
مسعود رجوی-۱۶ آبان ۱۴۰۵
ذبح کلمه آزادی در پای بچه شاه دیکتاتور و شکنجهگر در کلیسا با الگوی تاریک قرون وسطی
یادآور ژاندارک و گالیله در روزگار سلطنت و سلاطین دینی در اروپا
بچه شاه با بیشرمی و وقاحت حداکثری کماکان خواهان جنگ و بمباران و «مداخله انساندوستانه» است!
لطف هم نموده با سرمشق «همه با هم» میگوید که دستش همیشه به روی همگان از چپ و راست باز بوده و باز خواهد ماند!
یادش رفته که وقتی برای سوار شدن بر« اتوبوس مجانی» استبداد و وابستگی با سرنشینان ساواکی، دست دراز کرده بود
گفتیم و باز هم تکرار میکنیم
«دست دادن با شیخ و شاه و بقایای آنها کار ما نیست. برای پرهیز از دیکتاتوری و وابستگی که خط قرمز عبورناپذیر جبهه خلق و ضدخلق است و برای حاکمیت جمهور مردم میخواهیم دستهایمان پاکیزه بماند و آلوده نشود» (اول اسفند ۱۴۰۱)
حالا پس از بیآبرویی در جامعه سیاسی ترقیخواه آلمان با ژست «مدره» در کلیسا میگوید
«ما نباید که درباره گذشته موافق باشیم تا در مورد آینده به توافق برسیم»
هیچ ایرانی ضددیکتاتوری و ضد وابستگی نه فقط در مورد گذشته و کودتاهای استعماری ۱۲۹۹ و ۱۳۳۲موافق نیست
بلکه برای آینده هم فاشیسم دینی و فاشیسم سلطنتی و جنایتهای شاه و شیخ و ساواک و اطلاعات و سپاه جرم است
بیش از ۸۰ سال پس از جنگ جهانی دوم و سقوط فاشیسم هیتلری، دوباره میگوییم و تکرار میکنیم که
«هنوز در آلمان استفاده از نمادهای نازی از قبیل صلیب شکسته جرم است. حتی انکار هولوکاست هم جرم است»
اکنون تا میتوانید مانند نعرههای «مرگ بر منافق» در دیکتاتوری دینی، عربده«مرگ بر چپی و مجاهد» سر دهید
و با وحشیگری و جهالت و جستوخیزهای میمونی «جاوید شاه» بگویید و به انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران دشنام دهید
اما از جنایتها و عمامه خونین ملایان نمیتوان تاج و شهبت ساخت. بازگشت سلطنت به ایران سرابی بیش نیست
ابراهیم بتشکن در مورد لگدمال کردن حقوق خلقها و ذبح ارزشهای انسانی گفت: اف بر شما و آنچه میپرستید
أُفٍّ لَّـکُـــمْ وَ لِمَـــا تَعْبُــــدُونَ