وقتی انرژی هستهای دیگر جواب نمیدهد،
چرا ناگهان شعار بمب اتم از تریبونهای حکومتی بلند شده است؟
آیا رژیم در بنبست هستهای به دنبال راه فرار تازهای میگردد؟
کینگ مجتبی در ته دره بدبختیهای نظامش گرفتار شده و در حالی که تمام کارتهایش را بازی کرده و دیگر طناب نجاتی برایش باقی نمانده، ظاهراً یک راه برای خروج از بنبستهایش پیدا کرده است؛ راهی که میخواهد آن را بهعنوان یک راهحل جدید قالب کند: بمب اتم!
یکی از بسیجیها با صراحت میگوید:
«باور هستهای خسته مسلم ما هستهای است؛ نهتنها انرژی هستهای، بلکه بمب اتم هم! رسماً درخواستمان این است که انشاءالله اگر چنانچه رهبر عزیزمان صلاح بدانند، همگان بدانند که کوهدشت قهرمان هم حاضر است همه هزینه اقتدار و بازدارندگی را بدهد و انشاءالله ما به سلاح هستهای هم مسلح بشویم.»
بمب اتم؛ کلیدواژه جدید برای نجات نظام!
بله! کلیدواژه حل مشکلات نظام این بار بمب اتم است؛ بدون هیچ پسوند و پیشوندی!
دیدید که طرف میگوید انرژی هستهای حق مسلم ماست؛ این شعار دیگر اکسپایر شده و حالا بمب اتم میخواهند! بدون لکنت، بسیجیهای کوهدشت میگویند حاضرند همه هزینهاش را بدهند.
احتمالاً درکشان از هزینه این است که مثلاً یک نیسان آبی میفرستند تا موادش را جابهجا کند. آقا، بمب اتمی را چند سبد داری؟ بگذار عقب وانت من، میبرم!
یکی دیگر از طرفداران نظام هم میگوید:
«من از رهبر تقاضا میکنم که هرچه سریعتر دستور بمب اتم را بدهد. والسلام! ما اگر نخواهیم از آن استفاده کنیم، باید حتماً داشته باشیم. درست است که کشتار جمعی است و شاید استفاده نکنیم، ولی اگر داشته باشیم، یقیناً بازدارنده است. برای اینکه به ما تجاوز میکنند، ما باید بمب اتم داشته باشیم. قطعاً برای بازدارندگی بمب اتم بسازیم.»
بعد هم اضافه میکند:
«ما الان خودمان، جمعیت مردم، بمب اتمیم!»
عمو جان! تو که حتماً بمب اتم هستی، ولی نمیدانم کلاهکی یا موشکی! منتها خوب است که خودت اذعان داری بازدارنده نیستی!
نکته جالب اینجاست که این کلیپها را این بار خود خبرگزاری سپاه تولید و منتشر میکند. یعنی موضوع فقط یک کلیپ در صفحه بسیجیها نیست؛ خبرگزاری سپاه و حتی تلویزیون رسمی آخوندی هم پای کار ترویج این خواسته آمدهاند.
بمب اتم در تلویزیون داخلی، مظلومنمایی در برابر خارجیها!
در یک برنامه تلویزیونی، یکی از طرفداران بمب اتم میگوید:
«اگر ما قدرت هستهای داشتیم و اگر قابلیتهایمان را تبدیل به قدرت کرده بودیم، یعنی قابلیت تبدیل به قدرت شده بود، بهصورت اجتنابناپذیر جنگی علیه ما شکل نمیگرفت. در فضای فعلی این ذهنیت وجود دارد که سلاح هستهای، اگر کشوری توانش را داشته باشد و دکترینش را داشته باشد، میتواند برایش بازدارندگی ایجاد کند.»
به این ترتیب، در شبکه خبر و در آنتن زنده، طرف رسماً سفارش بمب اتم میدهد!
اما ماجرا اینجاست که برای مخاطب داخلی اینطور درمانی میکنند، ولی وقتی آن طرف برای مخاطب خارجی صحبت میکنند، ژست یک پسر خوب و مظلوم را میگیرند که حقش را خوردهاند!
یکی از مهرههای حکومتی در این زمینه میگوید:
«شما از گفتگوهای قبل ما بهحق حرفهایی نشنیدهاید. ما کی گفتیم دنبال سلاح هستهای هستیم؟ کسی میداند من این بحث را در رسانه، قبل از اینکه این دوستان مطرح کنند، مطرح کردم؟ بحث بمب اتم را من بیش از یک دهه در تینکتنکها و جاهای مختلف مطرح کردهام. بحثم این بوده که ما به سمت سلاح هستهای پیش برویم و بمب اتم را بسازیم.»
