قتلعام ۶۷ و استمرار اعدامها
جنایت ادامهدار علیه بشریت در ایران
اعدامهای سیاسی در ایران و مسئولیت اقدام
کنفرانس بینالمللی آنلاین
با حضور گزارشگران کنونی و پیشین ملل متحد
حقوقدانان و کارشناسان برجسته حقوقبشر و دادستانهای بینالمللی
پیام خانم مریم رجوی
رئیسجمهور برگزیدهٔ شورای ملی مقاومت ایران
دادخواهی بخشی از جنبش مردم ایران برای سرنگونی
سخنرانیهای
دکتر مارک الیس - مدیر اجرایی کانون وکلای بینالمللی
سفیر استیون رپ - سفیر آمریکا برای عدالت کیفری جهانی ۲۰۰۹-۲۰۱۵، دادستان دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون ۲۰۰۷-۲۰۰۹
پروفسور جاوید رحمان - گزارشگر ویژه ملل متحد درباره وضعیت حقوقبشر در ایران ۲۰۱۸-۲۰۲۴
گراژینا بارانوفسکا Grażyna Baranowska - معاون گروه کاری سازمان ملل درباره ناپدیدسازیهای اجباری
سفیر یوآخیم روکر Joachim Rücker – رئیس شورای حقوقبشر سازمان ملل ۲۰۱۵، سفیر آلمان در شورای حقوقبشر ۲۰۱۶-۲۰۱۴، سفیر آلمان در سوئد ۲۰۱۱-۲۰۰۸
ریچارد گلدستون Richard Goldstone - دادستان پیشین دادگاههای سازمان ملل برای یوگسلاوی و رواندا
آنالیزا چامپی Annalisa Ciampi - مشاور ویژه پیشین دادستان دیوان کیفری بینالمللی در زمینه جنایت علیه بشریت
لیلا سادات - مشاور ویژه دادستان دیوان بینالمللی کیفری در زمینه جنایت علیه بشریت ۲۰۲۳-۲۰۱۲
استفانی وولف Stephanie Wolfe - رئیس انجمن بینالمللی پژوهشگران نسلکشی
جفری رابرتسون - قاضی دادگاه ویژه ملل متحد برای سیرالئون
کلاودیو گروسمن Claudio Grossman - گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل متحد در مورد مصونیت مقامات دولتی از صلاحیت کیفری خارجی، رئیس کمیته پیشنویس حقوق بینالملل سازمان ملل (۲۰۱۹)؛ مشاور ویژه دادستان دادگاه کیفری بینالمللی (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴)؛ رئیس کمیته سازمان ملل متحد علیه شکنجه (۴ دوره، از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵)
دکتر حنیفه خیری
الهام ساجدیان
دکتر حنیفه خیّری
سلام و خیرمقدم به همگی شما در این کنفرانس آنلاین. عنوان این برنامه «جنایات مداوم علیه بشریت: اعدامهای سیاسی در ایران و وظیفه اقدام» است. من دکتر حنیفه خیری، کارشناس سیاست بینالملل هستم و این افتخار را دارم که مدیریت گفتگوی امروز را برعهده داشته باشم؛ بحثی که پیرامون حافظه تاریخی، مسئولیتپذیری و اقدام فوری برای کسانی است که صدایشان خاموش شده و کسانی که امروز همچنان در معرض خطر هستند.
این نشست در شرایطی فوقالعاده حساس و اضطراری برگزار میشود. از اواخر ماه مارس، اعدامهای سیاسی در ایران به اوج جدید و نگرانکنندهای رسیده است. بسیاری از قربانیان بر اساس اتهامات سیاسی محکوم و اعدام میشوند که یادآور همان اتهاماتی است که علیه هزاران زندانی سیاسی در جریان قتلعام سال۱۳۶۷ استفاده شد.
بحث امروز ما نه تنها درباره گذشته و نه صرفاً درباره سرکوب داخلی در ایران است؛ بلکه درباره الگوی مداوم مصونیت از مجازات است که قتلعام مخالفان سیاسی در سال۱۳۶۷ را به موج جدید اعدامهای سیاسی امروز در ایران پیوند میدهد.
ما همچنین در یک مقطع بینالمللی حساس و در آستانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد گردهم آمدهایم. پرسش پیش روی ما مشخص است: جامعه بینالمللی چه باید بکند وقتی که اعدام بار دیگر بهعنوان یک سلاح سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد، وقتی همان منطق حذف فیزیکی همچنان ادامه دارد و وقتی جنایات گذشته همچنان تداوم مییابند در حالیکه هرگز مورد تحقیق یا مجازات قرار نگرفتهاند؟
برای بررسی این پرسشها، در این کنفرانس، شخصیتهای برجسته حوزه حقوقبشر و حقوق بینالملل گردهم آمدهاند. من مایلم از همه کسانی که از گوشه و کنار جهان به ما میپیوندند تشکر کنم
دکتر مارک الیس
ما در همبستگی با مردم ایران ایستادهایم
مردمی که شجاعانه حقوق خود را مطالبه میکنند
طراحان و مجریان جنایات در ایران
نباید این توهم را داشته باشند که زمان بهنفع آنهاست
دکتر مارک الیس - مدیر اجرایی کانون وکلای بینالمللی
بسیار سپاسگزارم و بار دیگر بسیار مفتخرم که در این رویداد مهم در کنار همه شما حضور دارم. آنچه امروز، حتی ما در همین ماههای اخیر شاهد آن هستیم، تداوم استفاده از اقدامات افراطی برای خاموشکردن صدای مخالفان در ایران است. و در اینجا الگویی مشخص وجود دارد. مقامات رژیم همچنان از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی استفاده میکنند تا ترس را در جامعه تزریق کنند و از هر گونه احیای اعتراضات مردمی پیشگیری کنند و در واقع، ما اکنون در بحبوحه موج دیگری از اعدامهای گسترده قرار داریم.
