رضا موسوی، جامعه شناس و اسلام شناس، معمار و متخصص مدیریت پروژه های معماری و زیرساختهای فناوری اطلاعات
زنان مجاهد، آیندهی ایران آزادِ فردا را امروز پی میریزند
جملهی معروف شاعر فرنسوی لویی آراگون، "آیندهی بشریت، زن است "، بسا بیش از یک فرمول هنری و شاعرانه است. این جمله حاوی تزی فلسفی و سیاسی است. این تز در بستر جامعهی ایران اهمیت ویژهیی مییابد. بیش از یک قرن است که تاریخ ایران با حاکمیت استبداد سلطنتی و روحانیت ارتجاعی، ساختارهای مردسالارانه، و البته با قیامها و جنبشهای آزادیخواهانهی مکرری رقم خورده است. اما جایگاه واقعی و اهمیت نقش زنان در این جنبشها هرگز بهدرستی شناخته نشده بوده است.
قیامها در ایران تنها به دلیل خشونت قدرتهای حاکم شکست نخوردهاند. آنها به این دلیل نیز شکست خوردهاند که یک رهبری سیاسی پایدار، فراگیر و خواهان برابری میان زن و مرد نتوانسته بوده است، گسترش یابد. در جایی که زنان صرفاً حامی، قربانی یا نماد یک جنبشاند، نظام اجتماعی، حتی پس از تحولی سیاسی، دوباره به ساختارهای تحت سلطهی مردان بازمیگردد. بنابراین، مبارزه برای آزادی و دموکراسی باید مبارزهای برای خروج زنان از قیمومیت مردان، برابری و مشارکت زنان در تعیین سرنوشت سیاسی نیز باشد. در مبارزه مردم ایران برای آزادی، زنان نمیتوانند صرفاً عنصر مکملی برای جنبشی تحت سلطه مردان باشند. آنها باید الزاماً سنگ بنای آن باشند. اینکه آیا ایران در آینده، آزاد و دموکراتیک خواهد بود، حتی امروز نیز به این بستگی دارد، که زنان مشارکت مستقیم و تعیینکنندهیی در قدرت سیاسی داشته باشند.
در این رابطه، سلسلهیی از زنان پیشتاز، از مریم رجوی تا مهناز میمنت، یک تحول تاریخی بنیادین را برجسته میکنند. اهمیت سیاسی آنها تنها در این نهفته نیست، که زنانی در خط مقدم اپوزیسیون دموکراتیک ایراناند. آنها در واقع تجسم این حقیقتاند، که زنان نه تنها برای آزادی، مبارزه، بلکه آن را تبیین، سازماندهی و رهبری میکنند. در دیدگاه سیاسی آنها، اصل برابری زنان با مردان، نه بهعنوان جزء مکملی برای انقلابی در پیش رو، بلکه پیششرطی برای تحقق این انقلاب و اعتبار دموکراتیک آن درک میشود.
بدین ترتیب، مریم رجوی و سلسلهیی که بنا نهاده است، نمایانگر گسستی از یک الگوی قدیمی سیاسیاند: زنان دیگر صرفاً قلمروئی نیستند که باید آزاد شود، بلکه خود حاملان و سوژههای آزادیاند. در حالی که جامعهی مردسالار، جنسیت را به سرنوشتی سیاسی تبدیل کرده است، جنبش دموکراتیکِ نوینِ مردم ایران با هژمونی زنان در رهبری سیاسی، وارد مدار تاریخسازی شده است.
انتخاب خانم مهناز میمنت به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، این تحول را به سطح جدیدی ارتقاء میدهد. این انتخاب صرفاً یک اقدام نمادین از حضور و مشارکت زنان در رهبری نیست. اهمیت این انتخاب در درجه اول در تداوم آن نهفته است. مهناز میمنت دهمین زنی است که به طور متوالی مقام رهبری را در سازمان مجاهدین خلق ایران بر عهده میگیرد. این امر رهبری زنان را نه بهعنوان امری استثنایی، بلکه قاعده و فرهنگی سیاسی تثبیت میکند.
در اینجا جمله معروف آراگون بُعد سیاسی خود را نمایان میکند: "آیندهی بشریت، زن است" در مبارزه مردم ایران برای آزادی بدین معنا نیست، که زنان نیز در آیندهیی دور نقشی ایفاء خواهند کرد. این بدین معناست، که آینده، پیشاپیش در آنجایی آغاز شده است، که زنان اقتدار سیاسی را بهدست گرفتهاند. اهمیت تاریخی رهبری زنان مجاهدِ پیشتازِ ایرانی، دقیقاً در این نکته نهفته است.
از مریم رجوی تا مهناز میمنت، نقشهمسیری سیاسی فراتر از چهرههای فردی است. مبارزه مردم ایران برای آزادی اینچنین پایه و بنیاد جدیدی یافته است: آزادی دیگر فقط سرنگونی یک دیکتاتوری نیست، بلکه همزمان غلبه بر آن فرهنگ مردسالارانهیی است که جامعه را به انقیاد و زنان را از مراکز کنش و قدرت حذف کرده است. در اینجا تاریخ جدیدی آغاز شده است: زنان مجاهد، سرنوشت آزادی و دموکراسیِ ایرانِ فردا را امروز رقم میزنند.