مردم قزوين پس از ردشدن لايجه استان شدن قزوين در مجلس، در روز 13مرداد1373 به خيابانها ريختند. به نوشته روزنامۀ «سلام» (22شهريور1373, با عنوان «از لس آنجلس تا قزوين») «موج اعتراض بالاگرفت... جاده ها بسته مي شود. بعضي از سينماها, بانكها, ادارات دولتي و پمپ بنزينها خسارت مي بينند... مسئولين شهر ... نتوانستند با اغتشاش كنندگان رابطه يي برقراركنند, به طوري كه نيروهاي انتظامي محل كاري از دستشان برنمي آمد. افراد يا به جمع حمله كنندگان پيوستند يا سكوت كردند. مخالفين نيز توان ابراز مخالفت نداشتند... وزير كشور [بشارتي] به نمايندگي از رئيس جمهور [رفسنجاني] وارد ماجرا مي شود. در مسجد اصلي شهر ... سخنراني مي كند... [وقتي] نسبت به وقايع شهر و نقش مردم اعتراض مي كند, سخنراني وي قطع مي شود و مردم مسجد را ترك مي  كنند. مجدداً درگيري بالا مي گيرد. نماينده مردم قزوين [در مجلس] هم زخمي مي شود... روز بعد نيز درگيري ها ادامه مي يابد...» (از لس آنجلس تا قزوين, چاپ پنجم, 1378, تهران, ص32).

شاهدان ديگر هم از حجم و گسترگي اين خيزش و هم از شمار بسيار شهيدان آن خبر مي دهند. ازجمله مرحوم مهندس مهدي بازرگان در مصاحبه با روزنامۀ آلماني «فرانكفورتر روندشاو»، كه توسط خبرنگار اين روزنامه در روز 22آبان 1373در تهران انجام شد, درباره قيام مردم قزوين مي گويد: «... در ايران... كوچكترين حركات, تجمّعات مردم, اعتصابات كارگران يا دانشجويان, به دليل ترس از گسترش آنها, با خشونت سركوب مي گردد. به عنوان مثال, در وقايع شهر قزوين... تعداد زيادي را كشتند. آنها بسياري از مردم را اعدام  كردند... مردم در  اتوبوسها, تاكسيها, در صفوف تحويل گرفتن قند و شكر رژيم را نفرين كرده, به آن فحش مي دهند“. وي در همین مصاحبه دربارۀ پايۀ مردمي رژيم مي گويد: «شايد بيشتر از 5درصد نباشد».
ـ چند هفته بعد از قيام قزوين, شامگاه 9شهريور 73 خامنه اي به مناسبت پايان «هفته دولت» براي رفسنجاني و اعضاي دولتش كه به ديدار او رفته بودند, بااشاره تلويحي به قيام قزوين گفت: «بايد نسبت به كسي كه نظم عمومي را خراب مي كند, اندكي حتي اغماض روانداشت...»(روزنامه سلام, 10شهريور1373).
     روزنامۀ «ابرار»  15شهريور73  در مقاله «توطئه از هر سو»، پس از درج اين جملۀ خامنه اي در سخنانش به مناسبت «هفته وحدت» «تلاشهايي كه به وسيله منافقين انجام شده, به خوبي نشانگر اين واقعيت است كه اصل وحدت را ...از ميان بردارند», نوشت: «اين سخنان در وضعي كه از هر سو توطئه يي عليه جمهوري اسلامي ايران تدارك ديده مي شود, بايد به وسيله مسئولان اجرايي كشور به كار گرفته شود... هرگز شرايط منطقه يي تا اين حد حساس نبوده است».
سه هفته بعد, جنّتي در نماز جمعه تهران در روز 8مهر73 از «شرايط حساس» گريبانگير رژيم سخن مي گويد: «شرايط امروز مملكت ما ...عادي نيست. آن دشمناني كه از اين انقلاب ضربه خوردند... آرام نمي نشينند. ما وظيفه مان اين است كه هر كسي اين خطر دشمن را احساس بكند, همين جوري كه از اول انقلاب همه بسيج شدند براي مبارزه با دشمن, با تمام وجود در مقابل دشمن بايستند» (راديو رژيم, 8مهر73).
