کمتر از دو هفته به برگزاری بزرگترین تظاهرات در چهل و هفتمین سالگرد انقلاب ضد دیکتاتوری سلطنتی از سوی مقاومت ایران و نیروی پیشتاز جنبش در پایتخت آلمان باقی مانده است.
در سایه تمامی تحولات طی هفته های اخیر و بویژه راه اندازی حمام خون از سوی دیکتاتوری ولی فقیه علیه قیام آفرینان، اکنون این سوال در مقابل ایرانیان آزاده، اشرف نشانان و تمامی آنانیکه دل برای آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و یک جمهوری دموکراتیک بسته، قرارگرفته که وظیفه اصلی ما در خارج از کشور، آنهم در این برهه زمانی چگونه تعریف شده است؟
به یقین پاسخ به این سوال چندان مشکل بنظر نمی رسد، زیرا ما ایرانیان، صرفنظر از هر مرام، عقیده، مذهب و یا ملیتی و قومیتی، دارای یک دردمشترک می باشیم. دردی بنام دیکتاتوری که از شلاق، شکنجه، اعدام و سرکوب از سوی دو استبداد، یکی سلطنتی و دیگری دینی مستنتج شده است.
لذا باید تاکید کرد که ایرانیان خارج از کشور، به دلیل دسترسی به فضای آزاد سیاسی و رسانهای، از ظرفیت ویژهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی برخوردارند. با این حال، این نقش تنها در صورتی میتواند مؤثر باشد که در امتداد کنشهای و اعتراضات داخلی تعریف و همخوان با خواسته های دمکراتیک جامعه باشد.
آری وظیفه ما بسیار سنگین است، زیرا در جوامعی زندگی می کنیم که در سایه قانون، حق آزادی بیان و آزادی های سیاسی و اجتماعی، هرگونه فعالیت و یا فریادی امکان پذیر میباشد. این همان میدانی است که میلیون ها ایرانی دردمند در ایران آخوند زده از وجودش محروم گردیدهاند.
آنان نگاهشان به ما در خارج از کشور دوخته شده ، آنان با تلاش ها و اشعار خود از ما طلب می کنند و درخواست بحق داشته که ایرانیان خارج از کشور آستین بالا زده، همت کنند و فریاد رسان محرومان، زحمت کشان، زندانیان سیاسی، شهدا، اسرا و خانواده های داغدار باشیم.
دراین رابطه هرگونه سکوت ما در برابر یک نظام سرکوبگر و خون ریز مانند خامنه ای، زمانیکه امکان حرفزدن و فعالیت موجود میباشد، نوعی مشارکت منفعلانه در ظلمی که اکنون بر مردم میهن مان ساری و جاری گردیده، در تضاد با تمامی ارزشها و تعهدات انسانی هست.
به لحاظ تاریخی نیز تجربه کردهایم که فشارها از خارج مانند نمونههایی مانند دوران شاه مخلوع، اروپای شرقی، شیلی و یا دوران آپارتاید، توانستند نقش کلیدی در فشار بینالمللی بر حکومت های خودکامه ایفا نمایند. اذهان عموم را فعال، بستر سیاسی و دیپلماتیک با فشار تغییر داده و سرانجام به آلترناتیوهای مردمی مطلوب راه ببرند.
سخن از خواسته های بحقی است که شورشگران در ایران و درسایه توطئه های گوناگون، سکوت، بی عملی و دسیسه های ارتجاعی و استعماری، از هموطنان خود در خارج برای ایرانی مستقل و آزاد، طلب یاری دارند، آنهم در زمانیکه گرگان در لباس میش، اتاق های فکر، پمپاژدلارها و رسانه های فیک و وابسته به اجنبی، به انتظار فرصت برای برهم زدن انقلاب دموکراتیک در داخل کشور با هدف رسیدن به « تاج و تخت » از طریق راه اندازی جنگ خارجی نشسته اند.
همچنین شاخص برای این واقعیت های عامدانه و شبانه روزی ومغز شوئی نیز همان پخش اخبار و گزارشات فیک و دستکاری شده، جعل واقعیت ها در سایه همکاری عامدانه با ولی فقیه و دوایر اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای تخریب انقلاب دموکراتیک هستند که اکنون بطرز بی سابقهای از سوی اتاق های فکر و لشکرهای سایبری برنامه ریزی شده اند.
نشریه ایتالیائی لاوریتا در این رابطه با آوردن نمونه ای از چنین تلاش های مذبوحانه می نویسد : « پسر شاه مخلوع ایران که بیش از چهار دهه از کشور دور بوده، هیچ پیوند واقعی با مردم داخل ندارد و روابط مبهم با سپاه پاسداران رژیم آخوندی برقرار کرده؛ این وضعیت به رژیم آخوندی کمک میکند تا ادعا کند تنها جایگزین استبداد دینی، بازگشت به سلطنت است».
براین منطق کنش سیاسی ایرانیان خارج از کشور نه یک انتخاب اختیاری صرف، بلکه در شرایط کنونی و بدلیل جبر حاکم بر میهن مان و توطئه های موجود، یک مسئولیت انسانی، مدنی و اخلاقی است. بدین سان با حضور گسترده خود در چنین تظاهراتی راه به دسترسی به رسانه های جمعی، نهاد های حقوق بشر، پارلمان ها، احزاب و سندیکاها و انسان های درمند که از پایه های دمکراسی در بسیاری از کشورها می باشند، برده و می توانند با افشاگری های منطقی و ارائه تصویری واقعی از خواسته های قیام آفرینان در ایران، نقش تقویت کننده برای رساندن صدای مقاومت و مردم داخل میهن مان ایفا نمایند.
آنچه که در این راستا واقعیت دارد همان تلاش برای کم کردن فشار و سرکوب علیه قیام آفرینان وافشاء چهره پلید دیکتاتوری ولی فقیه در داخل بعنوان « دشمن اصلی» در سایه وجود « تهدید اصلی » علیه انقلاب دموکراتیک، در خارج از کشور می باشد.
این همان اصل خدشه ناپذیری است که می تواند تقویت کننده روحیه مبارزاتی و صدای آنان و کانون های شورشی و جان برکف مقاومت ایران در داخل گردد، اما نه جایگزین آن، زیرا این آنان هستند که هزینه اصلی برای آزادی، انقلاب و رسیدن به جمهوری دموکراتیک را با گوشت و پوست خود می پردازند.
براین اساس هرگونه تلاش و مشارکت ما در اکسیون ها و تظاهرات در خارج از کشور بویژه در مقطع کنونی در برلین در تاریخ 7 فوریه ، هرگونه حمایت از قیام آفرینان و اعضاء قهرمان نیروهای مقاومت، کانون های شورشی و قیام آفرینان، با آینده دموکراتیک برای ایران عجین شده، همخوانی داشته و سازگار می باشد.
در یک کلام آنچه که مردم درمند داخل می پردازند، همان هزینه، خطر، جان، مال و جوش و خروش برای فردائی بهتر و آنچه که ما در خارج انجام می دهیم، صدای آنان است.
با امید به حضور گسترده هموطنان در این اجتماع پرشکوه و ملی