روزنامه فرانسوی لیبراسیون، 24 اوت، طی مقاله یی به بررسی شخصیت ژان لویی بروگیر قاضی سابق ضدتروریستی فرانسه پرداخت و وی را شخصی خودشیفته، خود بزرگ بین و تنگ نظر بیمارگونه توصیف کرد.
ژان لویی بروگیر قاضی سابق، همان فردی است که در همدستی با دیکتاتوری آخوندی در اجرا توطئه و کودتای 17 ژوئن سال 2003، حمله به دفتر شورای ملی مقاومت و محل اقامت رئیس جمهوری برگزیده مقاومت را صادر کرد.
پاتریسیا تورانشو، نویسنده مقاله با عنوان «کلانتر و غلافش» در باره ژان لویی بروگیر نوشت: « با عقده جنون آمیزش، ظاهری که بطور غلط اندازی مرموز می نماید، پیپ اش از نوع مگره (کارآگاه داستانهای پلیسی)، تفنگ ماگنوم 357. که دوست داشت نمایش دهد، شیفتگی اش برای سرویسهای خارجی و رؤسای کشورها، تنگ چشمی بیمار گونه اش و با خود بزرگبینی عجیبش، ژان لویی بروگیر بالاخره دهن مرا باز کرد.
نویسنده مقاله با اشاره به اولین دیدارش با این «عقده یی جنون آمیز» نوشت: از اولین ملاقاتمان در سال 1991، این قاضی کابوی، «فیلم غلاف» را برایم بازی کرد و کت خود را آنچنان کنار زد که هفت تیرش دیده شود. مانند یک قاطرچی با نگاهش مرا حیرت زده کرد... (این)قاضی معتاد به ژئؤپلتیک و دیپلماسی شد، تا جاییکه در سال 1993 خواب دید که باید پست سفیر فرانسه یا ریاست ضد جاسوسی (د اس د) به او واگذار شود....اما احزاب راست که در انتخابات مجلس پیروز شدند حاضر نشدند نه پست د اس ته، نه ژاندارمری و نه حتی پست دادستانی نانتر را به این قاضی که به ”کنترل ناپذیر” بودن شهرت دارد، بدهند».
پاتریسیا تورانشو در ادامه مقاله خود در روزنامه لبیراسون، با تأکید بر «رسوایی ها» و اقدامات «انزجار» آمیز ژان لویی بروگیر، نوشت: « عدم اشراف به پرونده ها، دست باز به خود دادن در پرسدور، کندی در رسیدگی ها و شیوه یی که در دستگیریها بکار می گیرد. از شیوه های اوس که همواره مورد انتقاد قرار می گیرد. یک قاضی (دیگر) می گوید که او ماهی های ریز و درشت را با هم در ”انجمن بزهکاران تروریست” جا می داد. او همواره نسبت به طرفدار حقوق بشر نفرت دارد. کلانتر ما که در سالهای آغاز قرن بیستم اعتبار خود را از دست داده بود، با سوء قصدهای القاعده در نیویورک مجددا به صحنه بین المللی پرید. او نمی تواند جلوی خودش را بگیرد و به خود می بالد که با بزرگان دنیا سر و کار دارد. هنگام صحبت کردن همواره می گوید: ”اون روزی بوش به من گفت که ...” یا می گوید ”در مسکو، پوتین فلان موضوع را با من در میان گذاشت...” یا اینکه می گوید ”لطفا چند لحظه صبر کنید، الیزه پشت خط است ...”.
روزنامه لیبراسیون با اشاره به طرد شدگی این عنصر خود شیفته و جنون آمیز، توسط احزاب و دولتمردان فرانسه، با طنعه و کنایه او را «پیپ کش اول فرانسه» نامید و افزود:« این قاضی که عنوان خود خواندة “وحشت تروریستها“ را برخود گذاشته بود، به مضحکه نزدیک شد و متعاقباً در تلاشش برای کسب کرسی پارلمان شکست خورد. بروگیر که از آش و خورشت و روحیات محلی دور بود، مثل همیشه خودنمایی کرده و سعی نمود درون خود را نشان ندهد و گفت: ”من با شرایط بسیار سختتری هم روبرو بوده ام، مثلاً در سال 1989 در کشور چاد شلیک تیرها نزدیک بود به من اصابت کنند…”.