پیامهای تسلیت به مناسبت در گذشت مهندس هوشنگ رجوی

پیامهای تسلیت به مناسبت در گذشت مهندس هوشنگ رجوی

 

 

پیام پهلوان مسلم اسکندر فیلابی و خانم مهین مشگین فام

با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت مهندس هوشنگ  رجوی را به آقای مسعود رجوی، خانم مریم رجوی، آقایان دکتر صالح رجوی و دکتر احمد رجوی، خانواده محترم رجوی، خانواده بزرگ مقاومت ایران و اعضای شورای ملی مقاومت ایران، صمیمانه تسلیت عرض می‌کنیم.

فقدان مهندس هوشنگ رجوی، انسانی شریف و آزاده، ضایعه‌ای دردناک برای خانواده‌ای است که نام و زندگی خود را با تاریخ مبارزه و آرمان آزادی ایران گره زده است. بی‌شک یاد و خاطره او در قلب خانواده و نزدیکانش و در میان همه کسانی که او را می‌شناختند، زنده و ماندگار خواهد ماند.

درگذشت یک انسان مبارز و آزاده، پایان راه آرمان‌های او نیست؛ یاد و خاطره او در وجدان یاران و همراهانش باقی خواهد ماند و چراغی برای ادامه مسیر آزادی، استقلال و سربلندی ایران خواهد بود.

 

با ادای احترام به یاد و خاطره مهندس هوشنگ رجوی،

روحش شاد و یادش گرامی باد.

مهین مشگین فام ، مسلم فیلابی

 

---------------------------------

 

پیام آقای ابراهیم مازندرانی

 

در سوگ مهندس هوشنگ رجوی؛ یاری که هر نفسش با مردم ایران بود

با تسلیت به برادر مسعود، مسئول شورای ملی مقاومت ایران، و خواهر مریم، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت

خبر درگذشت مهندس هوشنگ رجوی برای من تنها خبر از دست‌رفتن یک دوست و یک عضو شورای ملی مقاومت نبود. غمی بود که به‌گونه‌ای کم‌سابقه بر دلم نشست؛ غم فقدان انسانی که سال‌ها او را از نزدیک می‌شناختم و در گفت‌وگوها و مراوداتم با او، کمتر سخن و بحثی از وی شنیدم که در آن مردم ایران، آزادی آنان و آینده میهن در مرکز توجهش نباشد.

مهندس هوشنگ از مدافعان سرسخت حقوق‌بشر و رزمنده‌ای دلیر برای خلق قهرمان ایران بود. دغدغه معیشت مردم داشت، از آزادی سخن می‌گفت، به آبادی ایران می‌اندیشید و رنج مردم را رنج خود می‌دانست.

بارها به من می‌گفت:

«حیات ما وقتی قابل قبول است که هر نفس‌مان با مردم‌مان باشد. به همین دلیل است که با مجاهدین و شورای ملی مقاومت هستیم؛ وگرنه زندگی در خارج از ایران به چه درد می‌خورد؟»

این سخن برای او یک عبارت زیبا نبود. من در سال‌هایی که او را می‌شناختم، می‌دیدم که این نگاه چگونه در زندگی و مواضعش جاری است.

از خدمات، فداکاری‌ها و کارزارهای خواهر مریم برای نجات مردم ایران بسیار سخن می‌گفت. از کانون‌های شورشی و از اشرف و اشرفیان با شور و عاطفه حرف می‌زد. بارها از او شنیدم که می‌گفت:

«خدا خواهر مریم را برای نجات مردمان فرستاده است و من خودم را سرباز و کمربسته این راه می‌دانم.»

امروز که او دیگر در میان ما نیست، بیش از همیشه به برادر مسعود فکر می‌کنم.

مهندس هوشنگ گاهی از سال‌های زندان برادر مسعود در دوران شاه برایم می‌گفت؛ از اضطراب آن روزها، از زندان و ملاقات‌ها و از تلاشی که برای نجات جان برادرش جریان داشت. با همان لحن صمیمی خودش می‌گفت:

«نمی‌دانی من در دوران شاه، وقتی مسعود زندان بود، چه کشیدم. کاظم از خارج و من از داخل برای نجات مسعود شب و روز نداشتیم.»

حالا فکرکردن به این‌که آن برادر بزرگ‌تر، آن یار روزهای زندان و دادگاه، آن غمخوار دیرین، دیگر در میان ما نیست، برایم بسیار سنگین است.

