Pin It

مبارزات سازمان مجاهدین خلق ایران برعلیه ظلم و جور رژیم ضد مردمی «ولایت فقیه» و همه دارودسته ها و هم ریش و پشمانش در تمام دنیا، سابقه ای به درازای عمر ننگین این رژیم دارد. اینکه، «مجاهدین» سازش و تعلل و توهم در مورد بود و هست این رژیم را، برخود روا نمی دارند و نزدیکی با این رژیم را فساد و تباهی مطلق ارزیابی می کنند، یک واقعیت خیره کننده است. کسی که در عرض این سالها، ناظر یا حاضر در عرصه مبارزه بوده یا هست، اگر این حقیقت را، به هر دلیل و بهانه پنهان کند، به قول «برتولد برشت» نادان نیست، تبهکار است.

چندی پیش بطور اتفاقی گفتگوی یک «خبرنگار» با شخصی «مرموز» را روی «یوتیوب» دیدم. این آدم جدیدالحضور از قرار، قبلا در حاشیه وزارت اطلاعات جای داشته و اکنون «ظاهرا» با پشت کردن به آن دستگاه مخوف، به هویدا کردن اسرار پشت پرده و البته محیرالعقولِ آن مشغول است. داستانهای این فرد از روابط بین کارگزاران رژیم، برای بینندگان و شنوندگانِ این نوع داستانسرایی ها که «مو براندام»!! هر ساده لوحی راست می کند، مرا کمی بفکر انداخت که داستان نفی مجاهدین به این شکل تازه، چیست؟

اون یکی، با یک اظهار نظر قطعی با این محتوا، از این یکی می پرسد: هر وقت یک اتفاق مهم در ایران رخ می دهد، «خامنه ای» به میدان می آید و می گوید کار «مجاهدین» بوده. آنها هم این «حرف» را به عنوان قدرت خود در سازماندهی مردم به رخ «خارجیها» می کشند و از آنها حمایتهای مالی و اعتبار، می گیرند. «خامنه ای» هم بدلیل اینکه «مجاهدین» در میان مردم ایران «اعتباری» ندارند، از این کار سود می برد. نظر شما چیست؟

مصاحبه شونده هم در پاسخ، همان اراجیف مصاحبه کننده را تأیید و تکرار می کند تا هردو به این نتیجه برسند که هدف «خامنه ای» و «مجاهدین»، از طرح «دعوای فی مابین»، حذف نقش مردم در قیام دی ماه و موارد مشابه بوده است.

فکر می کنم در عرصه مبارزه علیه رژیم آخوندها، هر فرد مطلعی پروژه پرخرج وزارت اطلاعات برای «شیطان سازیِ» چهرهِ مجاهدین را می شناسد و از اهداف رژیم در این مورد اطلاع دارد. کل این پروژه، از روز اول توسط وزارت اطلاعات و کلیه دستگاههای دیپلوماتیک و سفارتخانه های رژیم در خارج از کشور، با استفاده مفرط از «بریده» های به خدمت گرفته شده، بر این استوار بود که به «خارجیها» بگویند: «مجاهدین» در ایران طرفداری ندارند و یک «سکت» هستند و کلا مردم آنها را نمی خواهند.

البته، «خامنه ای» با گفتن گوشه ای از این واقعیت، که «مجاهدین» ابتکار عمل را در حرکت مردم در این قیام پرشکوه در دست داشتند، به دروازه خود چند «گل» زده است. او برای روحیه دادن به بسیجیها و لباس شخصی های پیرامونش که وحشت مرگ گرفته اند، با همان تفکرِ «قبل از قیام» صحبت می کند و باند خود را از عاقبت شکست در مقابل مردم و مقاومت ایران، می ترساند. او سالهای سال با نامگذاری «مجاهدین» به «منافقین» سعی داشت که آنها در میان مردم مطرح نشوند و کسی اسم آنها را نشنود. «قیام مردم» او را مجبور به بیان این واقعیت ساده کرده است که اگر کسی آنرا نبیند، باید خود را به خواب زده باشد. وجه دیگر این کارِ «ولی فقیه» مجبور کردن «شرکای خارجی» برای تحت فشار قرار دادن «مجاهدین» و جلوگیری از فعالیت آنها در خارج کشور است که تا حالا، با جوابهای صریح و منفی آنها روبرو و «بور» شده است.

اینکه چطور و چرا «خامنه ای» با اذعان به یک واقعیت مسلم، تمامی پروژه «شیطان سازی» خود، نزد «خارجیها» را بر باد میدهد، حداقل، برای این دو «سیاهکار» مهم نیست. مهم این است که همان حرف، این بار در یاوه گوییهای این دو فرد برجسته شود. معلوم می شود که «قیام مردم»، پس گردنی به این گونه افراد را هم فراموش نکرده است.

سابق بر این در سایتها و سیاهنامه های وزارت اطلاعات، چنین استدلالات سخیف و خنده آوری دیده می شد و شاید هنوز هم دیده شود. اینکه مثلا باندهایی در این وزارتخانه برای تامین منافع خود به «مجاهدین» میدان می دهند، تا ضرورت وجودی و تعیین کننده این باندهای سرکوبگر و جنایتکار برای کشتن و نابودی آنها، در نظام «ولایت فقیه» تضمین شود. اما اینکه خود «خامنه ای» بعد از «قیام مردم» به میدان بیاید و این دروغ مضحک را بیان، و خود و وزارت و کل دستگاه سرکوبگرش را مضحکه خاص و عام نماید، حکایت از سردر گمی و بلاهت ادعا کنندگان آن دارد و لاغیر. آنها حداقل، «خامنه ای» را نشناخته اند و هذیان می گویند.

قیام مردم علیه کل دستگاه «ولایت فقیه»، این گونه طرحها و توطئه ها و ژاژخایی ها، در مورد «مجاهدین و مقاومت ایران» را نقش بر آب کرده است. حرفهایی که در جهت نفی این منطق در گوشه و کنار گفته و شنیده می شود، عبث و مربوط به گذشته اند و اثری در کند کردن مسیر پرشکوه این قیام و تلاشهای جوانان در «کانونهای شورشی» ندارند.

«مجاهدین خلق» این جنگ بی امانِ را با همه توان خود سازمان داده، پیش برده، و دیگران را هم به این عرصه فراخوانده اند. بعنوان یک اصل و پرنسیپ انقلابی، «همراهان» را ارج نهاده و «بریدگان» را اگر چشمی به دشمن داشته اند، از صفوف خود و مقاومت سازمان داده شده توسط خود، طرد نموده اند.

آنها برای هر سانتیمتر این راه طولانی و صعب العبور، هزینه های انسانی عظیمی پرداخته اند. دردها و مشقات زیادی را تحمل، اما لحظه ای از این کار پرافتخارشان منفک نشده اند. مبارزات آنها در اشکال گوناگون هر کدام درسی ثبت شده در تاریخ مبارزات مردم ایران است که با هر نتیجه ای، ارمغانی است به مبارزات انقلابی در سراسر جهان که هرگز کهنه و فراموش نمی شوند.

«مجاهدین خلق» رژیم آخوندها را در تمامیتش دشمن اصلی مردم ایران می دانند و به این دلیل با آن می جنگند. نه چیز دیگری!