Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

ریاست جمهوری ترامپ و داستانی تکراری

انتخابات ریاست جمهوری امریکا که هرچهار سال یکبار برگزار میشود ظاهرا دارای آنچنان اهمیتی هست که به مهمترین خبر روز دنیا تبدیل میشود. تمام کانالهای تلویزیونی و تمام روزنامه ها و سایتهای خبری شبانه روز اخبار این انتخابات را تعقیب میکنند و گزارش میدهند. اینجا درسوئد پوشش خبری انتخابات آمریکا به مراتب وسیعتر از انتخابات خود کشور سوئد هست. از انتخابات درونی هر دو حزب دمکرات و جمهوری خواه و بررسی تک تک کاندیداها و نتایج نظر سنجی های مختلف تا رای گیری نهایی و شمردن آرا و مشخص شدن رئیس جمهور همه و همه مستقیم از تلویزیون پخش میشود. و مسلما در کشورهای دیگر هم با کمی پائین و بالا وضع به همین ترتیب است. در نتیجه این توجه ویژه مطبوعات به انتخابات امریکا مردم اروپا و اسیا و افریقا هم با کاندیداهای مختلف آشنا میشوند و هر کسی طرفدار یک کاندید میشود، علیرغم اینکه نه امکان شرکت در انتخابات امریکا را دارند و نه حق رای دادن به کاندید مورد علاقه شان را.

اما این توجه به انتخابات امریکا در ایران آخوندی و مطبوعاتش از نوع دیگریست
وقتی در ایران انقلاب شد جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا بود و اینطور که حالا معلوم شده جناب کارتر و خمینی روابط حسنه ای با هم داشتند و اطرافیان خمینی مدام با نمایندگان کارترحشر و نشر میکردند. در هر صورت چند ماه بعد از پیروزی انقلاب چماقداران پیرو خمینی به اسم دانشجو به سفارت امریکا حمله کردند وهمه کارکنان سفارت امریکا را گروگان گرفتند. همزمان آخوندها و در راسشان خمینی دجال مردم را به " همه با هم" علیه آمریکای جهانخوار دعوت میکردند و برادران حزب توده هم مدام به در و دیوار آفیش و اطلاعیه میچسباندند که " خطر حمله امریکا جدیست، متحد شویم". آنهایی که بیشتر از پنجاه سال دارند حتما به یاد میاورند که خمینی ملعون میگفت "هرچه فریاد دارید سر امریکا بزنید". از آنجا که خطر حمله امریکا خیلی جدی بود، کانون نویسندگان تعطیل شد، دانشگاهها تعطیل شدند، حجاب اجباری شد و پاسدارها و بسیجی ها با چوب و چماق به مردم حمله میکردند ولی مردم حق فریاد زدن علیه این بیعدالتی ها و جنایتها را نداشتند بلکه هرچه فریاد داشتند باید سر آمریکا میزدند. در هر صورت جناب جیمی کارتر در انتخابات شکست خورد و روناالد ریگان در سال ١٩٨١ رئیس جمهور آمریکا شد
از فردای انتخاب ریگان آخوندها بالای منبر رفتند که اهای مردم چه نشستید که یک نفر " گاوچران" وحشی در امریکا رئیس جمهور شد و خلاصه " خطر حمله نظامی آمریکا خیلی جدیست،همه با هم، متحد شویم". حالا خمینی مشغول بمباران کردن خانه و زندگی مردم بیگناه کردستان بود و حزب توده و اکثریت خواهان این بودند که برادران پاسدارشان به دلیل "خطر جدی حمله آمریکا" به سلاح سنگین هم مسلح بشوند. رژیم پلید آخوندی در شمال و جنوب و شرق و غرب کشور جنایت میکرد و ادم می کشت و همزمان در تلویزیون فیلم جنایات امریکای جنایتکار در حق سرخپوستان را نمایش میداد. خلخالی جلاد اسیر زخمی را روی برانکارد اعدام میکرد و همزمان حزب توده و اکثریت به خلخالی رای میدادند تا وحدتشان علیه "خطر حمله نظامی امریکای جنایتکار، حفظ شود". جوانان مجاهد و مبارز زیر شکنجه های لاجوردی ملعون جان میدادند و حزب توده و اکثریت اطلاعیه صادر میکردند که "ضد انقلاب را به کمیته های انقلاب معرفی کنید" چون " خطر آمریکا خیلی جدیست و باید متحد شد" آخر سر هم حمله نظامی که نشد هیچ بلکه مرحوم ریگان یک عدد کیک و یک قبضه کلت و یک انجیل امضا شده هم برای خمینی دجال فرستاد.

