جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی

 

 

جاودانگی و درگذشت مادر مجاهد سلطنت رمیم (مادر هاجر) در آلبانی

پس از۴۷ سال مجاهدت و صبر و استقامت ستایش‌انگیز درصفوف مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران

 

مادر هاجر متولد ۱۳۱۵ در شهر قهرمان‌پرور کرمانشاه در تظاهرات و قیام برای سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی در سال ۱۳۵۷ بسیار فعال بود.

در جریان انقلاب ضدسلطنتی و پس از آن در دوران مبارزه سیاسی با ارتجاع خمینی، خانة مادر هاجر درکرمانشاه از مراکز نشستها و فعالیتهای مجاهدین بود.

راشد معدومی، زاهد معدومی، فرید معدومی، جاهد معدومی و فرزانه معدومی، ۵ تن فرزندان مادر هاجر همگی به مرتبت مجاهدین خلق رسیدند.

  در فاز سیاسی مجاهد خلق زاهد معدومی در حین فروش نشریه توسط چماقداران خمینی به شدت مضروب و مجروح شد.

مادر هاجر علاوه بر فرزندان مجاهدش از نخستین ماههای سال ۶۰ در معرض شدیدترین فشارها و دستگیری و مصادره اموال قرار گرفت.

این مادر قهرمان با وجود تهدیدهای روزمره لمپن‌ها و پاسداران خمینی هر روز برای ملاقات با فرزندانش در پشت در زندان حضور پیدا می‌کرد و یک‌بار هم به‌عنوان ملاقات پیکر به شدت شکنجه‌شده زاهد را به‌ او نشان دادند تا دست از هواداری از مجاهدین بردارد.

مجاهد قهرمان زاهد معدومی که در تیم‌های عملیاتی مجاهدین می‌درخشید در فروردین ۱۳۶۲ در زندان سنندج با شماری دیگر از یارانش سربه‌دار شد.

در سال۱۳۶۳ با افزایش فشارها، نوبت به پدر این خانواده رسید و پدر مجاهد محمدکریم معدومی در یک تصادف ساختگی به‌شدت مجروح شد و پس از مدتی درگذشت.

در همین سال دخترش، خواهر مجاهد فرزانة معدومی دستگیر و در زندان کمیته اسلام آباد تحت شکنجه قرار گرفت.

در آبان سال ۱۳۶۴ مادر هاجر همراه با فرزندانش به‌نیروهای رزمی مجاهدین در منطقة مرزی پیوست و از بدو تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران لباس رزم و شرف به تن کرد و در بخشهای پشتیبانی با تمام توان به کار پرداخت.

مجاهد قهرمان راشد معدومی فرزند دیگر مادر هاجر در عملیات کیبر فروغ جاویدان به‌شهادت رسید؛ اما مادر با صبر و جنگندگی مضاعف به پایداری و نبرد در صفوف ارتش آزادی ادامه داد.

در دوران ۱۴سالة پایداری در اشرف و لیبرتی، چه در هنگام حملات وحوش خامنه‌ای به سرکردگی جلاد قاسم سلیمانی و چه در موشکباران‌های سهمناک در لیبرتی، مادر به‌رغم بیماری، دلیرانه و با روحیه رزمنده مقاومت کرد و یار و یاور فرزندان مجاهدش بود.

مجاهدت خالصانه مادر هاجر وحضور فعال او در همه مسئولیتها  تا آخرین روزهای حیاتش در آستانه ۹۰سالگی برای همه مجاهدان همرزمش بسیار انگیزاننده و افتخار آفرین بود.

این مادر بزرگوار درمنتهای فروتنی و اخلاص در نامه‌یی نوشته بود: «در مسیر سرنگونی می‌تازم و می‌تازم و خود را خاک پا و کلفت همه مجاهدین و فرزندانم می‌دانم و هستم»

خانم مریم رجوی فقدان دریغ انگیز مادر هاجر را به همرزمان و فرزندان مجاهدش در اشرف ۳ و بستگان و همشهریانش در کرمانشاه قهرمان‌پرور تسلیت گفت و او را الگوی درخشان دیگری از زن آزاد و مقاوم ایرانی در رزم آزادی در برابر دو دیکتاتوری سلطنتی و  دینی توصیف کرد.

خانم مریم رجوی: درود و افتخار به خواهر گرانقدر و بزرگوارم مادر هاجر که از آغاز سرقت انقلاب توسط ارتجاع و در برابر دجالگری و فریب خمینی دجال و ضدبشر با جان ودل، راه مسعود را برگزید و با همه خانمان و فرزندانش به یاری او برخاست و به عهد و پیمانش تا آخرین نفس وفا کرد.

«بیچاره شب پرستان، با سلاله خورشید» و با چنین مادران و چند نسل از فرزندان آگاه و رشید ایران در برابر مقاومت توفنده و رهائیبخش مردم ایران برای نیل به آزادی«چه خواهند کرد؟».

برای مادر هاجر که اکنون به‌سوی جاودانه فروغها و فرزندان شهیدش پرکشیده، رحمت بیکران و علو درجات آرزو می کنم.

یقین دارم که راه و رسم مجاهدت او در خون شورشگران برای آزادی در سراسر میهن و به ویژه در کرمانشاه قهرمان و مجاهدپرور جاری است.

خواهران و برادران مجاهدش راه او را با عزم و رزم صد برابر تا پیروزی خلق اسیر ادامه می‌دهند.