آخرین آمارها نشان میدهد که حتی اکنون در سال ۲۰۲۶ و در دوره اخیر بیش از هزار نفر در سال جاری اعدام شدهاند و به باور من، این رقم احتمالاً بسیار بالاتر از اینهاست. این اقدامات بار دیگر بازتابدهنده الگویی از جنایات هولناک ارتکابی است که البته در نقض آشکار قوانین بینالمللی رخ میدهند. این موارد، تخلفاتی تکافتاده و مجزا نیستند، بلکه بخشی از یک کارزار مستمر بهشمار میروند که حقوق بنیادین بشر و موازین بشردوستانه را نادیده میگیرد.
و همانطور که در ابتدا اشاره شد، این برای من بهواقع تکرار تاریخ است؛ آغاز تکرار قتلعامهای سال۱۳۶۷. این همان سطحی است که امروز شاهد شروع آن هستیم؛ جایی که آن فصل تاریک بهطور علنی بهعنوان الگویی برای حذف مخالفان کنونی نیز مورد استناد قرار میگیرد. اما فکر میکنم همه ما امروز در اینجا باید این حقیقت را بهروشنی بیان کنیم که هدف از این اقدامات اخیر، تثبیت مصونیت از مجازات است؛ چه از طریق اعدام مخالفان امروز و چه از طریق از بینبردن هر گونه شواهد و مدارک مربوط به قتلعامهای دیروز. این تلاشی است از سوی حاکمان ایران برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و مصون نگهداشتن خود از پاسخگویی و حسابرسی. پیام آنها نیز این است که هیچگونه مخالفتی تحمل نخواهد شد و حقیقت درباره جنایات گذشته و حال، بهمعنای واقعی کلمه دفن خواهد شد. بههمین دلیل است و این پیام خطاب به مردم ایران است، بههمین دلیل است که ما در همبستگی با شما ایستادهایم؛ شما که شجاعانه حقوق خود را مطالبه کردهاید و همین واقعیت که زندانیان سیاسی حتی از پشت میلههای زندان، صدای خود را به بیرون میرسانند و خواستار عدالت هستند، گواهی بر این مدعاست. شهادتها به ما میگوید که آنها هرگز از آرمان عدالت دست نکشیدهاند، و ما نیز نباید از آن دست بکشیم. ما بهعنوان حقوقدانان، پژوهشگران و مدافعان حقوقبشر وظیفه داریم با استفاده از ابزار حقوق بینالملل، صدای آن حنجرههای خاموششده را طنینانداز کنیم. دادرسی و رسیدگی قضایی به جنایات بینالمللی تنها به حوزه دادگاههای بینالمللی محدود نمیشود؛ صلاحیت قضایی رسیدگی به جنایات هولناک میتواند توسط دادگاههای ملی نیز اعمال شود.
این مفهوم که بهعنوان یک اصل حقوقی تعریف میشود، به یک کشور اجازه میدهد و گاهی آنرا مکلف میسازد تا فارغ از محل وقوع جرم یا تابعیت مرتکب یا قربانی، پیگرد کیفری را در خصوص برخی جنایات خاص آغاز کند. این اصل مبتنی بر ماهیت خود جرم است؛ همان نوع جنایاتی که ما در طول دهههای گذشته در ایران شاهد آنها بودهایم. بنابراین، این جنایات بهقدری جدی، سبعانه و مخرب هستند که به کل جامعه بینالمللی آسیب میرسانند و دولتها موظفند، عدالت را در مورد مرتکبان آنها اجرا کنند، بدون در نظر گرفتن محل وقوع جرم یا تابعیت عاملان یا قربانیان.
سخنان خود را با این جملات به پایان میبرم، و این سخن دوباره خطاب به مردم ایران است: طراحان و مجریان جنایات در ایران نباید این توهم را داشته باشند که زمان به نفع آنهاست. ما با گرامیداشت یاد و خاطره کسانی که جان باختند از مزارهای جمعی سال۱۳۶۷ تا چوبههای دار سال۱۴۰۵ دوباره تأکید میکنیم که جان آنها ارزشمند بوده و قانون در کنار آنها ایستاده است. ما نباید اجازه بدهیم سرگذشت آنان با بولدوزرِ فراموشی با خاک یکسان و مدفون شود. این پیامی است که امروز باید با خود به همراه داشته باشیم: اینکه جهان بهواقع نظارهگر است، مدارک و شواهد در حال حفظ و نگهداری هستند و مرتکبان این جنایات بهطور قطع مورد حسابرسی قرار خواهند گرفت.