Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

اقتصاد مال خر است. جملۀ قصار و تا ریخی خمینی ملعون بود که با افتخار آنرا بر درب و دیوارها در زمان حیات ننگینش می نوشتند. هیچ وقت هم منظورش را از آن خر به طور شفاف توضیح نداد. هنگامی که پیشنماز این حرف را بزند معلوم است که چه بلایی بر سر پس نماز خواهد آمد. با بیان این جمله فاتحۀ همیشگی اقتصاد ایران را آگاهانه خواند؛ چونکه قصدش و ماموریتش دو مورد مهم بیش نبود. یکی اینکه اسلام سیاسی و از نوع ولایت فقیح را توسعه دهد و د یگر اینکه تمامی نیروهای انقلابی، آزاده، مبارز و ضد نظامش را به چوبۀ دار بسپارد. تبعات این دو ماموریتش هم متلاشی کردن کلیت جامعۀ ایران در تمام ابعادش بود و بر فراز این ماموریت پایه گذاری قوی سیستم داعشی که زنان را به روز سیاه نشاند و از تمام حقوق اجتماعی محرومشان کرد؛ فقر و فحشاء؛ بیکاری و جرم وجنایت را رواج داد و روستاها را نابود و بسیاری از آنها را خالی از سکنه کرد.

طبق ادارۀ آمار خود رژیم جمهوری اسلامی آخوندی و مدیر مطالعات مهاجرت و شهر نشینی و موسسۀ ملی مطالعات جمیعتی کشور، امروزه در ایران بیش از 40 هزارروستا خالی از سکنه شده است و به حاشیۀ شهرها رانده شده و آواره و بی خانمان شده اند. فقط در سال 1365 تا 1385 تعداد 1429 آبادی خالی از سکنه شده است. بر طبق گزارش خلاصۀ فایل جغرافیایی سال 1393 تعداد کل آبادی ها در ایران 98056 بوده است که در سال 1394 یعنی به مدت فقط یک سال این تعداد به 97581 آبادی رسیده است یعنی در طول یک سال 475 آبادی خالی از سکنه شده است؛ که تبعات آن هزاران مشکل از جمله فقر، بیکاری، حاشیه نشینی، دزدی، فحشاء، معظلات اقتصادی و ناهنجاری های اجتماعی می باشد.
مضاف بر اینها خمینی پلید، آنچنان به اختلافات طبقاتی دامن زد که طبق گفتۀ قالیبافِ؛ سرمایه و کلیت ثروت ایران در دست 4% است. خوب تا این جای کار نظر خمینی واضح است.

-طی دوره 1384 تا 1391 حدود 7 میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده (به طور متوسط سالی یک میلیون نفر) که از این تعداد بیش از 6 میلیون نفر هنوز به بازار کار وارد نشده و افراد مشغول به تحصیل در مقطع آموزش عالی نیز به رقم بی سابقه 4.5 میلیون نزدیک شده است.
 
- بر اساس آمارهای موجود طی سال های 1384 تا 1391 به طور متوسط در هر سال 81 هزار نفر به شاغلین کشور افزوده شده و نرخ بیکاری جوانان در پایان سال 1391، 24.5 درصد و نرخ بیکاری زنان جوان بیش از 38 درصد بوده است.
و اما خامنه ای که خلاف گفتۀ خمینی پلید حرف مفت می زند و خطاب به 6 مترسک در مضحکۀ انتخاباتی بخوان انتصابات، نعره می زند که در دور سوم مناظره فقط باید حول وحوش برنامۀ اقتصادی گفتگو کنید؛ در غیر این صورت سیلی شدید خواهید خورد. بر اساس این مردابی که خامنه ای درست کرده است باید و حتما رو به جلو فرار کند و صحبت از اقتصاد مقاومتی و تولید و اشتغال را مطرح کند. پس اولین سیلی در دهان خمینی نواخته شد؛ و در مقابل همچنین؛ خمینی تمام اینها را که در بارۀ اقتصاد اگر بخواهند صحبت کنند، خر خطاب می کند. پس تا اینجای کار تمام اصل نظام خر تو خر است.

حالا چرا خامنه ای این چنین محکم سیلی را ابتدا در دهان خمینی زد؟
چونکه چاره ای نداشت و در این مدت 38 سال ملاحظه کرد که از یک طرف اقتصاد خری خمینی جواب نداده است و از طرف دیگر در نمایش انتصابات، جناح خامنه ای و دارو دستۀ روحانی همانند شغالان درنده به جان همدیگر افتاده اند و عنقریب پتۀ خامنه ای را در رابطه با جنگهای مذهبی اش و بودجه های نجومی نظامی و بدون حساب و کتابش افشاء گردد. روی این اصل چاره را در این دید که ابتدا دهن خمینی را که قبلۀ عالم شان بود؛ سیلی بزند که بقیۀ نوچه جلادانش ماست خودشان را کیسه کنند. والا افشاء کردن خامنه ای در رابطۀ تامین بودجۀ جنگها و مداخله گری در سوریه، یمن، عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، بحرین و ... با این اقتصاد ورشکسته شده و دزد بازار و به گفتۀ خودشان در مناظره، مافیای قدرت و قاچاق کردنِ نیروهای خودی که چون بختک روی زندگی مردم افتاده است، خامنه ای نقش بر کف زمین ِمضحکۀ انتخابات می شد. آنگاه در پیشگاه مردم و از زبان خودشان در شنبه بازار مناظرۀ انتصاباتی فازی دیگر از تظادهای لاینحلِ شیخکان باز می شد که دیگر قابل بسته شدن نبود مگر اینکه تصفیه ای دیگر در درون شغال آخوندها صورت گیرد.

