نامه محرمانه جک استراو به تونی بلر: مهندسی مشروعیت حمله نظامی به عراق

 هفته نامه ساندی تایمز روز یکشنبه نامه محرمانه و خصوصی جک استرا به تونی بلر را که یک سال قبل از حمله نظامی به عراق نوشته شده را منتشر کرد.  دراین نامه جک استراو توصیه هایی به نخست وزیر برای مشروعیت بخشیدن به حمله نظامی به عراق و قانع کردن نمایندگان مجلسین, انگلستان می کند.
تغییر رژیم به خودی خود حمله نظامی را مشروع نمی کند؛ این می تواند بخشی از طریقه یک استراتژی را شکل بدهد, ولی نه هدف را.

نامه جنگ عراق جک استراو به تونی بلر
ساندی تایمز  27 دی 88
محرمانه و خصوصی - نخست وزیر - کراوفورد/عراق -
1. پاداش دیدار شما از کرافورد اندک خواهد بود. مخاطرات برای هم شما و هم دولت زیاد است. قضاوت من این است که در حال حاضر, همراه با آمادگی زیاد در پی.ال.پی برای نشان دادن نگرانیهای خود برای اقدام نظامی علیه عراق اکثریت وجود ندارد. همکاران می دانند که صدام و رژیم عراق بد است. انجام این کار امر ساده یی نیست. ولی ما برای متقاعد کردن آنها در مورد این مسائل راه زیادی برای پیمودن داریم:
(الف) ابعاد تهدید از جانب عراق و اینکه چرا اخیراً بدتر شده است.
(ب) این که چه چیزی تهدید عراق را از به عنوان مثال ایران و کره شمالی به منظور مشروع کردن حمله نظامی متمایز می کند؛
(ج) مشروع کردن هرگونه حمله نظامی از لحاظ قانون بین المللی:
و (د) اینکه عواقب حمله نظامی به واقع می تواند جایگزینی یک دولت مطیع و پیرو قانون باشد.
2. مادامی که جنگ بین اسرائیل و فلسطین اینقدر حاد است, انجام این کار بسیار دشوارتر خواهد بود.
ابعاد تهدید
3. رژیم عراق صراحتاً برای همسایگان خود, و از این رو برای امنیت بین المللی جدی ترین تهدید را در بر دارد. ولی در اسنادی که تا کنون ارائه شده است, پی بردن به اینکه تهدید از جانب عراق نسبت به تهدید از جانب ایران و کره شمالی به منظور مشروع کردن حمله نظامی به طرز قابل توجهی متفاوت می باشد امر دشواری بوده است.
اکنون چه چیزی بدتر است؟
4. اگر 11 سپتامبر رخ نداده بود, بعید بود آمریکا به حمله نظامی علیه عراق بیاندیشد. علاوه بر این, هیچ سند معتبری که عراق را به یو.بی.ال (UBL) و القاعده ربط بدهد وجود ندارد. در واقع تهدید عراق در نتیجه 11 سپتامبر وخیم تر نشده است. ولی آن چه تغییر کرده است تحمل جامعه جهانی (خصوصاً تحمل آمریکا) است, به دنبال آن که جهان در 11 سپامبر مشاهد کرد که افراد مصصم شرور این روزها چه چیزهایی را می توانند ابدی کنند.
اختلاف بین عراق, ایران و کره شمالی
5. رئیس جمهور بوش با ربط دادن این کشورها به یکدیگر در سخنرانی ”محور شر“ خود, نه تنها از لحاظ تهدید آنها, بلکه همچنین از لحاظ اقدام ضروری برای برخورد با این تهدید به یک مشخصه بین آنها اشاره کرد. اکنون برای قطع ارتباط این 3 از یکدیگر, و نشان دادن اینکه چرا اقدام نظامی علیه عراق این میزان مشروع تر از اقدام نظامی علیه ایران و کره شمالی است, باید کارهای بسیاری انجام شود. قلب این مسئله - که عراق یک خطر منحصر به فرد و موجود می باشد - در این واقعیتها نهفته است:
به همسایه خود تهاجم کرد؛
از سلاح کشتار جمعی استفاده کرده و باز هم استفاده خواهد کرد؛
ناقض 9 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است.
