سفرها و رایزنی های تلفنی و شتابان ازسوی پاسدارعراقچی به کشورهای همسایه درسایه پیام منتسب به کینگ مجتبی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، ترجمان آن روی سکه بی بضاعتی و بن بست برای حکومتی است که تمامی تخم مرغ های خود را در سبد بحران، صدور بنیادگرایی و جنگ افروزی در منطقه قرارداده است.
دراین راستا شاهد هستیم که چگونه رژیم درمانده آخوندی با شلیک انواع و اقسام موشک و یا پهپاد به کشورهای همسایه و اسلامی، بکارگیری گروه های نیابتی و تروریستی، تخریب عامدانه زیرساخت های نفتی، ترابری و شبکه های شهری، تلاش نموده بود تا ضمن گسترش جنگ، پیام قلدری، مرگ و نیستی را به مردم این کشورها ساطع نماید.
بستن شاهراه آبی تنگه هرمز که آخرین برگ برنده مجتبی خامنه ای می باشد نیزعملا با شکست سنگین تری برای حاکمیت روبرو گردید، تاجائیکه دیکتاتوری مذهبی را نه تنها قربانی این سیاست غلط و مخاطره آمیز نموده، بلکه عملا دست طرف های مقابل برای راه اندازی موجی از تحریم ها و بلوکه نمودن منافذ صادرات و نیزنفتکش های رژیم را هموار کرده، امری که اکنون روزانه قریب ۵۰۰ میلیون دلار زیان به شریان مالی حاکمیت وارد نموده است.
بدین سان آنچه که از سیاست راهبردی « دیپلماسی و میدان » باقی مانده، همان عربده کشی، هارت و پورت های توخالی و هل من مبارز طلبیدن می باشد و بس.
این واقعیت را به یقین اتاق های فکر حاکمیت بخوبی دریافته اند، زیرا پشت کردن جامعه بین الملل و بویژه کشورهای منطقه ای به دیکتاتوری ولی فقیه، به مانند « آب ریخته شده » ای است که بازگشت آن به جوی، دیگروبه سادگی امکان پذیر نمی باشد.
در چنین مختصاتی باید به دست و پا زدن های کینگ مجتبی و تلاش های دیپلماتیک از سوی پاسدار عراقچی نظر افکند. در حالیکه وزیر خارجه بیت خامنه ای می گوید « همسایگان ما در اولویت ما قرار دارند».،همزمان آقازاده !! مجتبی در تازه ترین پیام منتسب به خود، خطاب به کشورهای همسایه با عجر و التماس بی سابقه ای با بیان « فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز » ازجمله می افزاید: « ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش». ( سایت حکومتی رکنا ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵)
بکار گیری عامدانه واژه « هم سرنوشت »، آنهم از سوی یک دیکتاتوری خون ریز و جنگ طلب به معنای « پهن نمودن » دامی دیگر برای آنان بوده و درحالی بیان می گردد که کشورهای منطقه و بویژه حاشیه خلیج فارس هرگز طی گذشت شصت روز از جنگ اخیر، خود را با رژیم آخوندی « هم سرشت » ندیده اند.
به یقین جوهر این پیام همان اعلام ادامه زورگویی و تمامیت خواهی برای دیکتاتوری ولی فقیه می باشد و بدین سان وی تلاش دارد تا ضمن متقاعد نمودن کشورهای حاشیه خلیج فارس، آنان را وادار به قبول « اعمال هژمونی » رژیم آخوندی برای کنترل این شاهراه بینالمللی نماید.
وی دراین رابطه می افزاید : « ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقهی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد». ( همان منبع بالا)
نماینده ولی فقیه در تهران نیز در سخنانی گفته است: « تنگه هرمز از این پس تحت « حاکمیت حقوقی جدیدی » با مشارکت ایران و عمان اداره خواهد شد» ( سایت تلگرام سیمای آزادی 1 اردیبهشت ۱۴۰۵)
بدین سان کینگ مجتبی،درصورتیکه زنده باشد،تلاش دارد تا خود را بعنوان « ارباب جدید » به رخ طرف های مقابل کشیده و با خاک پاشیدن بر تمامی اعمال جنگ طلبانه رژیم علیه کشورهای غیر درگیر در جنگ، با هوچی گری، جنگ افروزی و شانتاژ، اراده بین الملل، ثبات و اقتصاد جهانی را نیز به بخشی از تیول خود اضافه نماید!!
ابعاد این زیاده خواهی بحدی است که مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات عربی متحده ضمن زدن دست رد به التماس های منتسب به کینگ مجتبی, در پاسخ از جمله می نویسد : «بدون تردید پس از تجاوز خائنانه ( رژیم) ایران علیه تمامی همسایگانش، هیچگونه ترتیبات یکجانبهای از سوی این کشور قابل اعتماد یا اتکا نیست». ( سایت یورو نیوز1 اردیبهشت 1405)
سخن آخر آنکه، بهطور خلاصه دیپلماسی دیکتاتوری ولی فقیه درباره تنگه هرمز و خلیج فارس اکنون بر سه محور عمده متمرکز است:
تأکید بر کنترل منطقهای، گروگانگیری تنگه هرمز برای امتیاز گیری در مذاکرات وچرخش به سمت شرق
بدین سان این دیپلماسی ترکیبی از «بازدارندگی»، «نمایش قدرت» و «مدیریت »است، بدون ورود به هرگونه درگیری مستقیم نظامی.