او ادامه میدهد:
«بعد از شهادت سیدحسن نصرالله، من لطف کردم و علنی در مجلس برای اولین بار گفتم که اصلاً باید دکترین هستهای عوض شود و به آن سمت برویم. تا الان دیگر ائمه جمعه و جماعات هم در تجمع نمایندگان ولیفقیه، در بیانیه پایانیشان ذکر کردهاند که باید به این سمت برویم.»
احتمالاً پزشکیان این مدت درگیر چراغ خاموش کردن، استفاده از پله بهجای آسانسور و کمتر مصرف کردن بوده؛ موبایل و تلویزیون را هم خاموش کرده و این خبرها را ندیده و نخوانده است! برای همین مثل یک بوکسور مشتخورده، اینطوری ادامه میدهد!
پزشکیان؛ نه نماینده ملت، نه حتی نماینده نظام!
آن روز که پزشکیان در نیویورک سخنرانی میکرد، گروهی از ایرانیان آزادیخواه بیرون ساختمان اعتراض داشتند که این فرد نماینده ملت ایران نیست. اما حالا به نظر میرسد که طرف حتی نماینده همین حکومت آخوندی هم نیست و فقط از طرف خودش صحبت میکند!
از یک طرف، پزشکیان از اهمیت فتوای خامنهای مدفون و حرام بودن بمب اتم حرف میزند؛ از طرف دیگر، همان موقع در آن سوی بازار، وعده تغییر فتوای کینگ مجتبای مفقود را میدهند!
یکی از مهرههای نظام میگوید:
«از رفتار حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای عزیز، رهبر معظم، برداشت من این است که ایشان فتوایشان متفاوت خواهد بود و نظراتشان متفاوت خواهد بود. این به این معنا نیست که رهبر شهید اشتباه میکردند؛ زمانه متفاوت است.»
بابا! تو هم دیگر اینقدر فتوا را به رخ آن یکی نکش! هم تو میدانی و هم ما میدانیم که فتوای سیدعلی فقط پوش قضیه بود؛ وگرنه زیرمیزیها که همه کار داشتند میکردند!
یعنی تو فکر میکردی وقتی سیدعلی این خالیها را میبست، نظام هیچ فعالیتی در این راستا نکرده بود؟!
یکی دیگر از مهرههای نظام هم با قاطعیت میگوید:
«ما قاطعانه و شجاعانه، با اینکه میتوانستیم در این راه قدم برداریم، طبق حکم اسلام گفتیم وارد این راه نمیشویم. هم ساختنش غلط است، هم نگهداشتنش غلط است، چون بهکار بردنش حرام است. اگر ما یک وقتی سلاح هستهای میداشتیم، معلوم بود که هرگز امکان نداشت آن را در هیچجا به کار ببریم، چون قطعاً حرام است.»
خب، چیزی که حرام است، چرا انسان خرج کند و بسازد؟ پس این همه خرجی که کردید و میلیاردها میلیارد پول ملت را توی سانتریفیوژ ریختید، برای بمب اتم نداشتن بود؟ بچه گیر آوردید؟!
پروژه هستهای؛ یک باخت سنگین برای مردم ایران
در ادامه، یکی از مهرههای حکومتی میگوید:
«ما دنبال بمب اتمی نبودیم؛ همینطور که مقامات ما گفتند. فرض ما این است که دنبال بمب اتمی نبودند. یعنی ما موقعی که نمیتوانیم یا نمیخواهیم بمب اتمی داشته باشیم، باید درباره غنیسازی ۶۰ درصد انعطاف داشته باشیم.»
اما هزینه این پروژه چه بوده است؟
بر اساس تحقیقی که به دانشگاه علامه نسبت داده شده، از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۲، خسارت مستقیم و غیرمستقیم برنامه اتمی حدود یک تریلیون و ۱۹۵ میلیارد دلار برآورد شده است.
یعنی کل این پروژه، یک پروژه هنگفت و سنگین باختباخت بوده است؛ چون بعد از بیش از ۲۰ سال، حدود دو هزار میلیارد دلار هزینه به کشور تحمیل کردهاند، اما نه مشکل برق مملکت حل شده، نه به بازدارندگی مورد ادعای خودشان رسیدهاند و تازه بمب اتم هم که به گفته خودشان حرام بوده و نمیخواستند دنبالش بروند!