برادر مسعود عزیز،  

از زمانی که خبر را شنیدم، بارها به شما فکر کرده‌ام؛ به سال‌هایی که هوشنگ برای ملاقات شما به زندان‌ها می‌رفت، به روزهایی که برای نجات جانتان تلاش می‌کرد و به بیش از نیم قرن پیوندی که نه فقط پیوند دو برادر، بلکه پیوندی آمیخته با رنج و مبارزه و آرمانی مشترک بود. از صمیم قلب در این اندوه با شما شریکم.

و خواهر مریم عزیز،

شما نیز یاری وفادار، دلسوز و غمخواری کم‌نظیر را از دست دادید. مهندس هوشنگ با احترام و علاقه فراوان از شما و تلاش‌هایتان سخن می‌گفت و حمایت از اشرف و اشرفیان برایش موضوعی عمیقاً انسانی و آرمانی بود.

در شورای ملی مقاومت نیز آن‌گونه که من از او شناختم، هنگامی که سخن از حقوق مردم به میان می‌آمد، آرام نمی‌نشست. از مدافعان جدی مصوبات شورا در زمینه حقوق ملیت‌ها، حقوق زنان، آزادی‌های اجتماعی و صلح بود. آنجا که پای آزادی و حقوق مردم در میان بود، با تمام وجود از آن دفاع می‌کرد و می‌خروشید.

برای من، مهندس هوشنگ یکی از مشوقان گرانقدرم در راه آزادی و حقوق‌بشر و یکی از حامیان استوار اشرف و اشرفیان بود. امروز جای خالی‌اش را نه تنها در شورا، بلکه در میان تمام کسانی که محبت، صمیمیت و وفاداری او را دیده بودند، می‌توان احساس کرد.

در این لحظه، چند بیت را از دل خود بدرقه راه او می‌کنم:

رفتی و غمت ماند، به سنگینی یک کوه

در سینه ما، خاطره‌ات روشن و انبوه

هر جا سخن از مردم و آزادی ایران بود

نام تو و اندیشه تو، همسفر آن بود

آن دل که برای وطن و مردم خود می‌تپید

خاموش نشد؛ در دل یاران به تپش ماند

یار اشرف و هم‌قدم راه رهایی،

رفتی، ولی از عهد خودت هیچ نرفتی

آرام بخواب، ای رفیق روزهای سخت

راهی که تو پیمودی، هنوز از قدمت گرم است

در پایان، درگذشت مهندس هوشنگ رجوی را به ، اعضای محترم شورای ملی مقاومت، مجاهدین و همه دوستان و همرزمانش صمیمانه تسلیت می‌گویم.

به‌ویژه به همسر محترم و دختر دلبند مهندس هوشنگ که امروز سنگین‌ترین بار این فقدان را بر دوش دارند، از صمیم قلب تسلیت می‌گویم. برای آنان صبر، شکیبایی، سلامتی و سربلندی آرزو می‌کنم و می‌خواهم تسلیت و همدردی عمیق مرا بپذیرند.

یاد مهندس هوشنگ رجوی، آن انسان شریف، آزادیخواه و وفادار، در قلب دوستان و همرزمانش زنده خواهد ماند.

با اندوه و احترام فراوان

ابراهیم مازندرانی

 

---------------------------------

 

پیام خانم ناهید همت آبادی

فقدان مهندس هوشنگ رجوی را به فرمانده کل ارتش آزادی، رییس جمهور مریم رجوی و دکتر صالح، دکتر احمد و مجاهدین خلق از صمیم قلب تسلیت میگویم باشد تا یاد و خاطرات او در ایران آزاد تکرار و تجدید گردد

 

---------------------------------

 

پیام دکتر حسین تسوجی

 

با اندوهی فراوان از درگذشت دوست و همرزم عزیزمان، مهندس هوشنگ رجوی، آگاه شدم. 

مراتب عمیق‌ترین همدردی خود را به آقای مسعود رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، خانم مریم رجوی، تمامی همرزمان در شورای ملی مقاومت ایران و همه هواداران دموکراسی و آزادی در ایران ابراز می‌دارم.

حمایت تزلزل‌ناپذیر او از مقاومت، عشقش به سازمان مجاهدین خلق ایران و ایمان راسخش به آزادی و دموکراسی، همواره همچون ستاره‌ای فروزان خواهد درخشید و الهام‌بخش همه ما خواهد بود که او را می‌شناختیم و در آرمان‌هایش سهیم بودیم.

