علی امانی: سوم ژوئیه؛ روزی که آتش پیروز شد

 

برادر، سلام.

سلامی به گرمای شعله های ستم سوز.

دلنوشته ای در قالب یک گزارش تقدیمت می کنم؛ به امید آنکه روایتگر گوشه ای از آن روزهای پرالتهاب و خاطره های فراموش نشدنی باشد.

تاریخ ۳۰ژوئیه۲۰۰۳

 

سوم ژوئیه؛ روزی که آتش

پیروز شد

 

سوم ژوئیه آمد

روز برخاستن از میان خاکستر

روز ایستادن انسان

در برابر طوفان.

 

آن روز

زندان ها دیوار داشتند

اما

اراده انسان

دیوار نمی شناخت.

 

رهبران مارا بردند

دست ها را بستند

نام ها را در بند کردند

اما ناگهان

هزاران قلب

به فرماندهی برخاست.

 

 

هر هوادار

خود یک سنگر بود

هر نگاه

یک سوگند

و هر نفس

اعلام مقاومت.

 

 

من آنجا بودم.

 

در میان شعله ها

اعتصاب

در میان فریاد

در میان بوی تلخ گوشت سوخته انسان

آنجا که ناگهان

رفیقی

در کنارم

به شعله بدل می شد

و آتش

به زبان اعتراض

سخن می گفت.

 

صدیقه

ندا

دو ستاره

که نامشان

بر پیشانی شعله ها

برای همیشه نوشته شد.

 

 

ما

از مرگ

نمی ترسیدیم

ترس ما

خاموش شدن آتش بود.

 

پزشکان می گفتند

چند ساعت بیشتر نمانده

اما

در رگ های ما

خون خستگی جاری نبود

غرش شیران زخمی

می جوشید.

 

گویی

زمین و آسمان

می خواستند

بر هم فرود آیند

اما

ما ایستاده بودیم

تا امید

بر زمین نیفتد.

 

 

و آنگاه

از پشت میله های زندان

پیامی رسید

پیامی که آتش را

به زندگی فراخواند

و خشم را

به ادامه راه.

 

سوم ژوئیه

فقط یک تاریخ نیست

روزی است

که اراده

بر زندان غلبه کرد

و ایمان

از میان دود

سر برآورد.

 

سلام

بر همه آنان

که ایستادند

بر آنان

که در شعله ها جاودانه شدند

و بر همه دل هایی

که آموختند.

 

می توان

تن را در بند کشید

اما

اندیشه را

هرگز.

 

آتش

اگر برای حقیقت برافروخته شود

در خاکستر

خاموش نمی شود

از نسلی

به نسل دیگر

مشعل می شود.

 

و سوم ژوئیه

برای همیشه

یادآور این حقیقت است.

 

آزادی را

می توان به تاخیر انداخت

اما هرگز

نمی توان

شکست داد.