تنها چند ساعت از بازگشایی دانشگاه ها و مدارس عالی در کشور نگذشته که شاهد برپایی تجمعات اعتراضی ازسوی دانشجویان و فرهیختگان در این گسل عظیم اجتماعی بودیم.
شکل گیری اعتراضات بحق، آنهم در چهلمین روز شهدای قیام در حالی بوقوع پیوسته که دیکتاتوری ولی فقیه در آماده باش کامل امنیتی بسر میبرد. برپایی تورهای پلیسی، شکار فعالان سیاسی و مدنی، سربه نیست نمودن های قهری، در سایه صدور احکام اعدام، زندان و تبعید برای هزاران جوان قیامی، هرگز نتوانست بر جوش و خروش مردمی برای ادامه مبارز و سرنگونی ترمز بزند.
این همان پیام مقدسی است که اکنون در بسیاری از شهرهای کشور و بویژه از سوی مادران و خانواده های دغدار و یا دانشجویان مبارز و انقلابی به گوش حاکم خودکامه می رسد. به یقین این فریاد از بطن جامعه ای دردمند، اما انقلابی برخاسته که به چیزی کمتر از حریت بشری، آزادی، دمکراسی و یک جمهوری دموکراتیک تن نخواهند داد.
صحنه های رزم دانشجویان مبارز و انقلابی که اکنون گوشه هایی از آن را می توان در شبکه های اجتماعی بخوبی رویت نمود، دارای یک پیام واحد به هرنوع دیکتاتوری است . این پیام واقعیتی بجز « دانشجو بیداره، از شیخ و شاه بیزاره » نمی باشد، زیرا ریشه تمامی بحران ها، اختناق، سرکوب، تبعیض، فقر، فساد و نقض حقوق بشر در دو دیکتاتوری «شاه و شیخ » به مثابه میراث داران استبداد نهفته است.
دراین راستا کافی است تا نیم نگاهی به شعارهای انقلابی از سوی دانشجویان انداخت، تا بدین سان به عمق بی آیندگی ولی فقیه رسید. شعارهایی مانند « امسال سال خونه، سید علی سرنگونه » و یا « این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت»، «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم»،« مرگ برستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» و «نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی برابری»، آینه تمام قدی برای سرنگونی این دیکتاتوری و آمادگی جامعه برای گذار به دموکراسی و حاکمیت مردمی می باشند.
همچنین باید به وجود خیز و خروش انقلابی در میان دانشجویان و اساتید آزاده علیه بربریت ساری و جاری از سوی دیکتاتوری ولی فقیه اشاره نمود که طی یک ماه گذشته و با آغاز قیام در شهرهای میهن، درس های جانانه ای به خامنه ای کودک کش و عناصر سرکوبگر بسیج و سپاه مردم کش داده اند.
به لحلاظ تاریخی نیز باید تاکید نمود که این قشر فرهیخته نه تنها پیشتاز جنبش ها و اعتراضات علیه دو دیکتاتوری شاه و شیخ بوده، بلکه ظرف و بستری ملی و میهنی برای جذب عنصر اجتماعی و به تبع آن سرازیر نمودن آنان به دریای مبارزاتی برای سازمان های انقلابی می باشند.
ابعاد وحشت دوطیف شاه و شیخ از روند دموکراتیک در ایران بحدی است که خامنهای درمانده با گسیل گله های بسیج سرکوبگر و با هدف منحرف نمودن خواسته های بحق مردمی،« جاوید شاه » گویان تلاش دارد تا صحنه را به نفع یک دیکتاتوری سرنگون شده برهم بزند.
بنابرداده های میدانی از سوی مقاومت ایران : « در جریان این تظاهرات مزدوران بسیجی به تجمع دانشجویان حمله کردند و شعار فاشیستی «جاوید شاه»، سر دادند. دانشجویان در مقابله با مزدوران بسیحی، با شعارهای بسیجی برو گمشو و بیشرف بیشرف، با آنها درگیر شدند».
درصحنه رسانه ای خارج از کشور نیز باز بکرات شاهد هستیم که رسانه های استعماری و وابسته به اتاق های فکر اجنبی تلاش میکنند تا با صدا گذاری و دستکاری های عامدانه در تصاویر و یا در صحنه های اعتراضی از طریق هوش مصنوعی، به آنچه که اساسا در صحنه اعتراضات وجود خارجی نداشته، شکل و تصویر دیگری بدهند. هدف از این تلاش های مذبوحانه و سیاه بازی ها همان حقنه کردن فرزند پدری است که دستانش تا مرفق در خون دانشجویان طی 37 سال دیکتاتوری آغشته می باشد. .
اما آنچه که تا به امروز در صحن دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به اثبات رسیده همان وجود نیروی پیشتاز در هیبت کانون های شورشی قهرمان برای هدایت و شعله ور نمودن قیام ها میباشد. کافی است تا در این راستا به لیست بلند بالای شهدا و یا اسیران قیامی در دانشگاه ها نیم نگاهی افکند تا به عمق این واقعیت که مراکز آموزش عالی و اساسا دانشجویان چه جایگاه ویژه ای درامر و پیشتازی انقلاب دمکراتیک ایران ایفا می کنند، رسید.
ابعاد این روند نیز بحدی است که خامنه ای کودک کش در هراس از تبعات این حضور انقلابی بکرات عمق کین و تنفرخود از مراکز آموش عالی را با بیان این جمله که « مسئولان ذیربط و مدیران دانشگاه باید با جدیت از تبدیل مراکز علمی به محل جولان و فعالیتهای جریانهای سیاسی جلوگیری کنند»، به بیرون ساطع نموده است.
کلام آخر آنکه، دانشگاه سنگر آزادی و انقلاب در ایران می باشد. این سنگر مقدس را پاس بداریم و توطئه های شیخ و شاه برای منحرف نمودن جنبش دانشجویی را با تمامی توش و توان خود برهم بزنیم.