باشد که یاد او همواره منبع نیرو و الهام‌بخش باشد. صمیمانه امیدوارم که به‌زودی گرد هم آییم تا پیروزی مردم ایران و تحقق ایرانی آزاد و دموکراتیک را جشن بگیریم.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد.

با احترام، 

تسوجی

---------------------------------

 

پیام دکتر حسین جهانسوز

 

به یاد هوشنگ رجوی؛ دوستی عزیز و یاری وفادار

خبر درگذشت دوست و همرزم عزیزم، مهندس هوشنگ رجوی، عضو شورای ملی مقاومت ایران، دلم را اندوهگین کرد. وداع با دوستی که بیش از نیم‌قرن، با مهر و وفاداری در کنار زندانیان سیاسی و مقاومت مردم ایران ایستاد، دشوار است.

هوشنگ عزیز، از سال ۱۳۵۰ یار و غمخوار مجاهدین در زندان‌های شاه بود. برای ملاقات با برادرش مسعود، دریافت و انتقال پیام‌های او و تلاش برای نجات جانش پیوسته می‌کوشید. او شاهد زنده آثار شکنجه‌های ساواک بود؛ دردهایی که برایش تنها یک روایت تاریخی نبود، رنج عزیزانش بود.

در حاکمیت آخوندها نیز فشار و آزار و بازداشت را تجربه کرد و سرانجام ناگزیر به ترک وطن شد. اما تبعید، پیوند او را با ایران و آرمان آزادی نگسست. با ترجمه، نوشتن و همراهی با مقاومت، راهش را ادامه داد؛ با همان مرزبندی روشن: «نه شاه، نه شیخ».

این‌که آخرین کارش در بیمارستان، مطالعه و امضای بیانیه سالانه شورای ملی مقاومت بود، برای من معنایی عمیق دارد: وفاداری به آرمانی که تا واپسین روز زندگی همراهش ماند.

این فقدان دردناک را از صمیم قلب به همسر و دختر عزیزش، به خانم مریم رجوی٫ به برادرانش آقای مسعود رجوی، دکتر صالح و دکتر احمد رجوی و خانواده‌هایشان، همچنین به اعضای شورای ملی مقاومت و همه دوستان و یارانش تسلیت می‌گویم. در اندوه شما شریکم.

هوشنگ عزیز، جای تو در جمع دوستان خالی است؛ اما مهربانی، دوستی و وفاداری‌ات در خاطره ما زنده خواهد ماند.

حسین جهان‌سوز

------------------------------------

 

پیام آقای بهرام مودت و خانم فیروزه اجاق

با اندوه فراوان، فقدان و درگذشت یار و همرزم شورائی، مهندس هوشنگ رجوی را به  خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، برادر بزرگوارم مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت ایران، دکتر صالح رجوی و دکتر احمد رجوی، دوستان شورایی، اعضای خانواده بزرگ مقاومت از صمیم قلب تسلیت می‌گویم.

 مهندس هوشنگ رجوی شخصیتی  که در روزهای دشوار میدان را ترک نکرد، در کنار یارانش ایستاد و تا پایان به آرمانی که برگزیده بود وفادار ماند.

مهندس هوشنگ رجوی انسانی والا و آرمان خواه که سال‌های طولانی زندگی خود را در مسیری که به آن باور داشت سپری کرد. اگرچه جای او در میان یاران، همرزمان و خانواده مقاومت خالی است، اما خاطره سال‌ها مبارزه، همراهی و ایستادگی او در وجود تک تک ما ایرانیان حفظ خواهد ماند.

 منش، وفاداری، جوانمردی و ماندن در میدان مبارزه، بخشی از میراثی است که از این شخصیت به یادگار می‌ماند. در میدان زندگی و مبارزه نیز، آنچه پس از رفتن انسان باقی می‌ماند، ردپای باورها، انتخاب‌ها و سال‌های ایستادگی اوست.

آرزوی مهندس هوشنگ رجوی برای  سرنگونی و پایان یافتن حاکمیت جمهوری اسلامی و رسیدن مردم ایران به آزادی، آرزویی بود که سال‌ها با آن زندگی کرد.

یاد مهندس هوشنگ رجوی گرامی، نامش ماندگار و خاطره‌اش در دل یارانش زنده باد.