    راديو بي.بي.سي, از روز 10 تا 15مهرماه 1373, در سلسله برنامه يي با عنوان «بررسي علت بروز ناآراميها در شهرهاي ايران», در اين باره خيزشهاي مردمي در شهرهاي مختلف ايران گزارشي دارد و با «چند شخصيت ايراني» نيز در اين باره مصاحبه مي كند. برنامۀ بی بی سی، با اين مقدمه آغاز مي شود: «...در سالهاي اخیر در شهرهاي مختلف ايران ناآراميها و شورشهاي گسترده يي روي داده است. مشهد و شيراز, اراك و زاهدان و قزوين و تبريز و شهرهاي ديگر در چهارگوشه ايران هريك شاهد تظاهرات گستردۀ مردم برضد حكومت جمهوري اسلامي ايران بودند. اكثر اين تظاهرات به خشونت كشيده شد... بيشتر كارشناسان مسائل ايران معتقدند كه در ناآراميهاي اخير شهرهاي ايران نقش اصلي را جوانان به عهده داشته اند...»
  سپس این پرسشها را مطرح می کند:
ـ «با توجه به گستردگي و تداوم ناآراميهاي خشونت آميز در ايران چنين رويدادهايي در آينده به كجا خواهد انجاميد؟
ـ اگر حوادثي نظير مشهد و قزوين در تهران پيش بيايد وضع چه خواهد شد؟...
 ـ چرا اين شورشها بلافاصله به خشونت كشيده مي شود؟»

ـ «ايرج جمشيدي, روزنامه نگار مقيم تهران, كه چند روز پس از وقايع قزوين از شهر ديدار كرد, مي گويد: «مردم به ساختمانهاي دولتي, بدون استثنا, حمله مي كردند... به اتّفاق يكي از اهالي قزوين آن روز شهر را گشتيم. متاٌسفانه ديدم كه استثنا ندارد. هر نوع ساختمان دولتي كه آن جا وجود داشت, مورد هجوم مردم قرار گرفته بود. دادسراها, بانكها و شهرداري, اينها مكانهايي بودند كه مورد هجوم مردم قرار گرفته بود. همين طور هم دارايي...» و پس از ابراز خوشنودی از تلاش «جناح روشن بین حاکمیت» (=دار و دستۀ رفسنجانی) برای گشودن «منفذي براي انعكاس اعتراضات مردم» از طریق افزایش تعداد روزنامه ها، نیتجه می گیرد «اميدوارم كه اين جناح موفق بشود, اما اگر موفق نشود با كمال تاٌسّف كشور ما شاهد حوادثي نظير آن چه كه در مشهد يا قزوين روي داده ديگر حتي وسيعتر و خشن تر از آن بشود...»

مهندس مهدي بازرگان در اين سلسله مصاحبه هاي راديو بي.بي.سي, كشتار و اختناقي را كه رژيم در قزوين و شهرهاي ديگر براي خاموش كردن آتش اعتراضات اجتماعي به آن متوسل مي شود, نه تنها كارساز نمي بيند بلكه در آينده باعث شعله ورترشدن چنين خيزشهايي مي شود: «...هيچ دولتي و قدرتي نمي تواند تا ابد روي سرنيزه بنشيند. به فرض هم كه اين خشونتها عليه دولت جوابگو باشد و ايجاد سكوت ... كند ولي دير يا زود مشكل مي شود. مشكل ما با دولتها اين بوده... كه دست از اين انحصار و اختناق برداريد و به طرف ملت بياييد ... والّا, مسلّم، حالا مملكت خدا مي داند كه كارش به كجا مي كشد. به سود خودشان هم نخواهد بود».
