از سفره خالی مردم تا لشکرکشی شبانه به خیابانها؛ آیا رژیم آخوندی میتواند جلوی انفجار اجتماعی را بگیرد؟
میهمان برنامه: زینت میرهاشمی عضو کمیته مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و سردبیر نشریه نبرد خلق و عضو شورای ملی مقاومت ایران
بینندگان عزیز سیمای آزادی، سلام و درود به همه شما در هر کجا که هستید. برنامه «ارتباط مستقیم» این هفته را همراه با شما آغاز میکنیم.
همانطور که میدانید، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در ایران هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند. فقر و گرانی، سقوط قدرت خرید و گسترش نارضایتیهای اجتماعی، در کنار اعتراضات اقشار مختلف مردم، چشمانداز تحولات تازهای را پیش روی جامعه قرار داده است.
از سوی دیگر، رژیم حاکم نیز با گسترش مانورهای امنیتی و آمادهسازی نیروهای سرکوب، تهدید به برخوردهای پیشدستانه، تشدید اعدامها و استمرار سیرکهای شبانه در خیابانها، همچنان تلاش میکند از شکلگیری خیزشهای تازه جلوگیری کند.
اما پرسش اساسی این است: آیا حکومت با تکیه بر سرکوب، نهایتاً قادر است بحرانهای فزاینده و خشم انباشته جامعه را کنترل کند؟ همچنین چه عواملی میتواند نارضایتیهای گسترده را به یک قیام فراگیر تبدیل کند و چشمانداز رویارویی مردم و حاکمیت در نهایت چیست؟
این موضوع را در گفتوگوی امروز با خانم زینت میرهاشمی، عضو کمیته مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، سردبیر نشریه نبرد خلق و از اعضای شورای ملی مقاومت ایران، در میان میگذاریم.
شما بینندگان عزیز همچنان میتوانید با شرکت در برنامه، از طریق شماره تلفنهای ارتباطی سیمای آزادی که در زیرنویس اعلام میشود و همچنین حسابهای «ارتباط مستقیم» در شبکههای مجازی، سؤالها و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
«شکمسیرها» در خیابان؛ رژیم چگونه اعتراض مردم را مهار میکند؟
اجازه بدهید اولین سؤال را با اشاره به مقاله خود شما مطرح کنم؛ مقالهای با عنوان «جولان شکمسیرها در خیابان، سفره خالی تهیدستان» که اگر اشتباه نکنم، در ۱۲ مهر منتشر کردید. شما در آن مقاله به شکاف عمیقی اشاره کرده بودید که میان درآمد کارگران و هزینههای زندگی وجود دارد.
همانطور که الآن هم گفتم، فشار معیشتی دیگر بر کسی پوشیده نیست و هر روز سنگینتر میشود. سؤال این است که آیا اساساً این رژیم ظرفیت حل این بحران را دارد؟ آیا منابع و امکانات لازم را در اختیار دارد یا سیاستهایش بهگونهای است که نه میتواند و نه میخواهد این بحران را برطرف کند؟
زینت میرهاشمی: ببینید، اول بگویم منظور از «شکمسیرها» چه کسانی هستند. حدود هشت، نه ماه است که پدیدهای در خیابانها شکل گرفته است. لومپنها و سینهچاکان ولایت خامنهای شبها خیابانها را اشغال میکنند تا مردم به خیابان نیایند. خبرهایش هم منتشر شده که به این افراد پول و امکانات و مکان میدهند؛ یعنی به این شکل عدهای را شکمسیر نگه میدارند.
از طرف دیگر، همان مردمی هستند که گرسنهاند و رژیم با این کار میخواهد مانع حضور و اعتراض آنها در خیابان شود و اجازه ندهد قیامی شکل بگیرد. این یک طرف ماجراست؛ یعنی همان شکمسیرهایی که دربارهشان صحبت میکنیم.
اما مسئله دیگر، اصطلاحی است که به کار بردیم. در ایران با نوعی اختلاف طبقاتی روبهرو هستیم که از اختلاف طبقاتی معمول در کشورهای سرمایهداری فراتر رفته است. قشری ساخته شده که به دلیل وابستگی به رژیم و حمایت از آن، به پول و همه امکانات دسترسی دارد تا از حکومت دفاع کند.
همین افراد، آتشبهاختیار هستند و با گروه به مردم حمله میکنند. در واقع، شکم آنها را سیر نگه میدارند تا چنین کارهایی انجام دهند. این هم اصطلاح تازهای است که به مجموعه اصطلاحات موجود اضافه شده است.
