محمد قرایی : شعری برای جان برکو- دیدمت ای کاردان مرد سخن

 

تقدیم به «جان برکو»
 رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹ 
رجل برجسته‌ی دنیای سیاست که در اجلاس بزرگداشت مجاهدان و شورشگران سربدار در ۲۱ فروردین ۱۴۰۴به خاطر فداها و نثارهای اعضای مقاومت ایران گریست.

 

دیدمت ای کاردان مرد سخن

گریه می‌کردی میان انجمن

با زبان عشق چون گفتی سخن

اشکهایت ریخت بر سیمای من

گفتم این مرد سیاست‌های سخت

گوییا بوده‌ست با من هموطن

اشک می‌ریزد برای درد ما

سرخ گشته صورتش از سوختن

سالها مرد سیاست بوده است

بوده سر بر بیشماری انجمن

همچو باران بنگرش در پیش جمع

چشم او ابر است و رخسارش چمن

درد ما در جان او غوغا نمود

جان او با جان ما شد هم‌بدن

شرح یک فرزند و یک مادر شنید

وان فدای خاندان خویشتن

درد در جانش دویده همچو خون

شیر مهری شد چنین فواره‌زن

خون دردآلود چون در تن دوید

مهر می‌جوشد به جانت موج‌زن

چشمه‌های اشک در کوه دل است

کوه می‌گرید چو گشتی کوهکن

چشمه می‌جوشد ز زیر صخره‌ها

چشمه گردد رودهای سد شکن

زین سبب شد آن غریبه آشنا

او تو گشت و تو همو و ما چو من

قلب او را چون چراغی مهر بار

می توان دید از ورای پیرهن

نامه‌ام از بهر او چون شعر شد

عشق اشعار آفریند از سخن



                                م. شوق۲۷ فروردین ۱۴۰۴