خانبابا تهراني، از سینه چاکان حفظ نظام آخوندی در زیر چتر «جناح روشن بین حاکمیت»، در مصاحبه با بی بی سی می گوید: «...هرگونه شورشي در تهران يك فاجعۀ تاريخي خواهد بود. من حتي نمي خواهم تصور اين را بكنم روزي در تهران واقعه يي رخ دهد كه فرض بكنيد در قزوين يا يكي از شهرهاي كوچك روي داده است, چون كه ابعاد خشونت در تهران غيرقابل تصور است... من فكر مي كنم يك فاجعه يي به وجود خواهد آمد و من اميدوارم چنين نشود, به عكس, اين حكومتگراني كه الآن در ايران قدرت دارند به آينده ها فكر كنند و هرچه زودتر اين مسائل را از طريق صلح آميز حل كنند» و بلافاصله وحشتش را از سرنگونی رژیم سفّاک آخوندی ابراز می کند و به «جناح روشن بین حاکمیت» هشدار می دهد که اگر دیر بجنبند ممکن است «مجاهدین» جای آنها را در حاکمیت بگیرند و «حمام خون راه بیندازند»: « من هنوز اين قدر نااميد نيستم كه در مجموعه جوامع ايران حتي در نهادهاي متعصب مثل سپاه پاسداران و نهادهاي ديگر جامعه ما هنوز نيروهايي هستند كه به نظرم به صلح و آشتي ملي و به حفظ جامعه ايران فكر مي كنند. اگر يك همبستگي ملي در بين چه آن كساني كه به آينده ايران فكر مي كنند و در حكومت هستند و چه آنهايي كه در بيرون از حكومت هستند, به وجود بيايد, مي تواند اين خونريزي را به مقدار زيادي محدود بكند...»
خانبابا تهراني ده روز پيش از 30تير73 (روز همبستگي ملي) و سه هفته قبل از قيام قزوين هم در مصاحبه با عليرضا ميبدي در «راديو 24ساعته» در روز 20تيرماه73 گفته بود كه: «من صريحاً مي گويم آخوندها وطن پرست تر از مجاهدين هستند».
ـ محمدرضا شالگوني (از رهبران «راه كارگر») در سلسله مصاحبه راديو  بي.بي.سي, گفت: «... تقريباً هميشه اين خطر وجود دارد كه ممكن است يكي ديگر بيايد كه بدتر از اين باشد. همين ماجرا را ما در انقلاب بهمن هم تجربه كرديم. حالا هم ممكن است كه همين مردم اين را بنيدازند و كسان ديگري بيايند مثلاً فرض كن مجاهدين, كه خيلي بهتر از اين ها نيستند. اگر بدتر نباشند. ولايت رجوي بهتر از ولايت خميني نيست. من ترديدي اصلاً در اين ندارم».
علي كشتگر هم با او همصدا مي شود و در ادامه سخنان شالگوني مي گويد:
«...ضمن ابراز نگراني از اين كه ممكن است  رژيم جمهوري اسلامي با ادامه شورشهاي شهرهاي ايران سقوط كند, مساٌله را بايد خيلي جدّي گرفت... حادثه قزوين درواقع ابتدا يك خواست ساده بود, اما ديديم كه يك دفعه تبديل شد به يك شورش وسيع مردم و نفي بالاترين مقامات رژيم از جمله ولي فقيه... رژيم جمهوري اسلامي ممكن است با ادامۀ شورشهاي شهرهاي ايران سقوط كند, بدون آن كه احتمالاً جانشين دموكراتيكي شكل گرفته باشد. مساٌله را بايد خيلي جدّي گرفت.
  من شخصاً معتقدم كه ايران در يكي دو سال آينده با جنبشهاي عظيم توده يي قهرآميز و خشونت آميز دربرابر رژيم روبه رو مي شود و چه بسا رژيم در يك همچون حركتهايي متلاشي شود. جامعۀ ايران تب دارد. جامعۀ ما در حال حاضر آبستن حوادث زيادي است. مردم ما از جنوب و شمال, شرق و غرب و روستا و  شهر همه ناراضي اند, هرلحظه ايران مي تواند با يك شورش عظيم اجتماعي توي شهرها روبه رو شود...
من نگران اين هستم كه در واقع قبل از اين كه اين جور بشود يك آلترناتيو دموكراتيك ملي نداشته باشيم... و گرنه به جاي اين رژيم ممكن است باز هم يك ديكتاتوري ديگر سربلندكند...»