نیکول باشاران (کارشناس مسائل سیاسی آمریکا) در روزنامه فیگارو (19دی88) مقاله کوتاهی درباره شکست سیاست مماشات با رژیم آخوندی دارد. در زیر متن این نوشته را ملاحظه می کنید
احتیاط بیش از حد اوباما
در آمریکا بسیاری از افراد از اوباما سرخورده شده اند. برخی معتقدند که در حیطه سیاست خارجی، او مانند جیمی کارتر ضعیف است. دموکراتهای چپ میگویند که او در اعتقاداتش راسخ نیست و همواره در جستجوی مصالحه و راه حلهای بینابینی است. جمهوریخواهها میگویند که اوباما در زمینه امنیت ضعیف، مردد و کند است. سیاست دست دراز شده اوباما بسوی ایران تا کنون نتیجه چندانی در بر نداشته است. ایران قصد ندارد که کوتاه بیاید. در خاورمیانه حتی اسرائیل که نزدیکترین متحد آمریکاست از او حرف شنوی نمیکند و حاضر نیست ساختمانسازیها در سرزمینهای اشغالی را متوقف بکند. محمود عباس نیز برای او ناز میکند و حاضر نیست به سر میز مذاکرات برگردد. ترکیه هم با آمریکا قهر کرده است و ترجیح میدهد نگاهش را از آمریکا برداشته و بسوی ایران و سوریه متمایل بکند. به رغم تنشهای موجود بین آمریکا و سوریه، شخصیتهای سوری برای دیدار با بشار الاسد به دمشق میروند. در هیچکدام از پرونده های تنش بار (روسیه، ایران، سوریه)، اوباما موفق نشده است تحولات را به سمت منافع کشورش بچرخاند و اوضاع را تثبیت بکند. اروپاییها در حال فهمیدن این واقعیت هستند که در مقابل رژیمی مانند رژیم حاکم بر ایران، حسن نیت نشان دادن کافی نیست. البته آمریکا هر کار که بکند مورد انتقاد است. اگر کاری بکند میگویند که رفتار امپریالیستی دارد و اگر کاری نکند میگویند این نشانه ناتوانی اش است. معهذا شک و تردید داشتن نسبت به سیاستهای اوباما کاملا مشروع است. انتظار می رفت که او در بیستمین سالگرد برچیده شدن دیوار برلین شرکت کند ولی او در این مراسم غایب بود. در کپنهاگ او رفتار مغرورانه ای داشت. در اجلاس کپنهاگ او به متحدین اروپایی اش کم توجهی کرد ولی بطور خصوصی و جداگانه با رهبران چین و روسیه ملاقات کرد. حسن و نقص اوباما احتیاط به خرج دادن بیش از حد اوست. دیالوگ و گفتگو حد و اندازه ای دارد. دیپلماسی درست گاهی ایجاب می کند که عضله هایمان را به طرف مقابل نشان بدهیم. واکنش سریع او نسبت به هائیتی و اعزام 10هزار سرباز آمریکایی به آن کشور یک اقدام مثبت و شایسته قدردانی است.