از کهن ترین جشن های ایرانیان همان شب یلدا یا بلند ترین شب سال می باشد.

سخن از سنتی دیرنه در میان آحاد و اقوام مختلف سرزمینی است که اکنون به یمن سیاست های ضد میهنی و سرکوبگرانه آخوندی به یکی از «سیاهترین» شب های تاریخ معاصر تبدیل شده است.

نه تنها سرکوب و خفقان حاکم، بلکه فشارهای شدید معیشتی بر مردم، اکنون چهره کریه خود را بر روح و روان جامعه ساری و جاری نموده است.
یک نمونه آن گرانی اقلام و اجناس برای برگزاری این آئین ملی ما ایرانیان است. ابعاد تورم و گرانی که اکنون کمر بسیاری از خانوارها و اقشار ضربه پذیر را خرد کرده، در منطق خود میلیون ها هموطن را به خانه نشینی های اجباری، سکوت، غم و افسردگی کشانده است.

دراین رابطه خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، تسنیم (۳۰ آذر ۱۳۹۹) در گزارشی میدانی از جمله اعتراف می کند: «"شب یلدا" گران‌ترین شب یا طولانی‌ترین شب سال؟».
این گزارش در ادامه می افزاید: «گرانی‌ها به حدی بوده است که اکثر اقشار جامعه حتی توان خرید چند نوع میوه و تنقلات را برای خودشان ندارند».

ابعاد این بحران بحدی است که رسانه های حکومتی بطرق مختلف ناچار به انعکاس گوشه ای از واقعیت ها شده اند.
برای نمونه خبرگزاری حکومتی مهر دراین رابطه قدری به عمق بحران رفته و می نویسد: «یک پاکت کوچک فندق، پسته، بادام هندی و بادام در این مغازه ۴۰۰ هزار تومان قیمت دارد یعنی تقریباً یک پنجم حقوق یک ماه مصوب اداره کار برای کارگران!. آجیل اعلا هم از ۱۷۰ تا ۲۳۰ هزار تومان متغیر است. تخمه کدو که روزگاری جایگاهی در آجیل هم نداشت امروز بیشترین سهم را در آجیل اعلای کیلویی ۲۳۰ هزار تومانی دارد. تخمه ژاپنی تا ۹۰ هزار تومان هم فروخته می‌شود».

وضعیت میوه و سبزیجات نیز بسیار وخیم تر گزارش شده اند تا جائیکه مردم دردمند ایران اکنون نه تنها دید و بازدیدهای مرسوم را حذف کرده اند، بلکه فراتر از آن بدلیل گرانی سرسام آور، اساسا بسراغ میوه های فصل نمی روند. یخچال ها و سفره های خالی که اکنون در شبکه های مختلف اجتماعی بازتاب می یابند، مبین ابعاد این وخامت معیشتی می باشد.

به موازات این وضعیت ضد انسانی نیز باید به سوء استفاده باند های غارتگر و مافیایی رژیم از بحران موجود اشاره نمود. افزایش بی رویه قیمت ها به یقین ریشه در جیب گشاد آخوندها و وارد کنندگان خشکبار و میوه جات دارد.
برای نمونه دولت آخوند روحانی در یک دستورالعمل تورمی طی روزهای گذشته «قیمت خشکباررا ۲۵ درصد افزایش» داده است. این افزیش سرسام آور در حالی است که حقوق یک کارگر ساده در دیکتاتوری ولی فقیه النهایه به سقف یک میلیون و پانصد هزار تومان نیز نمی رسد.

مضافا برتمامی نکات ذکر شده باید به رشد و نمو بحران کرونا و خانه نشین نمودن خانوارها اشاره نمود. سخن از اپیدمی مرگباری است که در سایه ویروس دیگری بنام «خامنه ای» اکنون به جان مردم میهن امان افتاده است.
نبود حمایت های دولتی، حذف سوبسید ها، اعمال سیاست های تورمی و دست بردن در جیب مردم از جمله «شاهکارهای» رژیم آخوندی برای ضریب زدن به این بحران می باشد.
شیخ حسن روحانی در حالی مردم را به خانه نشینی فرا می خواند که اساسا هیچگونه حمایتی و راهکاری علیه رشد فقر، بیکاری و عدم توان مالی مردم و فلاکت روبه رشد، انجام نمی دهد.