بحران رو به رشد و فزاینده ای که به جان حکومت آخوندها افتاده، آنها را از صدر تا ذیل دچار سرگیجه و سردرگمی بی سابقه ای نموده است.

کمتر از سه هفته پیش بود که خامنه ای در یک سخنرانی گفت: «ایران با یک "آرایش جنگی دشمن" در عرصه های مختلف روبرو است و مردم ایران هم باید در برابر این فشارها آرایش جنگی بگیرند».
عینا همین مقام معظم چهار روز پیش (سه شنبه ۲۴ اردیبهشت) در دیدار با مقامات کشوری و لشکری گفت: «جنگی به وقوع نمی ‌پیوندد و گزینه قطعی ملت ایران مقاومت مقابل آمریکا است و در این رویارویی، آمریکا وادار به عقب‌نشینی خواهد شد».
وی اضافه کرد: «این رویارویی، نظامی نیست؛ چون بنا نیست جنگی انجام بگیرد. نه ما دنبال جنگ هستیم، نه آنها؛ که می‌دانند به نفع‌شان نیست».
 تحلیلهای رهبر نظام که یکبار به آمادگی برای «آرایش جنگی» فرا می خواند و بار دیگر به فاصله چند روز اذعان می کند که «بنا نیست جنگی انجام بگیرد»، نمایی از تشتت و درهم ریختگی در راس نظام و عدم درک و شناخت کافی از وقایعی که در جریان می باشند را در پیش چشم مردم ایران و جهانیان به نمایش می گذارد.
در حال حاضر هیچکس از زد و بندهای پشت پرده و پیغام رسانی های احتمالی بین طرفین اطلاع ندارد. اما اینبار همه می دانند که اگر جام زهری هم نهایتا در میان باشد، تفاوت عمده ای با جامهای زهر پذیرفتن آتش بس توسط خمینی و تن دادن به برجام توسط خامنه ای «عقب نشینی ذلت بار هسته ای» خواهد داشت.
جنگ البته چیز خوبی نیست به شرطی که فراموش نکنیم چه کسانی و به چه دلایلی باعث شده اند تا خلیج فارس و در کل منطقه، امروز به طرز خطرناکی مستعد شعله ور شدن و جنگی دهشتناک گردد.
از اینرو باید از خامنه ای پرسید حضور و دخالت در کشورهای منطقه و در راس آنان عراق و سوریه و یمن و لبنان، چه نفعی به حال مردم ایران دارد که او تنها زمانی به یاد آنها می افتد که قرار بر «آرایش جنگی» گذاشته می شود؟!
آیا ساخت و تولید انبوه و انبار کردن سلاح های کشتار جمعی، در حالیکه ملت رنجدیده محتاج نان شب است به نفع این مردم است؟ صدور تروریسم و کشتار بیگناهان چه نفع و سودی به حال مردمی دارد که هر روز سفره هایشان کوچک و کوچکتر می شود؟.
برای ماندن بر سر حکومت، کوشش در جهت رفاه و رضایت مردم لازم است یا ریخت و پاش کردن از جیب ملت با تمسک به پوتینِ روسیه برای حفظ بشار اسد جنایتکار؟! این همان روسیه ایست که با وجود تمامی حاتم بخشی های حکومت، رهبرش با زدن یک توسری به حاکمانِ عمامه به سر، آنها را در این شرایط سخت تنها گذاشت و اعلام کرد: «روسیه آتش نشانی نیست. ما نمی توانیم همه چیزهایی را که کاملا هم در اختیارمان نیست، نجات دهیم».
جنگ شاخ و دُم ندارد. چهل سال است که این حکومت بر علیه ملت ایران «اعلام جنگ» کرده است. شعار اینروزهای ملت ایران «دشمن ما داخلیه، دروغ می گن خارجیه» موید این نکته می باشد.

 مگر دشمن خارجی در یک سرزمین اشغال شده چه می کند که اینها نکرده اند؟! بر جان و مال و ناموس مردم مسلط شده اند. هر صدایی را در نطفه خفه کرده اند. چندین برابر ظرفیت زندانها، مخالفان و معترضان را به بند کشیده اند. سنگسار، شکنجه و تجاوز کرده اند. علاوه بر داخل زندانها در بیرون از زندان نیز برای ایجاد جو رعب و وحشت، انسانها را سر چهارراه ها و در پارکها و میادین ورزشی حلق آویز کرده است.
 ثروت آنها و منابع طبیعی شان را به یغما برده و غارت نموده است و بعد در کمال بیشرمی از همین ملت می خواهد که بر ای حفظ سلطۀ اهریمنی خویش بر آنها، «آرایش جنگی بگیرند»!. آنهم در شرایطی که با به جان خریدنِ بیشرمانه ترین بی شرمی ممکن، مزدوران خارجی و بیگانه را نیز به بهانۀ سیل، گله وار وارد ایران کرده تا دستش برای سرکوب و کشتار مردم جان به لب رسیده و کارد از استخوان گذشته، بازتر باشد که البته روی دیگر سکه فراخوان این آدمکشان جیره و مواجب بگیر، نشانگر این نکته است که «عمق استراتژیک» حکومت دارد آب می رود و اگر اوضاع بر همین منوال پیش رود دیر نیست که بیت خود مقام معظم تبدیل به «عمق استراتژیک» نظام بشود.
بنابراین جنگ اصلی طی نزدیک به چهار دهه در سرزمین اشغال شدۀ ما، بین مردم و مقاومتشان با کفتارانِ عمامه به سر بوده و هست و تا بیرون راندن آخرین نفر از این قوم جنایتکار از خاک زرخیر ایران زمین، ادامه خواهد داشت. حاکمیت ننگین ولایت فقیه به حکم صادره از سوی تاریخ، محکوم به سقوط و سرنگونی است.