واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند
                                            حافظ

ــ ما هم به جد خواهان صلحیم اما می دانیم که
اگر این صلح با رژیم به تداوم حیات ننگینش
منجر شود، به زیان مضاعف ملت تمام خواهد شد.
و می دانیم و در حیرتیم که دنیا هم می داند که
این رژیم قابل اعتماد و اطمینان نیست یا نه؟
ــ مردم باید بدانند که اگر به فکر خود نباشیم،
نباید منتظر دیگران بود که به فکر ما باشند.  


    با بلند شدن صدای آقای ترامپ و رژیم فاشیستی حاکم بر ایران که: «جنگ نمی شود»، صدای جنگ جنگ رفرمیست ها و صلح خواهان قلابی (هم وتن) در خارج کشور هم خفه و خاموش شد. رژیم حق دارد که می گوید خواهان جنگ نیست زیرا توان آن را ندارد. وقتی خمینی نظر کرده قدرت های جهانی شد و بر اریکه نشست، خوب می دانست که چه می خواهد و کسب آن از چه راه ممکن است. آن ملعون دجال می دانست که شرایط بین المللی به او اجازه نخواهد داد به لشکرکشی و اشغال مستقیم سرزمین های اسلامی. او می دانست که اگر قدرت و توان کافی نظامی هم داشت سرنوشتی بهتر از هیتلر پیدا نخواهد کرد. خمینی مرتجعی به شدت شیاد و مرموز بود و در دهه های بی عملی خود، از وقایع درس ها آموخته بود. عنوان «صدور انقلاب» اعلام برپایی امپراتوری تشیع بود. عثمانیان امپراتوری تسنن را بپا کردند و او در اندیشه مالیخولیایی خود خواب امپراتوری شیعه را می دید، با این تفاوت که متناسب با زمان نامش می شد اتحاد جماهیر اسلامی.
   توسعه طلبی یا با لشکرکشی های مستقیم هیتلری ست و یا غیرمستقیم خمینیستی با صدور ایدئولوژی و اسلحه و تعلیمات و تشکیل شبکه و گروه ها و لشکرها از خود مردم کشور مورد نظر. این خطرناک تر و مداوم تر و ریاکارانه قابل انکارتر از شق اول است. حضور ارتش بیگانه هر نادانی را به خطر دانا می کند و بسیج مقابله را وسیع تر و کاراتر. آمریکا ، انگلیس و فرانسه با هیتلر مماشات کردند و گذاشتند لقمه هایی نوش جان کند بلکه سیر و قانع شود که نشد و در خانه خود آنان را زد. استالین آمد زرنگی کند و برای کشورش امنیت بخرد با هیتلر قرارداد بست با این تصور که قرارداد معتبر است و هیتلر رعایت خواهد کرد که نکرد. چهل سال است که کشورهای منطقه در اشغال و در معرض سیاست مخرب «صدور انقلاب» روی آرامش و امنیت و اطمینان خاطر به خود ندیده اند. صدام خمینی نبود. مکار و حسابگر و عاقبت اندیش نبود. پا روی یکی از رگ های حساس جهان غرب گذاشت (کویت) که بجای خون مایعی گرانبهاتر در آن جاری بود. جهانداران اگر ضرورت پیدا کند ابایی ندارند که میلیون ها خون مردمان آن دیار ریخته شود اما نفت برسد. چرا اینهمه سال ها به رژیم ملایان مجال دادند تا هر جا که می تواند تخم گذاری کند؟ اگر برای خودشان خطری بود به رژیم فرصت می دادند ؟ مسلما نه. پس حضور و بقای رژیم فراتر از منافع مادی، استفاده های دیگری داشته که به درد سرهایش تا به امروز، می ارزد. نظر مختلف است و من بر این باورم که در عمق سیاست استعماری آنان، مماشات بیشتر به شوخی می برد تا جدی. چهل سال مماشات؟ یعنی عاشق چشم و ابرو و ریش و پشم آخوند بوده و هستند؟ یک مشکل بنیادی و عمومی اینکه هرچه غربی ها برونگرا، واقع بین و همه جا نگر و عاقبت اندیش هستند متأسفانه ملل شرق درونگرا، احساساتی، شتابزده در قضاوت و حال نگر هستند و این در کشاکش وقایع به آنان سودها رسانده و به ما زیان ها. ملایان حاکم با همه بی سوادی و اندیشه ارتجاعی در زمینه پلتیک و چم و خم های شیادانه و معامله گرانه آن از شامه یی تیز شیطانی برخوردارند و وقاحت و پررویی و توان نیرومند عوامفریبی مزید بر آن.
   جبهه جهانی تا داخل خود آمریکا در رابطه با رژیم غاصب ایران، علیه دولت آقای ترامپ، وسیع و فعال است. در ایران، دموکرات های آمریکا معروف بودند به طراح حقوق بشر و فضای باز سیاسی. از زمان استقرار خمینی تا به امروز چیزی که برایشان مطرح نیست این دو نکته هست. به لطایف الحیل از این رژیم حمایت کرده و دارند می کنند. آنان صلح خواه نیستند که اگر بودند کشور لیبی امروز به این وضع نیافتاده بود. چرا خانم ها و آقایان دموکرات برای قذافی و مردم لیبی یقه درانی نکردند؟ مگر رییس جمهور وقت از خودشان نبود؟ قذافی تا لحظه دستگیری و مرگ ایستاد و جنگید. من مطمئنم به فرض اگر به رژیم حمله شود و سنبه را پر زور ببینند در می روند. آنان به قدر هیتلر و گوبلز عقیده و تعصب و غیرت ندارند که خودکشی کنند. دین ابزار کار و حرفه شان هست. ثروت های عظیم اندوخته اند برای حظ بردن و نه خودکشی. اگر امروز به ظاهر دلیری می کنند نه از جرأت شان هست بلکه پشت شان به جاهایی بند و گرم است. تحریم به جای خود لازم اما کافی نیست. هیچ رژیم سرکوبگر دیکتاتوری با تحریم نرفته و نمی رود. یک دولت دموکرات است که ناگزیر به رفتن می شود. گفتار و نوشتار های خائنان و مزدوران برای خودشان و اربابانشان خوب است و لاغیر. مردم با زبان حافظ می گویند: «من از بیگانگان هرگز ننالم – که با من آنچه کرد آن آشنا کرد». حیف و میل و دزدی ها و چپاولگری های بی حساب رژیم را نادیده می گیرند و برای خدمت به همان رژیم روی تأثیرات تحریم وراجی می کنند. اگر هیتلر و موسولینی چنین دست به سینه های بی مسلک مزدور داشتند شاید دو روزی دیرتر سقوط می کردند!.
   در صحنه سیاسی غرب، من دیگر به دموکرات بودن، سوسیال دموکرات بودن، لیبرال بودن و سبز و چپ بودن اعتقادی ندارم. خوب که نگاه می کنم انگار که آنان به مدیریت جهانی سرمایه می گویند: ما از محافظه کاران بهتر خدمت می کنیم. بنابراین شاید در آینده لازم شود که فرهنگ سیاسی دیگری نوشته شود. تمام اینان به بهانه های عوام فریب، سد راه دولت آقای ترامپ هستند به خاطر کی؟ رژیم مستبد و توسعه طلب ملایان. چه رمز و رموزی در کار است، هر چه آدم بداند باز از تعجب باز نمی ماند. اگر آقای ترامپ واقعا می خواهد هوای مردم ایران را داشته باشد باید بداند که تا این رژیم هست فتنه هایش هم به اشکال مختلف خواهد بود و هیچ مذاکره و قراردادی نمی تواند تضمین کننده باشد. آن ها می دانند که دولت کنونی آمریکا به هر حال به زمانی خواهد رفت و بعدا دنیای سیاست به کامشان خواهد شد چون نازکدلان مهربان بر سر کار می آیند و با اروپا دوباره چفت و جفت می شوند.
    و اما مردم ایران اگر مردمی را زیر سیطره سنگین و کشنده ملایان از دست نداده اند و خواهان رهایی هستند باید از کانون های شورشی گرفته تا دانشجویان و معترضان صنفی و اجتماعی، الهام و انرژی و امید بگیرند و به خیابان ها بیایند به همراهی. ایران جز یک قیام عمومی هیچ راه حل کوتاه مدت دیگر ندارد و این راه حل در ید قدرت خلق است و نیروهای پیشتاز آن.