حسین جهانسوز: ایران میدان معامله قدرت‌های خارجی نیست و صحنه تکرار دیکتاتوری تازه‌ای هم نخواهد شد

 

ایران سال‌هاست میان دو فریب سرگردان شده است؛ یا جنگی که کشور را ویران می‌کند، یا مماشاتی که استبداد را طولانی‌تر می‌سازد. زمان آن رسیده که معادله را مردم تغییر دهند.

در چهار دهه گذشته، سیاست جهان در قبال ایران عمدتاً میان دو قطب در نوسان بوده است: یا مماشات و معامله با حاکمیت ولایت فقیه، یا تهدید و جنگ خارجی. هر دو رویکرد، در عمل مردم ایران را به حاشیه رانده‌اند. یکی به رژیم فرصت داده تا سرکوب و صدور بحران را ادامه دهد، و دیگری با طرح سناریوی مداخله نظامی، سرنوشت کشور را از دست جامعه ایران خارج کرده است. در برابر این دوگانه فرساینده، «راه حل سوم» که سال‌هاست توسط خانم مریم رجوی مطرح می‌شود، یک تغییر پارادایم اساسی است: نه جنگ خارجی، نه مماشات؛ بلکه اتکا به مردم و مقاومت سازمان‌یافته برای تغییر دموکراتیک.

راه حل سوم، پیش از هر چیز، یک بازتعریف از منبع مشروعیت است. این رویکرد می‌گوید مسئله ایران نه با بمب حل می‌شود و نه با چک‌های نفتی و توافق‌های پشت پرده. مسئله ایران، مسئله حق حاکمیت مردم است. هر سیاستی که مردم را دور بزند، حتی اگر به نام ثبات یا امنیت باشد، در نهایت به بازتولید استبداد می‌انجامد. بنابراین محور این راهکار، به‌رسمیت شناختن حق مردم برای مقاومت در برابر دیکتاتوری و حمایت سیاسی از یک آلترناتیو دموکراتیک است.

این آلترناتیو در قالب شورای ملی مقاومت ایران شکل گرفته است؛ ائتلافی که از دهه شصت خورشیدی بر اصل جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، خودمختاری ملیت‌ها در چارچوب تمامیت ارضی ایران، و لغو مجازات اعدام تأکید کرده است. برنامه ۱۰ماده‌‌یی خانم رجوی، نقشه راهی روشن برای یک جمهوری مبتنی بر رأی مردم ارائه می‌دهد؛ جمهوری‌ای که در آن قدرت نه در دست یک فرد، بلکه در نهادهای انتخابی و پاسخگو توزیع می‌شود.

تمایز بنیادین راه حل سوم با گزینه جنگ، در این است که تغییر را محصول اراده داخلی می‌داند، نه مهندسی خارجی. تجربه منطقه نشان داده که مداخله نظامی، حتی اگر با شعار آزادی آغاز شود، اغلب به بی‌ثباتی، جنگ داخلی و قدرت‌گیری نیروهای افراطی می‌انجامد. ایران با بافت پیچیده اجتماعی و تاریخی خود، بیش از هر چیز به یک گذار مدیریت‌شده و متکی بر شبکه‌های اجتماعی و سیاسی درون کشور نیاز دارد. این همان جایی است که نقش کانون‌های شورشی و شبکه‌های مقاومت معنا پیدا می‌کند؛ ساختارهایی که هزینه سرکوب را بالا برده و امکان سازماندهی اعتراضات را فراهم می‌کنند.

از سوی دیگر، راه حل سوم مرزبندی روشنی با سیاست مماشات دارد. تجربه نشان داده هر بار که جامعه جهانی به امید «تغییر رفتار» با رژیم وارد معامله شده، نتیجه چیزی جز تقویت ماشین سرکوب داخلی و ماجراجویی منطقه‌ای نبوده است. مماشات، در عمل به معنای نادیده گرفتن مطالبات مردم و مشروعیت بخشیدن به حاکمیتی است که از رأی آزاد و انتخابات رقابتی گریزان است. راه حل سوم می‌گوید ثبات واقعی از صندوق رأی آزاد و حاکمیت قانون می‌آید، نه از معامله با یک ساختار سرکوبگر.

اما شاید مهم‌ترین بُعد این رویکرد، انتقال تمرکز از «شخص» به «ساختار» باشد. تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده که تمرکز قدرت در دست یک فرد، حتی اگر در ابتدا با شعار نجات کشور همراه باشد، دیر یا زود به بازتولید استبداد می‌انجامد. راه حل سوم بر نهادسازی تأکید دارد: احزاب مستقل، رسانه‌های آزاد، قوه قضاییه غیرسیاسی، و جامعه مدنی فعال. بدون این ستون‌ها، هر تغییر سیاسی شکننده خواهد بود.

در سطح بین‌المللی، راه حل سوم خواهان یک سیاست اصولی است: قرار دادن حقوق بشر و خواست مردم ایران در مرکز تعاملات جهانی. این به معنای انزواطلبی نیست، بلکه به معنای تعامل مسئولانه است؛ تعاملی که سرکوب داخلی و تروریسم خارجی را نادیده نگیرد. حمایت از مردم ایران، نه به معنای تحمیل نسخه‌ای خارجی، بلکه به معنای به‌رسمیت شناختن آلترناتیوی است که خود ایرانیان برای آینده‌شان ارائه داده‌اند.

راه حل سوم در نهایت یک دعوت به بلوغ سیاسی است؛ عبور از دوگانه‌های تحمیلی و بازگرداندن ابتکار عمل به جامعه. این رویکرد می‌گوید آینده ایران نه در سایه جنگ شکل می‌گیرد و نه در اتاق‌های مذاکره محرمانه، بلکه در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و در میان زنانی که پیشگام تغییر شده‌اند. اگر قرار است چرخه تمرکز و فروپاشی شکسته شود، باید قدرت از نو تعریف شود: توزیع‌شده، پاسخگو و مبتنی بر رأی آزاد مردم.

«نه به جنگ، نه به مماشات» یک شعار تاکتیکی نیست؛ بیان یک استراتژی برای بازگرداندن حق تعیین سرنوشت به ملت ایران است. این همان معنای واقعی راه حل سوم است: تغییر به دست مردم، برای مردم، و در چارچوب یک جمهوری دموکراتیک با جدایی دین از دولت.

ایران میدان معامله قدرت‌های خارجی نیست و صحنه تکرار دیکتاتوری تازه‌ای هم نخواهد شد. این مردم‌اند که سرنوشت خود را رقم می‌زنند؛ با ایستادگی، با سازمان‌یافتگی و با اراده‌ای که نه با جنگ خاموش می‌شود و نه با مماشات خریدنی است. این است معنای راه حل سوم خانم مریم رجوی