بهرام مودت

فیروزه اجاق

------------------------------

 

پیام دکتر منشور وارسته

خانم رجوی عزیز رئیس جمهور برگزیده مقاومت،

آقای مسعود رجوی عزیز مسئول محترم شورا،

با نهایت تأسف و اندوه، خبر درگذشت دوست عزیزم مهندس هوشنگ، که نزدیک به نیم قرن در راه آزادی میهن، در کنار برادران و خانواده گرامی و متعهدش، مجاهدت کرد، بسیار سخت و جانگداز است.

او برای من دوستی مهربان و دلسوز بود و در هر سفر که او را می‌دیدم، با رویی گشاده و قلبی پرمهر مرا مورد لطف خویش قرار می‌داد.

مصیبت درگذشت هم‌رزم شورایی را به بازماندگان گرامی ایشان، به برادران ارجمندشان، به خانم رجوی، به اعضای محترم شورا و به خانواده بزرگ مقاومت تسلیت می‌گویم.

با گرامیداشت یاد و نام پرافتخارش، راه و آرمانش را گرامی می‌داریم.

منشور وارسته

-----------------------------

 

پیام خانم فلور رام

بااندوه وناباوری خبر فوت جناب هوشنک رجوی را شنیدم خدمت رهبر گرانقدر  مقاومت آقای مسعود رجوی  خانم مریم رجوی عزیز و همه مجاهدین خلق  و اعضای  شورای ملی مقاومت و همه هواداران مقاومت ایران تسلیت عرض میکنم . یادشان گرامی !

-----------------------------

 

پیام خانم آهنگ رام

پرواز آقای مهندس هوشنگ رجوی را به  آقای مسعود رجوی، خانم مریم رجوی، همه مجاهدین عزیز، اعضای شورای ملی مقاومت ایران، کانونهای شورشی قهرمان و همه اعضای خانواده بزرگ مقاومت تسلیت می‌گویم .

قدر و منزلت  آقای هوشنگ رجوی‌ وصف ناپذیر و قلبشان به اندازه یک دنیا بزرگ‌  بود. ایشان برای همیشه در  یاد و قلب یارانشان  و همه عاشقان آزادی ایران زمین خواهند ماند و در روز آزادی وطن جایشان در کنار  همه آنها سبز خواهد بود .  یاد بسیار عزیزشان گرامی باد

 

-----------------------------

 

