سیاست شکست خورده اوباما در برابر ایران

تایم 5 بهمن 88 , به قلم ماسیمو کالابرسی - انگار باراک اوباما در داخل کشور به خاطر مشکلاتی از قبیل از دست دادن کرسی تد کندی, شکست اصلاح بهداشت و درمان و یک جنگ نامنظم علیه بانکها به قدر کافی سرش شلوغ نبود, که اکنون با یک مانع جدی سیاست خارجی هم روبرو شده است. اوباما بعد از کارزار ریاست جمهوری 2008 قول داده بود برنامه هسته یی ایران را با ارائه همزمان گفتگوها و تهدید به تحریمها محدود کند. بعد از یک سال تلاش, به نظر میرسد هر دو مشی در حال شکست هستند.
اوباما دو بار ضرب الاجل به ایران داده است تا حسن نیت خود را نشان دهد...
پاسخ ایران به این ضرب الاجلها بطور مکرر تاخیر و مبهم بوده است...
هدف از تلاش تعامل اوباما این بود که اگر ایران به وقت کشی ادامه بدهد, کشورهایی که سابقاً مخالف تحریمها بودند, مانند روسیه, چین و آلمان را میتوان به حمایت از اقدامات تنبیهی جدید با هدف اجبار ایران به همکاری ترغیب کرد...
پس عملکرد آن چه طور است؟ از هر لحاظ, اصلاً خوب نیست.
درست است که با وقت کشی ایران, به نظر میرسد آلمانها دارند با (با سیاست تحریم) همراهی میکنند, در حالی که در اوایل سال جاری آنها میگفتند تنها در صورتی از تحریمها حمایت میکردند که توسط سازمان ملل به تصویب برسند. و در حالی که مقامات ارشد آمریکایی و دیپلماتهایی اروپایی میگویند روسیه آماده حمایت از تحریمها شده است, ولی وقایع علنی این ادعا را تایید نمیکند و علائم از مسکو همچنان مختلف است.
ولی جایی که روسها در گذشته جلوداری در بلوکه کردن تلاشها برای تحریمها را برعهده گرفته بودند, این نقش اکنون به چین واگذار شده است, که در بخش انرژی ایران منافع به شدت رو به افزایشی دارد...
بدون چین, که در شورای امنیت از حق وتو برخوردار است, هیچ چشم اندازی برای تحریمهای جدی در سازمان ملل وجود ندارد. این به نوبه خود به معنای مشکل در رسیدن به تحریمهای سخت از جانب تمامی کشورهای اروپایی است, که برخی نمیتوانند بدون تصویب سازمان ملل عمل کنند.
از این رو اوباما اکنون با این واقعیت تلخ روبرو است که ظاهراً نه مسیر تعامل و نه مسیر تحریمها به جایی نمیرسد. مدافعان وی در داخل و خارج میگویند که مسیر درست برای پیشرفت همین بوده است, ولی بدگمانان به سیاست اوباما, حتی در حزب خود وی هم در حال ظهور هستند. یکی از دموکراتهای کنگره میپرسد, ”یک سال تعامل دقیقاً برای شما چه دستاوردی داشت؟“
پس اوباما چه گزینههایی باقی دارد؟ برخی دیپلماتهای اروپایی و آمریکایی امیدوار هستند بتوانند چین را با خود همراه کنند. ولی آنها به طور خصوصی میگویند که آمریکا و متحدین آن باید خودشان, بدون چین ادامه بدهند. یک دیپلمات اروپایی میگوید, ”هیچ کس نمیخواهد آنجا برود,“ ولی ”آن چه ما اکنون به چینیها به صراحت میگوییم این است که“ اگر مشی کنونی رفتار ایران را تغییر نمیدهد, ”دیگر هیچ فایده یی در ادامه کار با یکدیگر وجود ندارد.“
هدف ایران از ابتدا شقه کردن جامعه جهانی بوده است, و در صورت عدم همکاری بلوکی از کشورها که با ایران تجارت میکنند, مانند چین, روسیه, ترکیه و هند, تحریمهای یک جانبه میتوانند به نحو خطرناکی تضعیف شوند. این واقعیت که آمریکا و متحدین آن حتی به اقدام تنهایی میاندیشند علامتی از انبوه مشکلاتی است که سیاست اوباما در آن قرار دارد.