Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

اینکه رژیم ولایت‌فقیه بحران زی و بحران‌زا است بر کسی پوشیده نیست.

در طول نزدیک به چهار دهه با همین سیاست یعنی سرکوب داخلی و صدور تروریسم به حاکمیت قرون‌وسطایی خود ادامه داده است؛ اما اکنون در شرایط تازه‌ای به سر می‌برد. این شرایط را شاید بشود به تغییر سیاست مماشات و دلجوئی از ملایان حاکم بر ایران تعبیر کرد. اگر این سیاست به دور از معامله‌های سیاسی و اقتصادی اجرا شود، راه‌های موجود برای بقای رژیم کمتر می‌شود و شاید به زبانی گفت که بن‌بستی لاعلاج آن را در برمی‌گیرد. ولی‌فقیه در این شرایط بازهم به ریسمانی که خمینی بافت یعنی شیطان بزرگ دشمن اصلی است و "جنگ، جنگ تا پیروزی"، "جنگ تا رفع فتنه از جهان" متوسل شده و می‌خواهد این‌چنین القا کند که آمریکا می‌خواهد با ایران بجنگد. باید دید که این ادعا در عمل از یکسو چقدر واقعیت دارد و چقدر به شرایط موجود نزدیک است. اگر فرض را بر این بگذاریم که آمریکا بخواهد وارد جنگ با ایران شود، سؤال اول این است که رژیم برای بسیج مردم حول محور اتحاد برعلیه آمریکا چه راه حلهائی را در نظر دارد.

تکیه بر ناسیونالیسم و اینکه کشور ایران به‌مثابه یک محدوده جغرافیائی در خطر است می‌تواند مفروض باشد. حال باید دید که این فرض تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است. رژیم ولایت‌فقیه ادعای رهبری جهان اسلام را دارد و از آغاز عبارت "مردم ایران" را آگاهانه تغییر داده و به "امت اسلامی" بدل کرده است.

مسئله تمامیت ارضی ایران بحثی است که از طرف بلند گوهای تبلیغاتی رژیم دامن زده می‌شود، و این بحث تا آنجا پیش می‌رود که قاسم سلیمانی، قاتل هزاران نفر عراقی و سوری به‌عنوان منجی این ادعا معرفی می‌شود. باید دید در این ادعا چه خطری از نظر جغرافیای ایران و مرزهای ایران وجود دارد. تنها کشوری که مرز زمینی با ایران دارد و می‌تواند در حرف برای ایران خطری داشته باشد پاکستان است که سران سیاسی و نظامی رژیم بارها با سران کشور پاکستان ملاقاتهای دوستانه‌ای داشته‌اند. وگرنه به ادعای خود رژیم عراق و افغانستان نمی‌توانند خطری برای ایران داشته باشند و همین‌طور ترکیه و روسیه. پس تهدیدی بالقوه به مفهوم اینکه نیروی خارجی از طریق مرزهای زمینی با ایران درگیر شود وجود ندارد، و از سوی دیگر نه عربستان و نه آمریکا خواهان جنگ نظامی با ایران نیستند. آمریکا با توجه به دو تجربه جنگ در افغانستان و عراق به جد از درگیری نظامی با یک کشور دیگر خودداری می‌کند و عربستان هم‌مرز زمینی با ایران ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود در کره جنوبی درباره تنش‌آفرینی کره شمالی گفت که آمریکا برای حل مسئله حاضر به مذاکره با کره شمالی است.

از سوی دیگر این سؤال مطرح می‌شود که آیا مردم ایران در دام بحث ناسیونالیسم خواهند افتاد یا نه! پرواضح است که تجربه هفت آبان (روز کوروش) و لشکرکشی رژیم برای جلوگیری از تجمع در کنار مقبره کوروش، این ادعا را بسیار کمرنگ می‌کند. به این مفهوم که این سؤال پیش می‌آید که اگر هویت ایرانی به تاریخ این کشور شناخته می‌شود و کوروش به‌عنوان یکی از بزرگترین این سمبل‌ها شناخته می‌شود، چرا رژیم این‌گونه از تجمع مردم وحشت دارد؟ رژیمی که تا به امروز سعی بر از بین بردن تمام نشانه‌های فرهنگی مردم ایران را داشته است و حتی برگزاری چهارشنبه‌سوری، جشن نوروز و سیزده‌بدر را از نشانه‌های وازدگی در مقابل اسلام (خودش) می‌داند. ضدیت رژیم با فردوسی و سعدی و پائین کشیدن مجسمه این دو شاعر بزرگ در طوس و شیراز دلیلی بر این ادعا است.

