ناهید همت آبادی: درددلی کوتاه برای هر که میخواند
من اگر میتوانستم یا چون علاٰٰء الدین چراغ جادویی اگر داشتم تا با آن گرد جهان بگردم برایم شاید هم دست میداد تا توحش و جنگهای جنون آمیز را سدی عظیم گردم شاید تراکم خشم و بغض تلنبار شده توی قلبم نیز کمی کاستی بگیرد و زندگی ام در چشم بستگی عمدی و ناآگاهی بر حقایق جاری ملموس بگذرد که در ایران خونچکان دربند که پس از حدود نیم قرن ابر سیاستمداران یکه تاز، علنی یا زیر جلی به بازی رذیلانهی موش و گربه و سیاست پلید مماشات عمداً دستار بر سران هار آدمخوار را به مرحله توحشی رساندند که با همه بمبارانها و کشتار، رژیم خونخوار اما همچنان مانند همه سالهای طولانی گذشته و البته بسا بیش و افزوده تر از پیش حالا پایه های موریانه خورده و درهم شکسته ی حکومت جلادان را بر سیلاب خون نخبگان آزادی ستان ایران بنا و با خاطرجمع از سکوت و بی عملی سیاستمداران بی جربزه جهان و مردان مجذوب کبوتر زاییدن افعی ملایان، مردم اسیر ایران پهناور و ثروتمند را به بهای گسترش جنگ و حمایت از تروریسم در منطقه در فقر و محرومیت بی حساب نگهداشته و لقمه ی نان لایموت را نیز از آنان دریغ میدارد.
حالا هم در میانه میدان این همه جنون و جرم، دوره چرخانیهای «بچه شاه» از یک سو و هرزه درائیهای آلترناتیوهای بی سر و سودا هم که همه نیز از قضا جز حرافی و پوشال گویی فاقد درک یا حتی عدم کمترین امکان درافتادن با غولان غاصب ایران هستند را بطور طبیعی باید در هرزگی دنیای سیاسی جاری یا در زدو بندهای صراف پیشگانی دانست که در دنیای واقعی و حقیقی امروزه امری بسیار نادر و کمیاب است و صداقتی که باید آن را بی غرض و کینهی شخصی برحسب درک، فهم و شعور دریافت و از مسیر آن بی حسادت و عداوت گذشت.
مجاهدین خلق ایران نه از بابت اینکه من گفته و یا میگویم اما به گواه تاریخ خونچکان این سرزمین محروم رنجدیده، طی شصت و یک سال آزگار از هفتصد هزار خوان خونین جنگ و قتل عام و اعدام سرفراز عبور کرده و همچنان هنوز میگذرند حتماً با امید به یقینی که دلاور قهرمانان کانونهای شورشی روز موعود پیش رو با حمایت خیل عظیم مردم ستمدیده ایران نسل دستار بر سران خون آشام را از سرزمین گربه نشان به قعر تاریخ بشر فرو خواهند ریخت که چشم انداز آن بسی دلفریب و جان افزاست.