پیام های گرامیداشت شهیدان مجاهد خلق

 

دکتر حسین جهانسوز

سربداران امروز؛ آنان که مرگ را به زانو درآوردند

 

وقتی رژیمی از اندیشه می‌ترسد، به طناب دار پناه می‌برد؛ و وقتی انسانی از مرگ عبور می‌کند، تاریخ از او آغاز می‌شود

در روزگاری که بسیاری از واژه‌ها تهی شده‌اند، که «مبارزه» به شعار و «آزادی» به یک آرزو تقلیل یافته، هنوز انسان‌هایی هستند که معنای حقیقی این کلمات را با جان خود بازنویسی می‌کنند.

اعدام مجاهدان خلق اکبر دانشورکار و محمد تقوی، تنها یک جنایت دیگر نیست. این یک «اعتراف» است. اعترافی بی‌واسطه از سوی رژیمی که به‌خوبی می‌داند دشمن واقعی‌اش کجاست.

رژیم از شعار نمی‌ترسد.

از پراکندگی نمی‌ترسد.

از صداهای بی‌ریشه نمی‌ترسد.

آنچه او را به وحشت می‌اندازد، «ایمان سازمان‌یافته» است.

آنچه او را می‌لرزاند، «انسانی است که تصمیمش را گرفته است».

و این همان چیزی است که در وجود مجاهدان٫ محمد تقوی و اکبر دانشورکار تجسم یافته بود.

نامه‌ای از دل تاریکی که از نور می‌گوید

—————————————

نامه مجاهد سربدار محمد تقوی به خانم مریم رجوی، فقط یک نوشته نیست؛ یک آینه است. آینه‌ای که نشان می‌دهد انسان چگونه می‌تواند در تاریک‌ترین شرایط، به روشن‌ترین یقین برسد.

در سلول‌های ۲۰۹، جایی که قرار است انسان فروبپاشد، او از «آمادگی» سخن می‌گوید.

نه آمادگی برای زنده ماندن، بلکه آمادگی برای «درست زیستن» حتی تا آخرین لحظه.

او تصویری می‌سازد که ذهن را می‌لرزاند:

زندانیانی با دست‌بند، اما خندان.

محکومان به اعدام، اما سبک‌بال.

گویی نه در آستانه مرگ، که در آستانه یک «جشن بزرگ» ایستاده‌اند.

این تصویر، یک راز را فاش می‌کند:

وقتی انسان به باورش می‌رسد، مرگ دیگر تهدید نیست؛ تبدیل به انتخاب می‌شود.

لحظه‌ای که دژخیم فرو می‌ریزد

————————————-

در دل روایت، نقطه‌ای وجود دارد که از هزار تحلیل سیاسی گویاتر است.

آن‌جا که بازجو، آن نماینده خشونت، از زندانی می‌پرسد:

«اگر جای ما عوض شود، تو با من چه می‌کنی؟»

این سؤال، صدای ترک خوردن دیوار قدرت است.

جایی که سرکوبگر، برای لحظه‌ای، آینده را می‌بیند.

و در آن آینده، خودش در جایگاه متهم ایستاده است.

این همان لحظه‌ای است که نشان می‌دهد:

ترس، در سوی دیگر ایستاده است.

اعدام؛ انتخابِ دشمن واقعی

————————————-

باید این حقیقت را بی‌پرده گفت:

هیچ رژیمی دشمن قلابی را اعدام نمی‌کند.

هیچ دیکتاتوری، صدای بی‌اثر را به دار نمی‌سپارد.

آن‌ها که به دار سپرده می‌شوند، کسانی هستند که «اثر دارند».

کسانی که می‌توانند پیوند بسازند، امید ایجاد کنند، و نظم موجود را به چالش بکشند.

و همین انتخاب، بزرگ‌ترین سند است.

سندی که نشان می‌دهد این رژیم، آلترناتیو واقعی را به‌خوبی می‌شناسد.

آزادی درون؛ جایی که زنجیر بی‌معنا می‌شود

—————————————

شاید عمیق‌ترین جمله در این روایت، آنجاست که او می‌گوید:

«هیچ‌گاه در زندگی به این اندازه خرسند نبوده‌ام.»

در زندان.

در سایه حکم اعدام.

