حضور داشتند». (سایت حکومتی تدبیر و امید ۳۱ فروردین ۱۳۹۸)