دوران ریاست جمهوری ریگان که تمام شد، پاسداران به سلاح سنگین مسلح شده بودند، هزاران هزار جوان "لیبرال" و "کافر" و "منافق بدتر از کافر" و بهایی و یهودی و مسیحی، و کرد و بلوچ و ترکمن اعدام شده بودند. خمینی پلید هشت سال تمام سعی کرده بود کربلا را اشغال کند و از انجا به قدس رفته انجا را هم اشغال کند و اسرائیل را از صفحه روزگار محو کند و در نتیجه صدها هزار نفر را به کشتن داده بود. همه کشور به خرابه تبدیل شده بود، بدون اینکه امریکای جهانخوار حمله نظامی کرده باشد.
رئیس جمهور بعدی جرج بوش پدر بود. ان وقت دیگر از حزب توده و اکثریت خبری نبود. در نتیجه "خطر جدی آمریکا" و نیاز شدید به وحدت "همه با هم" انها خودشان هم قربانی رژیم خمینی شده بودند. حالا دیگر شوروی هم از هم پاشیده بود ولی خطر حمله نظامی آمریکا هنوز جدی بود ولی دیگر همه ای نمانده بود که با هم متحد شود. برای رفع این مشکل تعدادی از پاسداران و ادمکشها "سلاح سنگین" را زمین گذاشتند و تیغ ژیلت برداشتند، ریششان را تراشیدند و به شکل اصلاح شده در امدند و شعار دادند که "خطر امریکا جدیست، متحد شویم و در ضمن ضد انقلاب را به وزارت اطلاعات معرفی کنیم". در هر صورت بوش پدر هم یک دوره رئیس جمهور بود و رفت.
بعد از ان دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون بود. و باز هم خطر حمله نظامی امریکا جدیتر از همیشه و در نتیجه قتلهای زنجیره ای و جنایت و کشتار برای مقابله با "خطر حمله نظامی امریکا" ولی بیل کلینتون هم نه تنها حمله نظامی نکرد که برای رژیم آخوندی پیغام و پسغام هم فرستاد، عذر خواهی هم کرد، مقاومت مردم ایران را هم در لیست تروریستی گذاشت.
بعد از کلینتون نوبت به ریاست جمهوری بوش پسر رسید. بوش پسر هم البته خطرش جدی بود و جنگ راه انداخت ولی نه با اخوندها، با آخوندها ساخت و پاخت کرد و به انها امتیاز داد تا به عراق حمله کند.

بعد از جرج بوش پسر نوبت به جناب باراک حسین اوباما رسید، این جناب رئیس جمهور جدید اصلا به این دلیل ارای آورد که گفته بود ارتش امریکا را از عراق و افغانستان خارج میکند و قول داده بود که من بعد با هیچکس نجنگد. این رئیس جمهور شماره ٤٤ از همان روز اول نشان داد که هیچ خطری برای حکومت ولایت فقیه ندارد و هنوز دو روز بیشتر از ریاستش نگذشته بود که به ولی فقیه نامه فدایت شوم نوشت و بعد که مردم در تظاهرات سال ٨٨ شعار دادند که "اوباما، یا با اونا یا با ما" با صدای بلند اعلام کرد که نخیر دولت من در کنار "اونا" ایستاده است. رئیس جمهور اوباما در حالی که لبخند ملیحی بر لب داشت سرکوب جوانان آزادیخواه ایران را تماشا میکرد. ولی مگر وزارت اطلاعات و پاسداران ریش تراشیده و توده ای-اکثریتی های مدل جدید رضایت میدادند. ولی فقیه ارتجاع اعلام کرد که این جناب اوباما در زیر دستکش مخملیش مشت چدنی دارد و در نتیجه "خطر حمله نظامی آمریکا جدیست، متحد شویم". در سایتهای افراد بی نام و بد نام که عموما هم مستقل و هم منفرد هستند هم صدها مقاله منتشر شد در مورد خطر جدی حمله نظامی آمریکا و ضرورت "همه با هم" ومماشات و ساخت و پاخت با رژیم ولایت فقیه برای جلوگیری از جنگ. در دوران ریاست اوباما هم نه تنها جنگی نشد بلکه اوباما برای جلوگیری از "خطر جدی حمله خودش" دست پاسداران وحشی رژیم ولایت فقیه را باز گذاشت تا مردم بیگناه سوریه را به خاک و خون بکشند و در منطقه هر جنایتی میخواهند بکنند و میلیونها دلار پول نقد را هم سوار هواپیما کرد و مستقیم به بیت ولی فقیه فرستاد تا برای حزب الله لبنان و حشد شعبی عراق و حوثی های یمن و حماس اسلحه و مهمات بخرد.
از ریاست جمهوری دونالد ترامپ دو هفته گذشته است و ابواب جمعی ولایت فقیه در خارج از کشور به رسم ٤٠ سال گذشته، فریاد "خطر حمله نظامی امریکا جدیست" و "همه با هم" علیه خطر جنگ سر داده اند.

خامنه ای و رژیمش چنان بی آبروست که اجبارا خودش را پشت سر بی بی سی و رادیو فردا و صدها سایت بی نام و بدنام دیگر پنهان میکند. ولی پیام همه اینها یکی هست "خطر حمله نظامی امریکا جدیست، همه با هم متحد شویم و ضد انقلاب را به وزارت اطلاعات معرفی کنیم"

رژیم ولایت فقیه چهل سال است که به دلیل "خطر حمله نظامی امریکا" به غارت و سرکوب مردم ایران مشغول است و مشتی مزدور بدنام و بی ابرو سالهاست که به اسم صلح طلبی به همدستی و همکاری با این رژیم جنایتکار مشغولند. مزدوران و پادوهای خرده پای رژیم ولایت فقیه باید بدانند که دوره "هرچه فریاد دارید سر امریکا بزنید" خمینی دجال سپری شده است.
مردم ایران امروز یک صدا علیه حکومت قرون وسطایی آخوندها فریاد میزنند.
رژیم ولایت فقیه عامل اصلی جنگ و کشتار و بزرگترین خطر علیه صلح در منطقه است. رژیم ولایت فقیه عامل فقر و فساد و زندان و شکنجه است.
امروز هر کس که واقعا صلح طلب باشد، هرکس که آرزومند آزادی و سربلندی مردم ایان باشد، هرکس که خواهان اسایش و امنیت برای مردم منطقه باشد همه فریادهایش را علیه حکومت پلید آخوندی میزند