در میان شکنجه و فشار.

این جمله، تعریف تازه‌ای از آزادی است.

آزادی‌ای که دیگر به شرایط وابسته نیست.

آزادی‌ای که از درون می‌جوشد.

و همین آزادی است که یک زندانی را شکست‌ناپذیر می‌کند.

آن‌ها رفتند؛ اما چه چیزی باقی ماند؟

—————————————

رژیم تصور می‌کند که با اعدام، پرونده را می‌بندد.

اما در واقع، تازه آن را باز می‌کند.

اعدام، پایان یک انسان نیست.

آغاز یک روایت است.

هر طناب دار، اگر بر گردن یک انسان آگاه بیفتد، به یک پرچم تبدیل می‌شود.

پرچمی که دیگران آن را زمین نمی‌گذارند.

این‌گونه است که مرگ، به تکثیر تبدیل می‌شود.

وظیفه ما؛ سکوت، خیانت است

———————————-

امروز، دست این قهرمانان از این دنیا کوتاه شده است.

اما صدای آن‌ها هنوز هست.

سؤال این نیست که آن‌ها چه کردند.

سؤال این است که ما چه خواهیم کرد.

اگر این صداها شنیده نشود،

اگر این نام‌ها فراموش شوند،

اگر این ایستادگی‌ها روایت نشود،

در واقع، طناب دار هنوز کار خود را ادامه می‌دهد.

وظیفه ما فقط یادآوری نیست.

ادامه دادن است.

آن‌ها جان دادند تا آزادی بماند؛ سهم ما اینست که سکوت نکنیم و راهشان را ادامه دهیم.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

زینت میرهاشمی

اعدام زندانیان سیاسی مجاهد خلق محکوم است

سحرگاه روز دوشنبه ۱۰ فروردین، دو تن از زندانیان سیاسی مجاهد خلق، اکبر دانشورکار و محمد تقوی به دست جنایتکاران جمهوری اسلامی اعدام شدند.

اتهام این زندنیان از طرف بیدادگاه جلادان «اجتماع و تبانی بر ضد امنیت» و «قیام مسلحانه در برابر حکومت»  اعلام شده است.

 اکبردانشورکار ،  ۶۰ساله، مهندس عمران و در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد.محمد تقوی ۵۹ساله از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ بود که در سال ۱۳۹۹  نیز دستگیر و سه سال در زندان بود.

حکم اعدام این دو زندانی سیاسی همراه چهار نفر دیگر به اسامی بابک علیپور، پویا قبادی بیستونی، وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر در آذرماه سال ۱۴۰۳ صادر شده بود. جان بقیه زندانیان در خطر است.

اینکه رژیم حتا در این شرایط جنگی، زیر بمباران و آتش  دست به اعدام زندانیان سیاسی می زند، ترس از بروز خیزش و خشم انقلابی برای سرنگونی است. ترس رژیم بیشتر از کلیدخوردن یک انقلاب برای سرنگونی اش است تا جنگ. رژیم از جنگ برای بقای خودش استفاده می کند و به موازات آن با اعدام، دستگیریهای گسترده و سرکوب عریان، از سرنگونی توسط مردم جلوگیری کند.

نه به اعدام / نه به جنگ / نه به جمهوری اسلامی/ صلح با آزادی و جمهوری دموکراتیک

راه پایان به اعدام سرنگونی این رژیم است

زینت میرهاشمی ۱۰ فروردین

 

زینت میرهاشمی

از شعار شاه‌پرستان در خارج تا اعدام زندانیان مجاهد در ایران

در نهایت احترام برای 4 زندانی سیاسی مجاهد خلق که توسط جلادان رژیم سر به دار شدند.

روز دوشنبه 10 فروردین، اکبر دانشورکار۶۰ساله و محمد تقوی 59 ساله و روز سه شنبه 11 فروردین پویا قبادی ۳۳ ساله و بابک علیپور ۳۴ ساله اعدام شدند.

اینکه رژیم حتا در این شرایط جنگی، زیر بمباران و آتش دست به اعدام زندانیان سیاسی می زند، ترس از بروز خیزش و خشم انقلابی در کف خیابان است. رژیم با تشدید سرکوب و اعدام نشان داده است که از کلیدخوردن یک انقلاب برای سرنگونی بیشتر می ترسد تا جنگ خارجی. رژیم جنگ خارجی را همیشه نعمتی برای بقای خود دانسته و اعدام در درون را ابزاری برای حفظ قدرت.