پیش بینی خامنه ای در بارۀ سیلی زدن:
خامنه ای بهتر از هر شاگرد جلاد دیگر خمینی می داند که چه در کلۀ این وحوش می گذرد و ازاین زاویه است که چماق اش همیشه خیلی سنگین بالای سر نوچه های تند رو وهم چنین به اصطلاح؛ اصلاح طلب هایشان قرار دارد تا هر وقت خواستند .. بخورند، دهانشان را خرد و خاکشیر کند. چنانچه ملاحظه شد، در دور سوم مناظرۀ کاندیداها در رابطه با سوالِ جلوگیری از قاچاق کالا، مصطفی هاشمی طبا گفت: "از 114 اسکلۀ رسمی در کشور، قاچاق وارد می شود."
 ما علی بابا و 40 دزد شنیده بودیم ولی علی شیاد و 114 اسکلۀ حمل قاچاق و دزدی نشنیده بودیم و این موهبت انتصابات! ما را مطلع نمود. از طرف دیگر قالیباف گقت: "وزیر فرهنگ دولت شما یعنی روحانی قاچاق وارد می کند و سند هم دارد." میر سلیم، خطاب به روحانی زوزه کشید و گفت: "در دولت شما 4 سال قاچاق مردم را بیچاره کرده؛ برنامۀ شما چه بوده؟ نه اینکه از ما برنامه بخواهید!"
 جهانگیری که حسابی عصبانی شده و دماغش جلوی دیدش را گرفته بود چشم هایش را بست و گفت:
"در دولت قبلی میزان قاچاق در ایران حجمی 25 میلیارد دلاری داشته است که ما آن را در این دوره به 12 میلیار دلار کاهش دادیم." روحانی هم خطاب به رئیسی به عنوان سخنگوی قوۀ قضائیه در دولت قبلی گفت: "مبلغ 3/8 میلیارد دلارپول مردم از نفت کجاست و آن را چه کردید؟"
خوب، (به قول مش قاسم در فیلم دائی جان ناپلئون، یا مسلم ابن عقیل، بابام جان ما که عقلمان به جایی نمی رسد تا قبر آآآ...).
 آیا این حجم از دزدی و قاچاق که روسای دولتیان مطرح کردند و الان برای کسب مجدد قدرت همدیگر را افشاء می کنند؛ در چه رابطه ای بوده است.؟ هرچند که روحانی به صراحت گفت:" اسکله ها و مرزها که در دست ما نبوده و نیست". البته منظورش این بود که در دست سپاه پاسداران است و ما در این رابطه لولوی سر خرمن بیشتر نیستیم ولی جرات نکرد نامی از سپاه پاسداران ببرد، چون قشنگ می داند که سیلی را محکم نوش جان خواهد کرد. برای این که کلید صندوق خانۀ خامنه ای شیاد در دست سپاه پاسداران است و کسی نباید پایش را در نزدیک این صندوق خانه دراز کند والا چون موش دمش به تلۀ شیاد علی خواهد افتاد و در این مورد هم عملکرد و پرونده اش کاملا سیاه وجود دارد.

عدم ورود دربحثهای انتصابات به دو حوضۀ خط قرمز:
هنگامی که در این مباحثات و در حوضۀ اقتصاد قرار است بحثی شود، باید دست و بالت هم باز باشد که بتوانی به ریشه ها دست ببری و با صراحت مدلل کنی و هیچ ملاحظه کاری هم در میان نباشد.
خامنه ای شاگرد جلاد خمینی در یک تضاد باتلاق گونه ای افتاده و گیر کرده است که هر چه دست و پا می زند بیشتر در این منجلاب فرو می رود. از یک طرف غلط اضافه در رابطۀ با افزایش جمعیت را مطرح می کند؛ که تا اینجای کار تبعاتش معلوم است و طبق ادارۀ آمار خودشان در حال حاضر سالیانه یک میلیون جمعیت به ایران افزده می شود و از 30 میلیون نفر در سال 1357 تا به حال و در زمان این دایناسورها به 80 میلیون نفر رسیده است و خامنه ای شیاد شعار افزایش بیشتر جمعیت تا 300 میلیون نفر را داده است و نوچه آخوندهایش را جهت تبلیغات بسیج کرده است و حتی یکی از گنده آخوندها دریکی از کانالهای تلویزیون ایران گفت: به نیابت 5 تن، 5 بچه و به نیابت هفت امام 7 بچه و 12 امام، 12 بچه و 14 معصوم، 14 بچه طبق فرمان رهبر یعنی خامنه ای پلید درست کنید و همچنین خطاب به مردم گفت: با گفتن یا علی، از همین امشب هم دست به کار شوید...
حالا این ازدیاد جمعیت را خامنه ای برای چه می خواهد؟ پرواضح و مسلم است که برای جامعۀ رفاه نمی خواهد بلکه برای لشگریان امام زمانش می خواهد که برای جنگهای توسعۀ اسلام خمینی اش از آنها استفاده کند.
خوب، با این اوصاف مگر کاندیداها دراین مناظره، می توانند به حوضۀ ازدیاد جمعیت در رابطه با مشکلات اقتصادی اشاره کنند؟ پس باز هم اقتصاد مال خر است و این بار خامنه ای از خودش سیلی می خورد که از یک طرف می گوید در بارۀ اقتصاد صحبت کنید و از طرف دیگرنوچه هایش نمی توانند به حوضۀ ازدیاد جمعیت و مشکلات بیکاری و اقتصادی ناشی از آن بپردازند.
از سوی دیگربودجۀ نجومی و فوق محاسباتی جنگهای رژیم جمهوری اسلامی آخوندی است که در چندین کشور از جمله: سوریه، یمن، عراق، لبنان، فلسطین، بحرین، افغانستان و ...همزمان پیش می رود و همگان اگاهند که بیشترین سرمایه و بودجۀ کشور ایران به تنور این جنگها ریخته می شود و هیچ کدام از این 6 کاندیداها هم جربزۀ رفتن در این حوضه بحث را نداشتند که سیلی که سهل است؛ واجبین به خوردشان داده می شود. پس در این جا هم مشکل اقتصادی کماکان لاینحل باقی می ماند و سیلی دیگری خامنه ای از خمینی و اقتصاد خریش نوش جان می کند و این کاندیداها هم فقط در حد پارس کردن به هم دیگرعمل می کنند.
نکتۀ آخر،
البته لازم به ذکر است که این 6 نفر برای کسب مقام ریاست مثلا جمهوری نیامده بودند کما اینکه تا این جای کار سه نفرشان از جمله قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا گورشان را گم کردند و عنقریب میر سلیم هم یا پزی گرفته و به نفع یکی کنار می رود و گم می شود و یا آنقدر کم رای می آورد که ابروی نداشته اش برود. پس می ماند روحانی و رئیسی دو خر مهرۀ آدم کش که کاملا می دانند باید قاعدۀ بازی را رعایت کنند و تا جایی که می توانند خدعه و نیرنگ بکار ببرند تا بر جنایتهایشان سر پوش گذاشته، فقر و بیکاری و بدبختی کارگران و زحمتکشان را وسیقۀ تبلیغاتی مضحکۀ انتصاباتی کنند.
تمام این لاشخوران از خمینی گرفته تا خامنه ای و دیگر وحوشان نه قرار است به اقتصاد کشور ایران رونق بخشند و جامعۀ رفاء بسازند و نه قرار بوده و هست که به سوی کشوری مدرن و توسعه یافته بروند. نه قرار بوده عدالت اجتماعی بوجود آورند و نه قرار است برابری حقوق زنان و مردان بوجود بیاورند. نه قرار بوده آزادیهای دمکراتیک منعقد گردد و نه قرار هست؛ آزادی احزاب و اتحادیه ها و پوشش بوجود آورند. نه قرار بوده دولتی سکولار بر مبنای حق تعیین سرنوشت مردم بوجود بیاید و نه قرار است جدایی دین از دولت برقرار گردد. پس معلوم می شود که قرار است همان پس مانده های تفکری خمینی پلید را نشخوار کنند.
از سوی دیگر و بر کاکل جامعۀ ایران اگر قرار باشد تغییری رخ دهد و کشور ایران برای همیشه از شر این رژیم به غایت ضد بشری و قرون وسطایی نجات پیدا کند، فقط یک راه بیشتر نیست و آن هم سرنگونی تام و تمام رژیم جمهوری اسلامی آخوندی است.
برای تحقق این مطالبۀ به حق توده های مردم تحت ستم، آلترناتیوی انقلابی و سازمان یافته با برنامۀ مترقی وجود دارد که رسالت کلیۀ خواسته ها و مطالبات دمکراتیک از صدر مشروطیت تا به اکنون را به عهده گرفته است و آن هم شواری ملی مقامت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران و جبهۀ همبستگی ملی ایران می باشد و امید است که دیگر نیروهای انقلابی، چپ ودمکراتیک و سرنگونی طلب به این جبهۀ همبستگی ملحق گردند.


 

Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter