اینجا که من هستم

 

                                               رحمان کریمی

ای خودفروختگان مزدور

ای چونان مزدوران اما بی جیره و مواجب

اینجا که من هستم

هستی مجاهدان و مبارزان راستین

رود جوشان خروشان است

نِی جویبارکی پر شده از خس و خاشاک

راه بربسته بر عبور آب .

 

چگونه می توان

نشست و دید و سکوت کرد ؟

دیگر کدامین حادثه ، کدامین فاجعه باید

تا رگ بجنبد به فریادهای جهانگیر

ازین آرامش سواحل امن

دلگیرم و در عذاب سخت .

از کانون های شورشی در سراسر ایران

از اشرفیان سلحشور میهنم

شرمسار ناتوانی خویشتنم .

 

اینجا که من هستم

خانهٌ شهیدان و جانبازان بی گناه ایران است

دریغا که عمر دگرباره با عزمی نوین

تکرار نمی شود

دریغا که دیگر جسم ناتوان

با جوانی روح همراه نمی شود.

 

اینجا که من هستم

بهترین جای امروز من است

خون در رگ ها منجمد نمی شود

برای هر درد ، مرهمی ست .

پس

منتظر باشیم

گردهمایی جهانی مقاومت را.