۳۷ سال از انقلاب ضدسلطنتی ۵۷ می‌گذرد. مقصود مردم مجلس مؤسسانی مرکب از همه اقشار و طبقات و مذاهب و نظامی دموکراتیک که مظهر اراده و آرای مردم باشد بود. اما از همان روز اول ارتجاع و فاشیسم مذهبی به‌عنوان تهدید و مانع عمده‌ای در مقابل تحقق خواسته‌های آزادیخواهانه، حقوق‌بشری و دموکراتیک و عادلانه ملت قرار گرفت به‌طوری‌که حبس و سرکوب و اعدامهای دهه ۶۰ و قتل‌عامهای سال ۶۷ خیل عظیم کسانی را که مطالبات اقشار بسیاری را نمایندگی می‌کردند از دم تیغ گذرانید.

به این ترتیب بود که استبداد نعلین جای استبداد چکمه را گرفت و بیش از پیش غارت و چپاول افسار گسیخته طبقات محروم جامعه توسط گروه جدیدی از نو برقرار شد. اکنون هم این جناحها و جماعتی که بر سرکار هستند همه سر و ته یک کرباس اند و هر کدام یک نوبت یا بیشتر در حاکمیت بوده و یا در بخشهای مختلف ساختار حکومتی جا عوض می‌کردند.

این سیستم هیچ حق انتخابی برای مردم نمی‌شناسد. آخر برای مردم چه فرقی می‌کند که چه کسی آنها را غارت و سرکوب نماید. امروزه صحنه‌سازی انتخابات فقط ابزاری شده برای حفظ منابع و منافع اقتصادی در دست همین طبقه خاص و برخوردار و بقیه مردم باید با فقر و گرانی دست و پنجه نرم کنند.

عده‌ای اعوان و انصار و چوبهای زیر بغل این نظام هم موذیانه تلاش می‌کنند که مردم را با توجیهات واهی پای صندوقها کشانده و اعتبار به جیب حکومت بریزند در حالی‌که مردم ما گول نخورده و می‌دانند که بد و بدتری وجود ندارد و این توجیهات توهین به شعور و به شرف آنهاست. پس به دست خود به جیب غارتگران و سرکوبگران اعتبار نریزیم و بساط این خیمه‌شب بازی را تحریم کرده و روز جمعه از خانه خارج نشویم.