ارتش آزادی، تنها راه برای آزادی
در سالگرد قیام۳۰خرداد۱۳۶۰
۴۵مین سالگرد مقاومت سراسری خجسته باد؛ روز شهیدان و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران.
۴۵سال مقاومت بیوقفه یک خلق، در برابر هیولای استبداد دین، بزرگترین دارایی برای آزادی است؛ این جنبشی است که مسعود رجوی آن را بنیاد نهاد و میرود تا یکی از تاریکترین صفحات تاریخ معاصر ایران را ورق بزند.
او گفت: «خامنهای مرد، خلق زنده میشود. ملت ایران با فرزندان رشیدش درصدد جنگ اصلی با قیام و سرنگونی است. جنگ جنگها برای پایان ۱۰۰سال استبداد و خجسته میلاد آزادی و جمهوری دموکراتیک”.
پسر خامنهای که بیش از ربع قرن در کشتارها همدست پدرش بود، امروز میراث بر ویرانه ولایت فقیه است. اما دولت مستعجلی است که بر پیشانیاش حتمیت سرنگونی حک شده است. این ایستگاه آخر رژیم است.
به بقایای رژیم میگوییم از هر راهی که بروید؛ قیام و سرنگونی در انتظار شما است.
در برابر شورشگران و شهرهای شورشی ایران، از شهرهای موشکی شما هیچ کاری ساخته نیست.
در برابر قیام سازمانیافته، سیرکهای خیابانی دردی از شما دوا نمیکند و اعدام هر روزه زندانیان سیاسی رژیمتان را نجات نمیدهد.
ابتدا اجازه بدهید بار دیگر تأکید کنم مقاومت ایران که قریب ۵دهه خواهان آزادی و صلح بوده و از ۳۵سال پیش، با ۱۳۳ افشاگری و بهخصوص افشاگری تأسیسات پنهانی نطنز و اراک در مرداد ۱۳۸۱، مهمترین مانع دستیابی این رژیم به بمب اتمی شده است، از تفاهم برای پایان جنگ و مصیبتهای مردم ایران، استقبال میکند. در ایران کسی جز بقایای شیخ و شاه خواهان جنگ نبوده و نیست.
تلاش برای تولید بمب اتمی و جنگافروزی و دستاندازی به کشورهای منطقه بخشی از استراتژی دیکتاتوری دینی برای بقا است و از آن دست برنمیدارد. جنگ سپر این رژیم در برابر قیامهای مردمی است و صلح و آتشبس برای آن، همچنانکه خمینی گفت بهمثابه «زهر» است. سرنگونی رژیم برعهده مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنهاست، با اصل کس نخارد که همان اصل دیرین ماست.
این که پسر خامنهای کمتر از ۲۴ساعت بعد از امضای یادداشت تفاهم، علم مخالفت با آن را بلند کرد و اعلام کرد «علی الاصول نظر دیگری داشتم» نشان داد که شکاف مرگبار در رأس رژیم و بیثباتی و تزلزل آن تا چه حد است.
به آخوندهای حاکم میگویم سپر جنگ و اعدام و قتلعام در برابر قیامها را زمین بگذارید. آنگاه خواهید دید که طغیان بغضهای فروخورده چه بر سر این رژیم پوسیده میآورد.
جنگ اصلی، میان مردم ایران است با این رژیم در حال مرگ که به هر طرف بچرخد، در بنبست است و سرش به سنگ میخورد. رژیمی که دهها میلیون نفر از مردم ایران را گرسنه نگه داشته است. برخی فقط میتوانند با نان خشک سر کنند و قوت لایموتی در سفرهشان نیست.
نجات مردم ایران، یک راه دارد؛ و تنها یک راه و آن سرنگونی این رژیم پلید با انقلاب دموکراتیک است و البته این سرنوشتی است که از آن گریزی ندارد.
تشبثات رژیم برای جلوگیری از تظاهرات بزرگ ایران آزاد بازتاب هراس آخوندها از همین سرنوشت است.
دادگاه اداری پاریس امروز با استناد به گزارشهای اطلاعاتی اعلام کرد تظاهرات ۳۰خرداد در معرض حمله رژیم ایران وبقایای سلطنت قرار دارد و ساواک تهدید به بمبگذاری در این تظاهرات کرده است و از «طرفداران خود خواسته که راهپیمایی را مسدود کنند».
بقایای شاه همدستان و آلت فعلهای رژیم در مواجهه با مردم و مقاومت ایران هستند.
آنها از هر حرکتی که نشانی از مجاهدین و شورای ملی مقاومت داشته باشد، به خود میلرزند چرا که این جنبش را جدیترین تهدید موجودیت خود میدانند.
خمینی از ابتدا و بهطور صریح در روز ۴تیر۵۹ گفت که ترس او نه از آمریکا و شوروی و سایرین بلکه از همین مجاهدین در تهران است. او بهدرستی آنتیتز اسلام ریایی خود را در مجاهدین میدید و به همین دلیل، شعار مرگ بر منافق شعار اصلی او و رژیمش بوده و دستآخر هم حکم قتلعام همه مجاهدین سرموضع را داد.
در چهار دهه گذشته، نه مذاکره به خطر فاشیسم دینی پاسخ داده و نه جنگ. گفتیم که فاشیسم دینی و بنیادگرایی تحت نام اسلام، بزرگترین تهدید دنیای امروز است. اما کسی گوش نکرد.
