رژیم جنایتکار و سرکوبگری که امروز بر ایران حاکم است، با اختناق داخلی، فساد و ماجراجوییهای خارجی، کشور را به وضعیت اسفناکی رسانده که هر ایرانی با گوشت و پوست خود آن را لمس میکند. این حاکمیت، با سرکوب آزادیهای بنیادین، نابودی اقتصاد، و کشاندن ایران به میدانهای جنگ و بحران، مردم را به گروگان گرفته است. امروز میلیونها ایرانی زیر بار فشارهای طاقتفرسای اقتصادی، بیکاری، گرانی، و ناامنی خم شدهاند؛ و همزمان، جنگ خارجی و سیاستهای ماجراجویانهٔ رژیم، سایهٔ مرگ و ویرانی را بر سر کشور گسترده است.
اما حقیقتی که مقاومت ایران طی دههها بر آن پای فشرده، امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است: مشکل ایران راهحل خارجی ندارد. هیچ قدرت خارجی، هیچ معاملهٔ پشتپرده و هیچ مداخلهای نمیتواند سرنوشت مردم ایران را تعیین کند. تنها نیرویی که قادر است این چرخهٔ ظلم و تباهی را در هم بشکند، خود مردم ایران و مقاومت سازمانیافته، ریشهدار و متکی بر فداکاری و آرمان آزادی است.
در روز ۲۸ فوریه، شورای ملی مقاومت ایران گامی تاریخی برداشت و تشکیل دولت موقت انتقالی را برای سپردن حاکمیت به مردم و برپایی یک جمهوری دموکراتیک را اعلام کرد؛ دولتی که بر پایهٔ برنامهٔ دهمادهای خانم مریم رجوی بنا شده است. برنامهای که حقوق بشر، آزادی بیان، جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، عدالت اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز با جهان را در مرکز خود قرار میدهد.
من، بهعنوان هنرمندی که بیش از شصت سال از عمر خود را در مبارزه با دو دیکتاتوری، یکی سلطنتی و دیگری مذهبی، گذراندهام، قاطعانه و با تمام وجود از این دولت انتقالی حمایت میکنم. این حمایت نتیجهٔ یک عمر تجربه، مشاهده و زیستن در دل تاریخ معاصر ایران است.

از همهٔ هنرمندان کشورم، بهویژه نسل جوان، نسل خلاق، جسور و آیندهساز، میخواهم که در این لحظهٔ سرنوشتساز، سکوت نکنند. هنر همیشه در بزنگاههای تاریخی، زبان مردم بوده است؛ زبان درد، زبان امید، زبان آزادی. امروز نیز چنین است. از شما میخواهم که به صف مقاومت بپیوندید، صدای مردم باشید، و برای آزادی و ساختن فردایی روشنتر، از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران پشتیبانی کنید. آیندهٔ ایران به حضور و نقشآفرینی هنرمندانش احتیاج دارد.
من که در دوران دیکتاتوری شاه ناچار به ترک وطن و پناهندگی سیاسی شدم، وظیفهٔ اخلاقی و تاریخی خود میدانم که نسبت به آلترناتیوهای دستساز، مهندسیشده و وابسته به قدرتهای خارجی، بهویژه پروژههایی که حول پسر همان شاه خائن شکل گرفته، هشدار بدهم.
فراموش نکنیم: مردم ایران با خون و رنج خود علیه دیکتاتوری سلطنتی انقلاب کردند. آن انقلاب، هرچند بهدلیل خیانت و سرکوب آخوندی به ثمر نرسید، اما حقیقتی را روشن کرد: ملت ایران هرگز سلطهٔ یک خاندان، یک فرد یا یک قدرت موروثی را نمیپذیرد. مبارزهٔ ما امروز در حقیقت ادامهٔ همان انقلاب شکوهمند مردمی سال ۵۷ برای آزادی و استقلال و برای برقرای دمکراسی و عدالت اجتماعی است.
امروز نیز نیروهای ارتجاعی و وابسته میکوشند تاریخ را تحریف کنند، مبارزهٔ مردم را نادیده بگیرند و ایران را به عقب برگردانند. اما مردم ایران بهای آزادی را پرداختهاند و بازهم می پردازند؛ از زندانها و شکنجهگاهها تا خیابانها و میدانهای اعتراض. این ملت دیگر به گذشته بازنخواهد گشت. آیندهٔ ایران، آیندهٔ آزادی، عدالت اجتماعی و حاکمیت مردم است.
زنده باد آزادی!
زنده باد مبارزه برای آزادی ایران!
زنده باد شورای ملی مقاومت ایران!
برقرار باد دولت موقت شورای ملی مقاومت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران!