در کوران افزایش اعدامهای سیاسی، سی و هشتمین سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ در ایران را برگزار میکنیم.
حکم خمینی در مورد قتلعام زندانیان سیاسی چنین بود: همه زندانیان سیاسی مجاهد سرموضع باید اعدام شوند. اما این حکم، متعاقباً زندانیان سیاسی دیگر را هم در بر گرفت. اگر چه نهایتاً ۹۰ درصد اعدامشدگان وابسته به سازمان مجاهدین بودند.
آنها روح مقاومت بودند که از یک نسل به نسل بعد امتداد مییابند و برای آزادی بهپا میخیزند.
در مرداد ۶۷ مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران، در نامهیی به دبیرکل ملل متحد نوشت: طبق اطلاعات موثق، خمینی چند هفته پیش، طی حکمی به خط خودش دستور اعدام زندانیان سیاسی مجاهد خلق را صادر کرد.
همانگونه که بارونس بوتروید فقید گفت، قتلعام ۱۳۶۷، بزرگترین کشتار زندانیان سیاسی بعد از جنگ دوم جهانی است. در سال ۲۰۲۴، گزارشگر ویژه ملل متحد درباره ایران، پرفسور جاوید رحمان، آن را «جنایت علیه بشریت» و «نسلکشی» توصیف کرد. اما جهان در قبال آن سکوت و بیعملی پیشه کرد و بدینترتیب آمران و عاملان آن تا به امروز از مصونیت کامل برخوردار بودهاند.
امروز با جنایتهای جدیدی مواجه هستیم که طبق همان الگو انجام میشوند. رژیم بعد از کشتار قیام دیماه ۱۴۰۴، با سوءاستفاده از شرایط جنگی، در هراس از یک قیام دیگر، موج جدیدی از اعدامها را شروع کرده است.
همچون سال ۱۳۶۷، در یکسو سبعیت رژیم را میبینیم و در سوی دیگر، مقاومت زندانیان سیاسی سرموضع که بر مواضع خود استوارند.
وحید بنیعامریان یکی از اعدامشدگان اخیر در یک ویدئو که از داخل زندان فرستاده، خطاب به ولیفقیه رژیم میگوید: «یقین کن که اگر من و امثال من را اعدام کنی ما تکثیر میشویم حتی اگر جنازههایمان را مخفی کنی و یقین کن که رژیمات هم از سرنگونی راه فراری نخواهد داشت».
زمانی که از او خواستند اظهار ندامت کند، تا اعدامش نکنند گفت: «با صدای بلند اعلام میکنم من برای آزادی ایران بر سر جانم با شما چانه نمیزنم…». «حرف آخرم با شما جلادها این هست، شمایید که ذاتتون همان ذات پلید سال ۶۷ هست، حرف ما هم اینه اگر بهای زنده ماندن، دست شستن از نام مجاهد خلق است پس ننگ بر این زندگی».
پویا قبادی، یک زندانی سیاسی که اخیراً اعدام شده، ده روز پس از شروع قیام دیماه ۱۴۰۴، در نامهیی از داخل زندان نوشت: «اگر امروز بیرون از زندان بودم وظیفهام این بود که پیشاپیش مردم بجنگم، از بن استخوان همراه با خلق قهرمان فریاد میزنم: مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر! و سوگند میخورم در راه آزادی مردمم در برابر این رژیم اعدام و قتلعام هرگز سر خم نکنم».
آنها تکنمود نیستند. بلکه نسل جوان ایران را نمایندگی میکنند. در ماههای اخیر، حداقل ۴۰ اعدام سیاسی صورت گرفته و شمار بیشتری در صف اعدام قرار دارند.
این اعدامها با نقض فاحش قوانین بینالمللی و نقض حق دادرسی عادلانه صورت گرفته است. مهمترین محرک آن نه پرونده متهمان بلکه نیاز رژیم به اعدام است. بقایای رژیم میخواهند نسلی را که برای سرنگونی به میدان آمده، مرعوب کنند.
جنبش دادخواهی، بخشی از جنبش مردم ایران برای سرنگونی رژیم و پیروزی انقلاب دموکراتیک است. در نتیجه این اقدامات، سال گذشته اعضای سازمان ملل برای اولین بار بهطور رسمی اعدامهای فراقضایی و خودسرانه سال ۱۳۶۷ را در قطعنامه سالانه مجمع عمومی درباره ایران بهرسمیت شناختند. این یک قدم اولیه و مهم است اما برای برقراری عدالت نیاز به تصمیمات لازمالاجرا و گامهای بسیار جدیتری است.
در نقطه مقابل رژیم، شورای ملی مقاومت، تعهدات زیر را در برنامه خود اعلام کرده است:
• اعدام لغو خواهد شد.
• یک دادگستری و نظام قضایی مستقل طبق معیارهای بینالمللی مبتنی بر اصل برائت، حق دفاع، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات بهوجود خواهد آمد.
• قوانین شریعت آخوندی ملغی میشود و بهاصطلاح دادگاههای انقلاب منحل میشود.
متأسفانه اکثر طراحان و آمران و مجریان قتلعام ۱۳۶۷ که در چهار دهه گذشته در جنایت علیه بشریت و نسلکشی و تروریسم دست داشتهاند، امروز نیز در مصدر قدرت هستند.
همچنانکه گزارشگر ویژه، پروفسور جاوید رحمان در گزارش ژوییه ۲۰۲۴ خود شجاعانه خواسته بود، من از سوی مقاومت ایران همه دولتها را فرا میخوانم به:
اولا: فراهم کردن یک سازوکار بینالمللی برای محاکمه کسانی که قتلعام ۱۳۶۷ را بهعهده داشتند.
ثانیا: بهکارگیری صلاحیت قضایی جهانی برای محاکمه مسئولان این قتلعام.
علاوه بر این، از همه دولتها میخواهیم روابط تجاری و دیپلماتیک با رژیم را بهتوقف فوری اعدامها و آزادی همه زندانیان سیاسی مشروط کنند.
دولتها باید اطمینان حاصل کنند که هر گونه توافق بینالمللی با این رژیم، شامل توقف الزامآور و قابل تأیید اعدامها باشد.
در ۲۱ آذر سال گذشته، من در شهر ایپر بلژیک در مراسم «آخرین نواخته» در دروازه منین حضور یافتم. در آنجا به یاد سربازان بینشان و بیمزار ملتهای اروپا، تاج گلی نثار کردم. در آن لحظه قلب و ضمیرم لبریز از یاد ۳۰ هزار زندانی قتلعام شده در ایران بود که کسی از مزار آنها خبر ندارد. چه بسیار مادران داغداری که در آرزوی یافتن مزار فرزندانشان دیده از جهان فرو بستند. تجلیل از این قربانیان، احترام گذاشتن به اراده خلقی است که اگر چه بارها در خون فرو رفته است اما از نبرد برای آزادی دست برنداشته و آن را به دست خواهد آورد.