هنگامی که تفاله های سلطنت و لاتهای شاه پرست با دهانهای کف کرده و با پرچمهای اسرائیل و آمریکا بر دوش، هزارها کیلومتر دور از خاک ایران حکم مرگ را برای «چپی و مجاهد» صادر می کنند، همنوعانشان یعنی دیکتاتوری ولایت فقیه، طناب دار را بر گردن مبارزان شکنجه شده در زندان می اندازند. اعدام آزادیخواهان محکمترین پیوند شاه و شیخ، چه در دوران سلطنت رضا پهلوی و چه جمهوری اسلامی است. بیش از هر زمان باید گفت نه شاه و نه شیخ .

نه به اعدام / نه به جنگ / نه به جمهوری اسلامی/ صلح و آزادی و جمهوری دموکراتیک

راه پایان به اعدام سرنگونی این رژیم است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابراهیم مازندرانی

 

خانم مریم رجوی رییس جمهور برگزیده مقاومت ایران،

اعدام ناجوانمردانه مجاهدین خلق سر موضع محمد تقوی و اکبر دانشورکار و بابک علیپور و پویا قبادی که پس از تحمل دوسال و نیم اسارت در زندان و تحمل رنج ها و شکنجه های فراوان، لحظه ای در پیمودن راه پر افتخار مجاهدت در مسیر خدا و خلق درنگ نکردند را به شما تسلیت میگویم و در عین حال داشتن چنین سرداران دلاوری که سرشار از عشق به شما و انقلابتان بودند را به شما تبریک میگویم. از سر صداقتی که در مکتب مجاهدین آموخته ام اعتراف میکنم که پیام های این افسران انقلاب شما از چنان روح شورشگری و جسارت انقلابی و عقیدتی برخوردار بود که یکبار دیگر مرا در انتخابی که برای مبارزه در رکاب شما و برادر مجاهد مسعود رجوی، سردار بزرگ، کرده بودم استوار تر کرد. رژیم جنایتکار آخوندی در وحشت از قیام خلق دستش را به خون این پاکباز ترین فرزندان خلق آلوده است، اما خون پاک این مجاهدان خلق بی تردید تا سرنگونی رژیم ضد بشری و دشمن خدا و خلق، در رگان کانون های شورشی و خلق قهرمان ایران خواهد جوشید.

ابراهیم مازندرانی

کمیسیون اصناف شورای ملی مقاومت ایران

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پرویز خزائی

به رهبران تاریخی مقاومت تاریخی ملت ایران آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی،

و به رهبران و بنیانگذاران سازمان پرافتخا رمجاهدین خلق و ائتلاف تاریخی شورای ملی مقاومت ایران در راستای رهروان هر جنبش تاریخی ملت بزرگ ایران، در راستای رهروی هر جنبش تاریخی ملت بزرگ ایران ستار و باقرخان دکتر مصدق و دکتر فاطمی و اشرف و موسی و میلیون میلیون مردم مبارز ایران که در راه استقلال و آزادی و دمکراسی سکولار و جدایی دین از دولت که قهرمانانه کوشیدند و جان فدای ملت بزرگ ایران زمین عزیزمان کردند.

اکنون نیز در راستای آن هزاران هزار شهید راه استقلال و آزادی و دمکراسی و حقوق بشر،

در این دو روز شاهد سربدارشدن چهار قهرمان پرافتخار ملت بزرگ ایران محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی هستیم که غم و اندوه  ملت در زنجیر ایران مان را به اوج رسانده که البته افتخار و ادامه راه این شهیدان جدید را هزاران چندان کرده است.

باشد که در روز آزادی دوست داشتنی و گرامی مان ایران زمین بر مزارهای آنان و هزاران شهیدی دیگر این مقاومت تاریخی، مصمم و مصمم تر- به زیارت تربت های خاک آنان نائل آئیم.

 

اسلو

۳۱ مارس ۲۰۲۶ برابر ۱۱ فروردین ۱۴۰۵