واشنگتن پست: تغییر رژیم, بهترین سیاست برای جلوگیری از تکثیر تسلیحات اتمی ایران است.

روزنامه واشنگتن پست روز چهارشنبه در مقاله ای با عنوان «چگونه اوباما می تواند مسیر خطرناک حرکت ایران را تغییر دهد» نوشت: تغییر رژیم, از هر معامله ای که دولت اوباما ممکن است با دولت کنونی ایران, بر سر برنامه اتمی اش دست یابد, مهمتر است. حتی اگر دولت کنونی تهران, پیشنهاد سال گذشته, برای صدور مقداری از اورانیوم کم درصد خود را می پذیرفت, تازه یک گام نسبتا کوچک در یک جاده طولانی و نامتعین می بود. چنین امتیاز کوچکی, ارزش رها کردن فشار برای یک تغییر واقعی را ندارد.

  نویسنده: رابرت کاگان
واشنگتن پست:  7 بهمن 88, نوشت: اوباما برای کمک به ایجاد جهانی به مراتب امن تر, طی ماههای آینده, فرصتی دارد که طی یک نسل, یک بار, پیش می آید. این فرصت, مذاکره با روسیه بر سر معاملات تسلیحاتی, یا تقویت پیمان ان پی تی, یا بستن قراردادی با چین بر سر تغییرات دما, نیست, هر چند, هر کدام آنها ممکن است خیلی هم ارزشمند باشند.  این فرصت, کمک به مردم ایران برای بدست آوردن شکل جدیدی از دولت است. با توجه به نقشی که حکومت روحانیون اسلامی در تهران, در رهبری و حمایت از بنیاد گرایی ضد دمکراتیک, ضد لیبرال, و ضد غربی, طی سه دهه گذشته ایفا کرده است, سرنگون کردن, یا حتی اصلاح اساسی این رژیم, قابل مقایسه با فروپاشی ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی شوروی خواهد بود.
  واشتینگتن پست نوشت: ایرانی را تصور کنید که, به مردمان تحصیلکرده, مبتکر, و بسیار با فرهنگ آن, اجازه شکوفایی و جذب کامل در اقتصاد و جامعه جهانی داده شود. تصورش را بکنید که یک ایران مدرن و شکوفا, که در آن, انتخابات بصورت عادی, آزاد و عادلانه برگزار می شود, چه تاثیری بر روی جهان اسلام و خاورمیانه بزرگتر, خواهد داشت. آنهایی که برای مدتها, طرفدار یک ”معامله بزرگ” بودند, حق داشتند که در مورد منافع کلان جهانی آن صحبت کنند, به شرط اینکه ایران, با نظم بین المللی , درآمیخته می شد. اشتباه بزرگ آنها این بود که فکر می کردند چنین معامله ای, با وجود رهبران تاریک اندیش و متنفر ضد غربی, امکانپذیر است.
این روزنامه می افزاید:تغییر رژیم, از هر معامله ای که دولت اوباما ممکن است با دولت کنونی ایران, بر سر برنامه اتمی اش دست یابد, مهمتر است. حتی اگر دولت کنونی تهران, پیشنهاد سال گذشته, برای صدور مقداری از اورانیوم کم درصد خود را می پذیرفت, تازه یک گام نسبتا کوچک در یک جاده طولانی و نامتعین می بود. چنین امتیاز کوچکی, ارزش رها کردن فشار برای یک تغییر واقعی را ندارد.
    واشینگتن پست آنگاه با رد حمله نظامی برای توقف برنامه اتمی رژیم می نویسد: تغییر رژیم, بهترین سیاست برای جلوگیری از تکثیر تسلیحات اتمی است. حتی اگر دولت بعدی ایران, نپذیرد که برنامه تسلیحاتی را رها کند, نیاز آن به مساعدت اقتصادی کشورهای غربی, و تمایل آن به آمیختن مجدد در اقتصاد جهانی و نظم بین المللی, موجب خواهد شد که لااقل, از سرعت پیش رفتن دیوانه وار بسوی تکمیل این برنامه, کاسته,  و برای گفتگوهای دیپلماتیک, روی خیلی گشاده تری داشته باشد. یک دولت جدید, ممکن است این برنامه را برای مدتی کنار بگذارد, یا از همه آن دست بکشد. کشورهای دیگری بودند که چنین کاری کرده اند. در هر حال, ایرانی که توسط رادیکالها با دیدگاههای هزار ساله, اداره نشود , حتی با داشتن یک سلاح اتمی, چشم انداز ترسناک خیلی کمتری خواهد داشت.
   این استدلال محکم, استدلالی واقعی و پراگماتیک است. چه چیزی محتمل تر است؟ اینکه رهبری کنونی ایران, با دست کشیدن از برنامه اتمی خود موافقت خواهد کرد؟ یا اینکه این رهبران سرنگون خواهند شد؟ یک سال پیش, به نظر می رسید که جواب, روشن باشد. علائم چندانی وجود نداشت که ممکن باشد, روزی مردم ایران قیام کرده و خواستار تغییر شوند, فرقی هم نمی کرد که آمریکا و سایر کشورهای دمکراتیک, برای کمک به آنها چه کردند. اگر چشم انداز دست یافتن به معامله ای بر سر برنامه اتمی تهران, دور به نظر می رسید, چشم انداز تغییر رژیم, به نظر می رسید, که حتی دورتر هم باشد.
   این احتمالات, از 12 ژوئن تغییر کرده اند. اکنون, احتمال تغییر رژیم, بیشتر از احتمال موافقت رژیم کنونی با دست کشیدن از برنامه اتمی اش است. با تحریمات سخت تر, حمایت علنی اوباما و سایر رهبران غربی, و برنامه هایی برای تامین اطلاعات و ارتباطات بهتر برای اصلاح طلبان, احتمال تغییر رژیم, ممکن است هیچوقت بهتر از این نباشد.
همانطور که اخیرا, ریچارد هس هم  نوشته است, ” حتی یک فرد واقع گرا باید تشخیص دهد که این , فرصتی است که نباید از دست داد”.
   آیا اوباما این فرصت را تشخیص می دهد؟ تا این نقطه, دولت اوباما در واکنش به وقایع ایران, تغییر جهت اندکی داشته است. دولت اوباما بگونه ای حرکت کرده , که گویا تحولات تند سیاسی در ایران, فقط اهمیت حاشیه ای داشته اند, و پیروزی واقعی , همچنان در گرو معامله ای با تهران است. رئیس جمهور, بیش از حد, محتاط بوده است. حتی در حالیکه رهبران اپوزیسیون ایران, از او خواسته اند که طرف آنها را بگیرد, و کارشناسان  خواستار تلاشهای فعالانه تری به نیابت از اصلاح طلبان ایران شدند, اوباما , اندک گفته و عمل کرده.