موضع قانون بین المللی
6. اینکه عراق در نقض آشکار تعهدات قانون بین المللی اتخاذ شده توسط شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد برای ما قلب استراتژیی را ارائه می کند که بر مبنای قانون بین المللی است. در واقع, اگر قرار است این استدلال پیروز بشود, کل پرونده علیه عراق و (در صورت نیاز) به نفع حمله نظامی, باید با اشاره به حاکمیت قانون بین المللی شرح داده شود.
7. ما همچنین باید توضیحات در مورد آن چه انجام می دهیم و چرا انجام می دهیم را بهتر ترتیب بدهیم. ما خصوصاً باید در گامهای اولیه روی مسائل زیر تمرکز کنیم:
عملیاتی کردن سیستم تحریمهای پیش بینی شده توسط قطعنامه 1382 شورای امنیت سازمان ملل؛
درخواست قبول مجدد بازرسان تسلیحاتی, ولی این بار باید به شیوه آزاد و نامحدود عمل کنند (مشابه عباراتی که تا جایی که به یاد دارم, چینی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک شما به کار برد).
8. من می دانم کسانی هستند که می گویند حمله به عراق با قبول یا عدم قبول مجدد بازرسان تسلیحاتی مشروع خواهد شد. ولی من معتقد هستم که درخواست برای قبول مجدد نامحدود بازرسان تسلیحاتی, برای توجیه عمومی, و به لحاظ تحریم قانونی برای هرگونه حمله نظامی بعد از آن حیاتی است.
9. به لحاظ قانونی 2 تله محتمل وجود دارد:
(1) تغییر رژیم به خودی خود حمله نظامی را مشروع نمی کند؛ این می تواند بخشی از طریقه یک استراتژی را شکل بدهد, ولی نه هدف را. البته که ما می خواهیم چنانچه قابل باور باشد ادعا کنیم که تغییر رژیم بخش حیاتی از استراتژیی است که باید از طریق آن به اهدافمان دسترسی پیدا کنیم  - و آن پایان دادن به توانایی سلاح کشتار جمعی عراق است؛ ولی مورد اخیر باید هدف باشد؛
(2) در مورد اینکه هرگونه اقدام نظامی حکم جدید شورای امنیت سازمان ملل را می طلبد یا خیر (عملیات روباه صحرا به آن نیاز نداشت). آمریکا احتمالاً با هرگونه طرح حکم جدید مخالف باشد. از طرف دیگر, وزن نظریه قانونی این است که شاید ضروری باشد. شکی نیست که یک قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل فضا را در پی.ال.پی تغییر می دهد. از آنجایی که (یک حکم جدید) با توجه به موضع آمریکا بسیار غیر محتمل است, یک پیش نویس قطعنامه علیه حمله نظامی که 14 تن موافق آن (یا ممتنع) هستند و 2 رای علیه آن است می تواند بسیار بد باشد.
عواقب هرگونه حمله نظامی
10. مشروعیت قانونی ضروری است ولی با پیش شرط کافی برای حمله نظامی فاصله زیادی دارد. ما همچنین باید به سؤال بزرگ پاسخ بدهیم - دست آورد این حمله چه خواهد بود؟ به نظر می رسد در این موضوع بزرگترین حفره نسبت به هر چیز دیگر وجود دارد. اکثر برآوردها از جانب آمریکا تغییر رژیم را به عنوان روشی برای پایان دادن به تهدید سلاح کشتار جمعی عراق فرض کرده است. ولی هیچ یک به نحو رضایت بخشی به نحوه تضمین تغییر رژیم, و اینکه چه طور می توان مطمئن بود که رژیم جایگزین بهتر خواهد بود پاسخ نداده است.
11. عراق هیچ پیشینه یی از دموکراسی نداشته است و بنا بر این هیچ کس تخصص یا تجربه آن را ندارد.
(جک استراو)
وزارت خارجه
25 مارس 2002