اما مهمترین واقعیتی که وجود دارد این است که درست مثل دوران خمینی و جنگ با عراق این رژیم ایران است که خواهان جنگ است و با تحریکات منطقه‌ای می‌خواهد که عربستان و یا آمریکا را وادار به پاسخگوئی نظامی بکند که شاید بتواند در این بحران مدتی به حکومت خود ادامه دهد. از جمله می‌توان به حمله اخیر موشکی "حوثی‌ها" به عربستان سعودی نام برد. رژیم که سالهاست دست در دست دیکتاتور مخلوع یمن با حمایت‌های مالی و نظامی جنگی فرسایشی را در یمن ادامه می‌دهد و بارها از تریبون‌های نماز جمعه و به صورت‌های مختلف به آن اقرار کرده است. حمله موشکی به ریاض با واکنش‌های تند بین‌المللی روبرو شد و عربستان و آمریکا بدون تردید، اعلام کردند که رژیم ایران حوثی‌ها را به سلاح موشکی مسلح کرده است. سران رژیم بلافاصله این مسئله را تکذیب کردند و محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران سخنان پرزیدنت ترامپ دایر بر دست داشتن ایران در پرتاب موشک حوثی‌های یمن را یک افترا خواند و گفت ایران هیچ نوع امکاناتی برای فرستادن موشک به داخل یمن برای حوثی‌ها در اختیار ندارد. حوثی‌ها خودشان موشک دارند و برد آنها را افزایش داده‌اند. جعفری و دیگر سران نظام فراموش کرده‌اند که بارها کشتی‌های حامل سلاح برای ادامه جنگ در یمن در آبهای خلیج‌فارس مورد شناسائی قرار گرفته و توقیف شده‌اند.


www.dw.com/fa-ir/توقیف-یک-کشتی-حامل-سلاحهای-ایرانی-برای-حوثیان-یمن/a-19164042open_in_new
www.asriran.com/fa/news/517026/فیلم-جنجالی-که-استرالیا-با-نام-کشتی-حامل-سلاح-ایران-منتشر-کردopen_in_new
www.radiofarda.com/a/f4_four_iranian_ships_intercept_iweapon_yemen/28078626.htmlopen_in_new

باید اضافه کرد که ادعای جعفری با واقعیت شناخته‌شده از یمن تفاوت بسیار دارد. یمن فقیرترین کشور خاورمیانه است و به‌جز کشاورزی و ماهیگیری آنهم در سطح بسیار ابتدائی صنعت داخلی دیگری ندارد. صنعت نفت بسیار عقب‌افتاده است و نیاز به سرمایه‌گذاری دارد. در هیچ منبعی نشان داده نشده که یمن به‌عنوان کشور اسلحه‌سازی داشته باشد، چه رسد به حوثی‌ها.

نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد وضعیت سران رژیم و عدم یکپارچگی و داشتن توافق بر سر مسائل داخلی و بین‌المللی است. رژیمی که نزدیک‌ترین افرادش دست به دزدی‌ها و اختلاس‌های میلیاردی می‌زنند فارغ از حجم دزدی‌ها نشانگر این است که حتی نزدیکترین افراد هیچ اعتماد و اعتقادی به سیستم ندارند و هر کس تا آنجا که بتواند از سرمایه‌های ملی و مردمی می دزد. رانت‌خواری و اختلاس آنچنان گسترده است که برای آرام کردن مردم، بحث‌های آن به رسانه‌های رژیم کشیده شده است.

اگر جنگهای عراق و افغانستان برای رِژیم به منزله بهترین راه نجات بود، وقوع هر جنگ احتمالی که قبل از همه ولی‌فقیه خواهان آن است طناب داری برای رژیم خواهد بود. رژیم بنا به ماهیت قرون‌وسطایی خود، فاصله تاریخی با این دوران دارد؛ اما سیاست مماشات حاکم به این تاکتیک فضای تنفسی وی داد؛ اما اکنون با نشانه‌های موجود، که می‌توان به آن تغییر دوران گفت برای ولی‌فقیه راه حلی که قبلا مفر حیات بود هم اکنون مضر بقاء رژیم شده است.