واشینگتن پست در قسمت دیگری از این مقاله می نویسد:  رییس جمهور لازم است تشخیص دهد که این, همان لحظه ”فرو ریختن دیوار (برلین-م) ” برای او است. و اینکه, چنین لحظه ای, زودگذر است.
   رهبران ایران برای بدست آوردن یک سلاح اتمی, با عجله پیش می روند. یک دلیل آن این است که آنها معتقدند, داشتن یک بمب, موضع آنها را, هم در داخل کشور و هم از نظر بین المللی, تقویت خواهد کرد. احتمالا حق با آنهاست. علاوه بر این, صبر اسراییل, نامحدود نخواهد بود. اگر بیش از حد زمان بگذرد و تغییری در ایران بوجود نیاید, ممکن است اسراییل احساس کند که راهی جز حمله ندارد, و دیگر به احتمال موفقیت و اینکه نتایج آن تا چه حد خطرناک خواهد بود, نیندیشد.
واشینگتن پست در پایان این مقاله می نویسد: سی سال پیش, انقلاب ایران, به کمک بی کفایتی مقامات ارشد دولت کارتر, که برخی از آنها, تا همین امروز, خواستار عادی سازی روابط با جانشینان بی رحم آیت الله خمینی هستند, به پیروزی رسید. اکنون اوباما این شانس را دارد, تا افتضاح استراتژیک و ایدئولوژیک آنها را جبران کند. اما , او نمی تواند مدت خیلی زیادی منتظر بماند.

رابرت کاگان, یکی از وابستگان ارشد در بنیاد خیریه کارنگی برای صلح بین المللی است که بطور ماهانه, مقاله ای در واشنگتن پست می نویسد.