ثروت ایران کجا خرج میشود؛ سفره مردم یا جنگافروزی؟
اما درباره سؤال شما، ایران از نظر منابع طبیعی کشوری ثروتمند است. نفت و گاز دارد و اینها بخشی از ثروت ملی کشور هستند. برای مقایسه، فرانسه نفت و گاز ندارد و درآمدش عمدتاً از مالیات تأمین میشود. بنابراین ایران منابع و ثروت دارد، اما مسئله این است که این منابع کجا خرج میشوند؟
پاسخ به این سؤال به ساختار حکومت برمیگردد. وقتی رژیم ساختاری فاسد دارد و حاکمان آن دزد هستند، منابع طبیعی و درآمدهای ملی، از جمله پول صندوق توسعه ملی و درآمد نفت، در خدمت سیاستهای همین رژیم قرار میگیرد.
این منابع صرف جنگافروزی و حمایت از گروههای نیابتی میشود. بنابراین، بهطور خلاصه، منابع وجود دارد، اما در اختیار یک حکومت فاسد است و اجازه نمیدهند این ثروت برای مردم هزینه شود. بخشی از این منابع صرف همان نیروهایی میشود که شبانه در خیابانها به راه میاندازند و بخش عظیمی نیز برای نیروهای وابسته و گروههایی مانند حزبالله و گروههای مستقر در عراق هزینه میشود.
خیلی ممنون از شما. پیش از برنامه هم درباره این موضوع صحبت میکردیم که بحران معیشتی دیگر محدود به یک قشر خاص نیست و زندگی طبقات زیادی را تحت تأثیر قرار داده است. سؤال من این است که این وضعیت چه تأثیری بر رفتار اجتماعی مردم میگذارد و چه تغییراتی در جامعه ایجاد میکند؟
گسترش فقر؛ وقتی طبقه متوسط هم زیر خط فقر میرود
زینت میرهاشمی: اتفاقاً سؤال بسیار خوبی است. من چند نمونه دارم که مطرح میکنم. البته میدانید که این حکومت، یک حکومت امنیتی است و آمار قابل اتکایی که حقیقت موجود و واقعیت جامعه را نشان بدهد، در دسترس نیست. اما به هر حال، خود بانکها، مرکز آمار حکومتی و رسانههای وابسته به حکومت در برخی موارد آمارهایی منتشر میکنند. من هم ارقام را بر اساس همین آمارهای اعلامشده مطرح میکنم.
تأثیر این وضعیت را از چند جهت میتوان بررسی کرد. اول اینکه خط فقر بهشدت افزایش پیدا کرده است. حتی درباره از بین رفتن طبقه متوسط در ایران صحبت میشود. به بیان دیگر، طبقه متوسط هم به زیر خط فقر رفته است.
طبقه متوسط، گروهی بود که میتوانست با درآمد یک شغل، زندگی خود را اداره کند. اما امروز چنین امکانی وجود ندارد. یک معلم با درآمد یک شغل نمیتواند زندگیاش را بگذراند و مجبور است چند شغل داشته باشد. کارگری هم که در کارخانه کار میکند، با درآمد یک شغل قادر به تأمین زندگی خود نیست.
وقتی افراد مجبور میشوند چند شغل داشته باشند، این نشاندهنده گسترش فقر است. از یک طرف، ثروت در دست تعداد کمتری متمرکز میشود و از طرف دیگر، فقر میان تعداد بیشتری از مردم گسترش پیدا میکند. این فاجعهای است که در ایران هر روز ابعاد بیشتری پیدا میکند.
برای نمونه، روز دوشنبه ۲۷ مهر، یکی از رسانهها به نام «تعادل» نوشته بود که امروز با پدیده عمومیشدن فقر روبهرو هستیم. عددی که در این گزارش مطرح شده، بسیار مهم است: گفته شده ۴۴ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر زیر خط فقر مطلق قرار دارند. اگر جمعیت ایران را نزدیک به ۹۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، این رقم بسیار قابلتوجه است.
وقتی از فقر مطلق صحبت میکنیم، منظور وضعیتی است که افراد حتی از آموزش و نان شب خود میزنند و ممکن است توان تأمین بیش از یک وعده غذا را نداشته باشند. این معنای واقعی فقر مطلق است.
از طرف دیگر، همین رسانههای حکومتی میگویند خط فقر اکنون به ۹۲ میلیون تومان رسیده است
ارتباط مستقیم؛ چشمانداز قیام، کابوس نظام؛ چرا سرکوب نمیتواند خشم جامعه را خاموش کند؟ ـ قسمت دوم
ارتباط مستقیم؛ چشمانداز قیام، کابوس نظام؛ چرا سرکوب نمیتواند خشم جامعه را خاموش کند؟ ـ قسمت سوم
ارتباط مستقیم؛ چشمانداز قیام، کابوس نظام؛ چرا سرکوب نمیتواند خشم جامعه را خاموش کند؟ ـ قسمت چهارم