امروز هم میگوییم که یک ایران صلحجو و غیراتمی فقط با سرنگونی رژیم، بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته آنها امکانپذیر است. حاکمیت مردم و حفظ تمامیت ایران، همزیستی و صلح با همسایگان و کشورهای منطقه، همه و همه در گروی برپایی یک جمهوری دموکراتیک است.
راه آزادی ایران، جنگ خارجی نیست؛ چشم دوختن به فروپاشی خودبهخودی رژیم نیست؛ راه آزادی ایران، آلترناتیوسازی فیک و رباتیک نیست. نیروی واقعی تغییر، بر روی زمین و برخاسته از مردمی است که در پی یک جامعه آزاد و عادلانه هستند. همان جوانان آگاه و فداکاری که به شاه و شیخ میگویند نه، همراه با مقاومتی سازمانیافته با ۶۱ سال تجربه در مبارزه با دو دیکتاتوری.
پنج روز قبل از شروع جنگ اخیر، ۲۵۰رزمنده مجاهد در سحرگاه چهارم اسفند، در قلب تهران بر مقر خامنهای فرود آمدند. در جریان قیام دی ماه، کانونهای شورشی با ۶۳۰عملیات، به مراکز و نیروهای سرکوب رژیم تهاجم کردند.
همه به یاد دارید که در سال ۱۳۸۲ در اشرف در عراق، حدود ۲۰هزار سلاح سبک و سنگین و ۲۰هزار تن مهمات را از مجاهدین گرفتند. مجاهدین این سلاحها را در ۱۰۰رشته عملیات ارتش آزادیبخش از رژیم خمینی به غنیمت گرفته یا با پول خودشان خریده بودند.
سنتکام در یک اطلاعیه رسمی در ۱۷مه ۲۰۰۳، گردآوری ۲۱۳۹ تانک و نفربر زرهی و قبضههای توپ و توپخانه و سلاحهای پدافندی از مجاهدین را اعلام کرده بود. راستی سلاحهای مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی برای چه و به سود چه کسی از آنها گرفته شد؟
اگر ارتش آزادیبخش ملی ایران سلاحها و مهماتش را در کنار مرزهای ایران میداشت، بدون شک سرنوشت قیامهای مردم ایران در سالهای ۹۶، ۹۸، ۴۰۱ و ۴۰۴ بهکلی متفاوت بود. چرا که بهقول مسعود، ارتش آزادی، تنها راه برای آزادی است.
در قیام دی ماه، شورشگران در کف خیابانها، راه ارتش آزادی را در پیش گرفتند. در بیدادگاهها با سر بلند گفتند برای براندازی رژیم برخاستهاند، اما آنهایی که ماشین تولید جعل و دروغ با هزینههای میلیاردی در دست داشتند، میخواستند با سرقت قیام، آن را تلاشی برای واگشت به دیکتاتوری سلطنتی وانمود کنند. امری که در عمل تماماً به سود خامنهای و در خدمت سرکوب قیام بود.
در خیابانهای اروپا، رژهیی با آرم ساواک شکنجهگر و گارد جاویدان به راه انداختند. وعده برپایی حکومت نظامی میدهند. هموطنان کرد ما را سپاه پاسداران موشکباران میکند و بازماندگان شاه به آنها اتهام تجزیهطلبی میزنند. اما ما میگوییم خودمختاری، حق انکارناپذیر ملیتهایی است که در معرض ستم مضاعف بودهاند.
آری آینده ایران و صلح و آزادی در ایران ، در برپایی جمهوری دموکراتیک است. اعلام دولت موقت از سوی شورای ملی مقاومت برای انتقال حاکمیت به مردم با انتخابات آزاد برای مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی طی شش ماه برای همین هدف است.
حال اگر بپرسید چه تضمینی وجود دارد که یک جمهوری به چنین هدفهای والایی پایبند باشد؟ جواب را در نسلهایی بجویید که در یک نبرد ۶۱ساله با شاه و شیخ، با آرمانهای آزادیخواهانه به میدان آمدهاند.
مجاهدان سربهدار از زندانها بارها برای من نوشتند: ایستادهایم تا پایان.
حال بگذارید در پاسخ به این سربهداران و سربهداران قتلعام ۶۷، در پاسخ به همه زندانیان مقاوم و در پاسخ به نسلی که برای شکست دادن رژیم، با پای سر به میدان آمده و بهخصوص در پیشگاه مردم ایران یادآوری کنم:
هر قطره خونی که در این ۴۸ سال سیاه از پیکرتان بر زمین ریختند،
هر شلاقی که بر شما فرود آمد،
هر دقیقهیی که از عمرتان در سیاهچالها و شکنجهگاهها اسیر بودید،
و هر چه از زندگیتان در فقر و کرونا و جنگافروزی رژیم بر باد رفت، بر مسئولیت من و تمام جنبش مقاومت میافزاید.
تعهد من، پیمانی است ناگسستنی برای آزادی همه مردم ایران، از هر ملیت با هر مرام، هر عقیده و با هر دین و هر آیین.
تعهد من، دفاع از آزادی و شرف و استقلال ایران، رودرروی هرگونه دیکتاتوری و وابستگی است؛ در راهی پر پیچ و خم با هفت خانی از ابتلا و سختیها. اما چه باک! ما بر این پیمان ایستادهایم. این عهد من و عهد ماست.
عهد ما با شهیدان راه آزادی
عهد ما با مردم ایران
و عهد ما با مسعود است تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون.
برگرفته از سایت مریم رجوی