پیام دکتر حمید رضا طاهرزاده

در سوگ مهندس هوشنگ رجوی، یار فراموشی ناپذیر و استوار مجاهدین و مقاومت ایران :
آنچه بیش از همه در خاطرم زنده می‌ماند، چهره انسانی، نیک‌نهاد، صمیمی و سرشار از زندگی اوست.
مهندس هوشنگ رجوی، متولد ۱۳۱۸ در تربت‌حیدریه، از خانواده‌ای فرهیخته و مبارز بود. او برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و در رشته الکترومکانیک تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران، از مهندسان ذوب‌آهن اصفهان در دهه ۵۰ بود و در عرصه حرفه‌ای و تخصصی نیز فعالیت می‌کرد.
اما برای او دانش و تخصص هرگز از مسئولیت انسانی و میهنی جدا نبود. بیش از پنج دهه در کنار مجاهدین و مقاومت ایران ایستاد و در نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ، لحظه‌ای از آرمان آزادی و رهایی مردم ایران پا پس نکشید.
هوشنگ رجوی تنها برادر مسعود بود که در سال‌های دشوار ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ در ایران ماند. در فاصله سال‌های ۵۰ تا ۵۷، پیوسته در تلاش برای ملاقات با برادرش در اوین، کمیته مشترک شهربانی و ساواک و زندان قصر بود و برای دریافت و انتقال پیام‌های مسعود تلاش می‌کرد. همچنین در کوشش‌های برادرش دکتر کاظم رجوی برای نجات جان مسعود از چنگال شکنجه‌گران ساواک سهیم بود.
در ابتدای سال ۱۳۵۴، در شکنجه‌گاه کمیته، تنها یک‌بار و تحت فشارهای بین‌المللی به او اجازه دادند مسعود را ملاقات کند؛ آن هم به شرط این‌که به او نزدیک نشود. شکنجه‌گران می‌خواستند آثار شکنجه را بر پاهای ورم‌کرده مسعود، که زیر میزی پنهان کرده بودند، از دید هوشنگ مخفی کنند، اما او موضوع را دریافت و آثار جنایت را دید. بدین‌گونه هوشنگ رجوی خود به گواه زنده‌ای از شکنجه‌های وحشیانه ساواک بر مسعود تبدیل شد.
پس از حاکمیت آخوندها نیز تنها به جرم این‌که برادر بزرگ‌تر مسعود رجوی بود، تحت انواع فشارها و آزار و اذیت حزب‌اللهی‌ها، به‌ویژه در ذوب‌آهن اصفهان، قرار گرفت. در سال ۱۳۶۰ مدتی بازداشت شد، اما به‌محض آزادی موقت، مخفیانه از ایران خارج شد و به بلژیک رفت. همسر بلژیکی او نیز از طریق سفارت بلژیک در تهران توانست از ایران خارج شود.
اما خروج از ایران هرگز به معنای خروج از میدان مبارزه نبود.
هوشنگ رجوی در تبعید نیز یک لحظه از مسئولیت خود غافل نشد. کتاب‌ها و متون بسیاری را برای استفاده مجاهدین از فرانسه به فارسی ترجمه کرد و با نام «ه ـ مهرنوش» مقالات متعددی در نشریه مجاهد و ایران‌زمین نوشت. فصل مشترک نوشته‌هایش دفاع از آرمان «نه شاه، نه شیخ» و افشای ترفندهای رژیم آخوندی بود.
او از اعضای شورای ملی مقاومت ایران و یاری وفادار و غمخوار برای مجاهدین بود؛ یاری که بیش از پنج دهه در کنار این مقاومت ایستاد و تا آخرین لحظه بر عهد خود وفادار ماند.
و چه گواهی رساتر از این‌که آخرین کار او، در حالی که در بیمارستان بستری بود، مطالعه و امضای بیانیه سالانه شورای ملی مقاومت ایران بود. گویی حتی در واپسین لحظات نیز می‌خواست بر عهدی که با مردم ایران و آرمان آزادی بسته بود، مهر تأیید بزند.
اما در کنار همه اینها، برای من مهندس هوشنگ تنها یک چهره سیاسی و مبارز نبود.
مهندس هوشنگ انسانی بسیار نیک‌نهاد، خوش‌مشرب و شوخ‌طبع بود و همیشه روحیه‌ای بالا و گرم داشت. به شعر و ادب و موسیقی عشق می‌ورزید و گاه خود نیز شعر می‌سرود. میان من و او نیز در طول سال‌ها، افزون بر رابطه همرزمی و رفاقت، یک پیوند عاطفی و هنری زیبا شکل گرفته بود. من هر از گاهی قطعه‌ای موسیقی می‌نواختم و ضبط می‌کردم و برایش می‌فرستادم و او با علاقه و محبت آن را می‌شنید و با لطف و صفای خودش مرا نیکو مینواخت. همین پیوند عاطفی و صمیمی، خاطرات بسیار زیبایی برای من به جا گذاشته است.
به همین دلیل، فراق مهندس هوشنگ برای من تنها فقدان یک یار و همرزم قدیمی نیست؛ فقدان انسانی است که با مهر و محبتش بخشی از خاطرات زندگی و مبارزه مرا ساخته بود.
یکی از خاطراتی که هیچ‌گاه از یادم نمی‌رود، به روزهای عملیات فروغ جاویدان برمی‌گردد. همراه ستون ارتش آزادیبخش به سوی ایران حرکت کرده بودیم و در یکی از آخرین قرارگاه‌هایی که در گرمای سنگین آن روزها در حال ترک آن بودیم، مهندس هوشنگ را دیدم. با همان روحیه همیشگی‌اش، در لباس رزم ایستاده بود.
به او گفتم:
«مهندس هوشنگ، شما آبی، چیزی دارید؟ یک آب خنک؟»
با همان محبت همیشگی گفت:
«الان بیا.»
و خودش دوید و رفت و برای من و چند تن دیگر از بچه‌ها آب‌میوه آورد.
شاید برای دیگری این صحنه یک خاطره ساده باشد، اما برای من هرگز چنین نیست. در آن گرمای طاقت‌فرسا، در آن شرایط سخت و در آستانه یکی از بزرگ‌ترین نبردهای مقاومت، آن محبت و توجه انسانی مهندس هوشنگ در ذهنم حک شد.
بعدها هرگاه او را می‌دیدم، با خنده می‌گفتم:
«مهندس هوشنگ، آب خنک دارید؟»
و با همین جمله، آن خاطره شیرین را با هم زنده می‌کردیم و می‌خندیدیم.
امروز که او دیگر در میان ما نیست، همین خاطرات کوچک و بزرگ است که چهره‌اش را برای من زنده نگه می‌دارد: انسانی شریف، نیک‌نهاد، اهل فرهنگ و هنر، شوخ‌طبع و مهربان؛ و در عین حال، یاری استوار و وفادار که بیش از پنج دهه در کنار مقاومت ایران ایستاد و تا واپسین لحظات زندگی بر عهد خود با آرمان آزادی مردم ایران وفادار ماند.
مهندس هوشنگ رجوی از آن انسان‌هایی بود که زندگی‌شان را نمی‌توان تنها در چند عنوان و تاریخ خلاصه کرد. او مهندس بود، اهل فرهنگ و ادب بود، دوستدار موسیقی و شعر بود، انسانی خوش‌قلب و شوخ‌طبع بود، اما در بزنگاه‌های تاریخی، مسئولیت خود را نیز با تمام وجود به دوش کشید. در برابر ساواک ایستاد، رنج و فشار را تحمل کرد، در کنار خانواده برای نجات مسعود تلاش کرد، پس از انقلاب نیز قربانی فشارهای رژیم آخوندی شد و در تبعید، قلم و دانش و توان خود را در خدمت مقاومت گذاشت.
درگذشت او در ۸۷ سالگی در شارل‌روا در بلژیک، در اثر ایست قلبی، پایان زندگی انسانی بود که بیش از پنج دهه با آرمان آزادی ایران زیست؛ اما برای ما پایان راه او نیست. یاد و نام او در خاطرات یارانش، در نوشته‌هایش، در تلاش‌هایش و در تاریخ مقاومت ایران باقی خواهد ماند.
فراقش برای من بسیار سخت است. اما یاد او برای ما تنها یاد یک عزیز از دست‌رفته نیست؛ یاد انسانی است که زندگی خود را در راه آرمانی بزرگ گذاشت و در کنار مجاهدین و مقاومت ایران، سهم خود را در این پیکار تاریخی ادا کرد.
با قلبی آکنده از اندوه، درگذشت این یار عزیز، صدیق و غمخوار مقاومت را به خانم مریم رجوی و به برادر عزیزمان آقای مسعود رجوی، همچنین به برادران گرامی دکتر صالح و دکتر احمد رجوی و خانواده‌های محترم آنان، صمیمانه و از اعماق دل تسلیت می‌گویم.
این فقدان دردناک را به تمامی مجاهدین خلق ایران، اعضای شورای ملی مقاومت ایران و همه یاران و همراهان مقاومت نیز تسلیت می‌گویم.
امیدوارم ما نیز بتوانیم راهی را که مهندس هوشنگ و یارانش با رنج و فداکاری آغاز کردند، تا پیروزی و سرفرازی مردم ایران ادامه دهیم و روزی پرچم آزادی را بر فراز ایران آزاد به اهتزاز درآوریم.
راهی که هوشنگ رجوی با وفاداری و فداکاری در آن گام برداشت، راهی است که با فقدان او متوقف نخواهد شد. یاد او برای ما یادآور عهدی است که باید تا آخرین قدم به آن وفادار ماند؛ عهد آزادی ایران، نفی هر دو استبداد شاه و شیخ و برپایی ایرانی آزاد و آباد و سرفراز.
روح بلندش قرین رحمت و یادش جاودان باد.
در کنار شهیدان و صدیقین و نیکان، شاد و سربلند باد.
درود بر مهندس هوشنگ رجوی!
درود بر همه یاران صدیق و فداکار مقاومت!
درود بر همه شهیدان راه آزادی ایران!
پاینده باد یاد و آرمان آزادی ایران!
نه شاه، نه شیخ؛ آری به آزادی و حاکمیت مردم ایران!

 

-----------------------------

 

پیام مهندس حسین فرشید

درگذشت دوست و همرزم گرامی مهندس هوشنگ رجوی را به سرکارخانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت و آقای مسعود رجوی مسئول محترم شورای ملی مقاومت و همرزمان عزیزمان دکتر صالح و دکتر احمد رجوی و یاران و همرزمان شورایی و اعضا و هواداران مقاومت ظفرنمون ایران تسلیت می گویم. با آرزوی سرنگونی هرچه سریعتر جمهوری جهل و جنایت آخوندی که آرزو مهندس هوشنگ بود و آرزوی همه ماست.